Vkook.Kookv_01
117 stories
Sword of Darkness by NanaZed8
NanaZed8
  • WpView
    Reads 8,142
  • WpVote
    Votes 1,288
  • WpPart
    Parts 15
Sword of Darkness_شمشیر تاریکی مین یونگی پسر بیست و چهار ساله ای بود که بیش از حد شیفته سحر و جادو شده.اون تمام طلسم های مهم رو از پدر بزرگ عزیزش یاد گرفته بود که حالا در سن پنجاه و اندی سال(که طبیعتا واسه یک شخص کاملا سالم سن کمی بود)توسط سرطان خیلی بدی به قتل رسید. بله،به قتل رسید.یونگی این طور اعتقاد داشت چون پدر بزرگش زمانی که در بستر مرگ بود چیز عجیبی بهش گفت: *یونگی...تو باید شمشیر رو بهش بدی وگرنه مرگ به زودی به سراغ تو خواهد امد. پس حقیقت داشت که تمام جادوگر های بزرگ یک راز کثیف دارن؟؟ «پایان یافته.» کاپل اصلی:تهگی ژانر:فانتزی،سوپر نچرال،ترسناک،رومنس،فیک چت استوری،اسمات،هپی اند نویسنده: NanaZed8
◇ 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏 ◇ by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 13,908
  • WpVote
    Votes 2,020
  • WpPart
    Parts 24
برای وفاداری رها کردن.... به علت نجات شخصی با ارزش تر برای عام .... صحنه سازی دردناک، که قلب های زیادی را شکست و نور امید را از بین برد .... دریچه های عشق و محبتی که با آخرین دیدار بسته شدند...... رنگ هایی که به یک باره تیرگی بر آنها قلبه کرد.... چه اتفاقی افتاد..! آیا ریسمان های تکه تکه شده سرنوشت دوباره بهم گره میخورند.......؟ قلم سرنوشت اینبار...چند صفحه را پر میکند؟! 📜
A miracle or a mistake? by Angelic_ly
Angelic_ly
  • WpView
    Reads 10,655
  • WpVote
    Votes 1,311
  • WpPart
    Parts 43
(یه معجزه یا یه اشتباه؟) کاپل اصلی:ویمین کاپل فرعی:نامجین،هوپمین ژانر:امگاورس،رمنس،اسمات،امپرگ،درام، کمی طنز تهیونگ: درست از زمان دانشگاه از دست خونوادم فرار کردم به آمریکا که بالاخره بتونم یکم خودم برای خودم تصمیم بگیرم و بگم تو هم وجود داری کیم تهیونگ ، همه چی عالی بود تا وقتی که دوره تحصیلم تموم شد و امگایی که برای خودم انتخاب کرده بودم ولم کرد و من موندم و برگشتن دوبارم به کره و افتادن دوباره تو تصمیمای اونا.... جیمین: فکر کردم عاشق شدم فکر کردم سرنوشتمو پیدا کردم فکر کردم بالاخره به آلفای خودم رسیدم اما اینطور نبود حداقل با رد کردن من و بچش فهمیدم از اولم عشقی وجود نداشت، حالا چجوری میخوام برگردم و به بابام بگم پسرت با یه آلفا فرار کرد و فکر کرد عاشقشه ولی اون عوضی منو حامله کرد و رفت.... آپ: کامل شده
برادر  ناتنی  من! || Vkook|| by Kakaguruie
Kakaguruie
  • WpView
    Reads 46,306
  • WpVote
    Votes 3,102
  • WpPart
    Parts 13
My half brother برادر ناتنی من! خلاصه🕷️: جونگکوک باید کشور، دوستاش و دوست پسرشو ول کنه و به عمارت شوهر ثروتمند مامانش نقل مکان کنه اون با تهیونگ برادر ناتنیش آشنا میشه ‌ اونها بعد مدتی مخفیانه دیوونه وار عاشق هم میشن! سر انجام این عشق به کجا میرسه؟ کاپل اصلی🐾: ویکوک ژانر🌚: عاشقانه ، هیجانی ، اسمات ، هپی اند 🌑داستان کاملا برگرفته شده از فیلم Culpa mia هست ورژن ویکوک نویسنده🕸️: کاکاگورویی🐈‍⬛🖤
Me Or Me | KookV - Vmin by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 25,057
  • WpVote
    Votes 2,126
  • WpPart
    Parts 40
( پایان یافته - منتظر فصل سه باشید ) تهیونگ بخاطر مشکلات خانوادگی به انگلیس مهاجرت می‌کنه. اون نیاز داره برای بهتر کردن زندگیش، با موفقیت مدرک تحصیلی خودش رو بگیره ولی هیچ چیز اون‌طور که می‌خواد پیش نمیره. چی میشه اگه استاد جذاب و کره‌ایش بهش پیشنهاد وسوسه انگیزی بده که باعث تغییر زندگیش بشه؟؟؟؟ ( هیچ‌وقت فکر نکنید می‌تونید داستان رو حدس بزنید. هیچ‌چیز برای تئوی ما قابل پیش‌بینی نیست. )
𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐁𝐥𝐮𝐞|𝐤𝗼𝗼𝐤𝐯| by Aysa_zay
Aysa_zay
  • WpView
    Reads 9,144
  • WpVote
    Votes 1,534
  • WpPart
    Parts 19
ⒷⒺⒶⓊⓉⒾⒻⓊⓁ ⒷⓁⓊⒺ🧜 کاپل اصلی←″کوکوی کاپل فرعی←″سپ″نامجین″ 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴⟩'𝙺𝙾𝙾𝙺𝚅'𝚂𝙾𝙿𝙴'𝙽𝙰𝙼𝙹𝙸𝙽'... ژانر←فانتزی(دوستان دقت داشته باشید این بوک فانتزی هست)،کمی ددی کینک،امپرگ،اسمات،ماجراجویی و... 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴⟩*𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎*𝚜𝚖𝚞𝚝*𝚏𝚊𝚗𝚝𝚊𝚜𝚢* 𝚌𝚘𝚖𝚎𝚍𝚢*𝚕𝚒𝚝𝚝𝚕𝚎 𝚍𝚊𝚍𝚍𝚢 𝚔𝚒𝚗𝚔*𝚖𝚙𝚛𝚎𝚐*... 𝚂𝚄𝙼𝙼𝙰𝚁𝚈↓ 🧜جانگ کوک رئیس یکی از بزرگترین شرکت های تولید مواد و غذا های دریایی هست که برای تعطیلات تابستونی و استراحت به یک جزیره میره ولی اونجا با یک موجود عجیب روبه رو میشه،پسری با صورت الهه و بدنی نیمه انسان... روز های آپ←شنبه ها نویسنده←Aysa (متوقف شده) ⁦♡⁦⁦⁩⁩شرط نمیزارم ولی ووت کامنتاتون بهم انرژی میده برای نوشتن♡
⛓mistake⛓ by amirhosein3333
amirhosein3333
  • WpView
    Reads 59,750
  • WpVote
    Votes 7,742
  • WpPart
    Parts 24
ژانر=مافیایی/درام /طنز/هپی اند هرکسی توزندگیش یه اشتباهاتی انجام داده ،بعضیاش قابل بخششن اما اشتباهاتی وجودداره که حتی بامردنم نمیشه درستش کرد جیمین خدمتکاری که برای کاربه عمارت کیم تهیونگ میره ،کسی که رئیس باندسیاه ،وی کسیه که قلبش ازکینه و نفرت سیاهه به طوردقیق تر خودجهنمه اماجیمین خدمتکار موطلایی میتونه این جهنم وتبدیل به بهشت کنه ؟! پایان یافته❌
Love Lovely by setarekordstani
setarekordstani
  • WpView
    Reads 225,685
  • WpVote
    Votes 21,675
  • WpPart
    Parts 58
چقدر ساده بود... فکر میکرد دوسش داره ولی...همش الکی بود یعنی توی این چهار سال همش بازیچه دست اون دوتا شده بود؟ اینقدر بی ارزش بود؟ کاپل: ویمینکوک ژانر: امگاورس_عاشقانه_تریسام_غمگین_هپی‌اند_آمپرگ؟ روز آپ: پنجشنبه امیدوارم خوشتون بیاد💜 به بقیه ی بوک هاهم سر بزنید❤️
[ Shameless ] by Vida_twinkleFanF
Vida_twinkleFanF
  • WpView
    Reads 178,620
  • WpVote
    Votes 15,785
  • WpPart
    Parts 24
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم! ◆◆◆ _: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم! _: البت برای تو آقای جون! دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم: امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم! فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم... _: هرکاری دوست داری باهام بکن! _: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره! Kookmin_Vmin ◆◆◆