BbssB3's Reading List
192 stories
Mafia's wife🍷Luna"King VKOOK⛓️ همسر مافیا by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 33,565
  • WpVote
    Votes 2,827
  • WpPart
    Parts 42
هیچ وقت فکرشم نمیکردی ی روز باهمون حسرتی که نگاهش میکردی بهت نگاه کنه اما..... کارمای عشق : اسیر مافیایی شدم که همه از شنیدن اسمش هم میترسن اما نه من ی احمقم عاشقش شدم فقط با زل زدن به اون چشم ها دلمو بهش باختم اونم وقتی که نامزد سابقش داره برمیگرده تا باهاش ازدواج کنه... ی حس عجیبی داره انگار دیگه قلب ندارم انگار دیگه اون آدم سابق نیستم این بده یا خوب؟ شاید چون رها شدم و رها کردم باختم... چون بهشون اعتماد داشتم کاش هیچ وقت اعتماد نمیکردم کاش هیچ وقت باهاش نمیدیدمش کاپل :تهکوک، نامجین، یونگمین وکاپل های دیگه امگارس، ازدواج اجباری، عاشقانه، دوستانه مافیایی،
Tension between us by iamliraaaa
iamliraaaa
  • WpView
    Reads 11,726
  • WpVote
    Votes 1,584
  • WpPart
    Parts 11
خلاصه: زندگی جونگکوک بعد امدن اون مرد، به دو قسمت تقسیم شد...قبل اون مرد و بعد ان... جونگکوک هفده ساله شدیدا مخالف ازدواج مادرش با مردی به نام کیم تهیونگ بود که از شانس بدش، اون مرد نه تنها همسر مادرش شد بلکه سرپرستی جونگکوک رو هم به عهده اش گرفت __________________________ جیمین به دلیل اشتباهی که در گذشته مرتکب شده بود هیونگش رو از دست داده بود ولی اون همچنان امید داشت که به روزای خوب گذشته برگردند توجه داشته باشید که این فیک پ..د..و..ف..ی..ل، م..ح..ا..ر..م و این چرت و پرتا نیست فقط فاصله سنی بین کاپل تهکوک یکم زیاده چون ژانرش پدر خوانده هست برای همین اگر فاصله سنی کم بود غیر واقعی بنظر میرسید(هر چند که من سعی کردم سنش رو پایین بیارم جوری که سن تهیونگ از سن مادر جونگکوک کوچیکتر شده) تهیونگ جونگکوک رو بزرگ نکرده و از بچگی هم عاشقش نشده و رابطشون بعد هجده سالگی کوک عمیق تر خواهد شد! توضیحات: این فیک قبلا با نام پدر خوانده یا پدر خوانده من، با ویوی چند ده کا ح.ذ.ف شد و من یک بار هم تلاش کردم اپ کنم ولی متاسفانه اکانتم از دسترسم خارج شد و الان تصمیم گرفتم با اکانت خودم و با تغییر نام فیک مجددا از اول اپ کنم! نام جدید فیک، تنش بین ما هست! توجه: در این فیک کاراکتر جونگکوک و جی کی کاملا از هم جدا هستند
Past's Shadow (Namjin/Vkook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 39,692
  • WpVote
    Votes 7,356
  • WpPart
    Parts 23
کاپل های اصلی: نامجین و ویکوک«ورس» کاپل فرعی: یونمین خلاصه: عشقی که تبدیل به نفرت شد... نامجون و جین از همدیگه متنفرن و برای زمین زدن همدیگه هرکاری می‌کنن، اما حالا، مجبورن دست دوستی بدن و همکار همدیگه باشن، این وسط پسراشون جونگ کوک و تهیونگ که سال ها توی گوششون خونده شده باید از همدیگه فاصله بگیرن و از همدیگه متنفر باشن، با همدیگه رو به رو می‌شن، سوال پیش میاد که آیا بچه ها همیشه به حرف والدینشون گوش می‌دن؟ خب معلومه که نه! ژانر: عاشقانه، اسمات، انگست، درام♟️ Start: 04/05/13 End: 04/10/28 Rankings: 🥇Kookv 🥇Bts 🥇Dram 🥇Taehyung 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥈Fiction 🥈Persian 🥉Namjoon 🥉Fic وضعیت: اتمام یافته. نویسنده: Desa🖤
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 188,257
  • WpVote
    Votes 12,473
  • WpPart
    Parts 82
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 556,894
  • WpVote
    Votes 81,282
  • WpPart
    Parts 64
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
dear (عزیز کرده) by im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    Reads 190,269
  • WpVote
    Votes 20,199
  • WpPart
    Parts 24
اسم:dear (عزیز کرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس٫امپرگ٫تاریخی٫اسمات ، علمی تخیلی... کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان جئون معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستند همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون جئون ها را داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فردِ چینی که سفیر پادشاهیه چین بود تو بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو به زور با خودش تا گیشا خانه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندان جئون بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاقه گیشا خانه آویزون میکنه و خود کشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان جئون امگایی از خون خود نداشتن و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود جونگکوک کوچولوی ما این نفرین شکسته شد. روز های اپ:تمام شده این فیک خیلی گوگولی مگولی و سافت و بی دردسره و روزمرست پارت هاش هم احتمالا کم باشن 🎀ورژن کوکوی توی همین اکانت با همین اسم🎀
DEMONS IN MY SOUL || VERSE by Hanaaaam
Hanaaaam
  • WpView
    Reads 8,197
  • WpVote
    Votes 1,226
  • WpPart
    Parts 25
جونگ‌کوک، گل‌فروش ناشنوای مرموزی که زیر ظاهر آرومش، با هیولاهایی درون خودش دست و پنجه نرم می‌کنه... و تهیونگ، تنیسور سابقا مشهوری که زیر بار گناه‌های گذشته‌ش فرو ریخته... وقتی تهیونگ و جونگ‌کوک با گذشته‌های تاریک و شیاطین درونی‌شون رو به رو میشن، هیچ‌کدوم انتظار ندارن که عشق راه نجاتشون باشه. اما آیا دو قلب شکسته می‌تونن همدیگه رو درمان کنن؟ یا تاریکی برای همیشه پیروز میشه؟ _ گاهی تاریکی فقط دشمن نیست، بلکه بخشی از خودته. اما شاید عشق کلید رهایی باشه. شاید... Name: DEMONS IN MY SOUL(شیاطین روح من) Couple: Verse(VKOOK/KOOKV) Genre: angest, romance, smut, drama, sport, dailylife, psychology Writer: HANA
𝐍𝐎𝐈𝐑 𝐏𝐔𝐋𝐒𝐄 by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 4,721
  • WpVote
    Votes 435
  • WpPart
    Parts 2
«جشن عروسی ای که به کابوس تبدیل شد... غریبه‌ای آشنا با نگاهی مبهم، که قرار نبود وارد زندگی‌اش شود... و رازی که مثل سایه دنبالش می‌کند. جایی که او فکر می‌کرد همه‌چیز تمام شده... اما سرنوشت نقشه‌ی دیگری برایش داشت. او گرفتار عشقی می‌شود که از همان اول اشتباه به نظر می‌رسد. پشت تمام تاریکی‌ها، قلبی بود که فقط برای یک نفر می‌تپید. حالا عشقشان باید در میان دروغ‌ها و دشمنی‌ها نفس بکشد... و هیچ‌کس نمی‌داند این نبض تا کجا دوام می‌آورد. وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی از چهره هایشان بی افتد، آیا قلب هایشان می‌تواند حقیقت را تاب بیاورد؟» داستانِ تهیونگی که درست بعد از اون افتضاح در شب عروسیش با دختری که عاشقش بود، وقتی که فکر می‌کرد همه‌چیز براش تموم شده، با جونگ‌کوک آشنا شد... آشنایی‌ای که کاملا ساده و اتفاقی بنظر میرسید، اما هیچ‌کس نمی‌دونست پشت لبخند اون مرد چه حقیقتی پنهان شده. Name: Noire Pulse (نبض تاریکی) Couples: Vkook / Kookv, Yoonmin Genre: Mafia, Romance, Crime, Mystery, Smut🔞, Angst, Happy End Wr: Nellin
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,087,542
  • WpVote
    Votes 80,759
  • WpPart
    Parts 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 248,717
  • WpVote
    Votes 21,775
  • WpPart
    Parts 42
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی