🎀👀
20 stories
لاجورد|Lapislazuli  by Valeron_AR
Valeron_AR
  • WpView
    Reads 3
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
هیرمان، دانشجوی ورودی جدید پرستاری با ورود به دانشگاه از فشارهای خانواده فاصله گرفته و حالا نتیجه‌ی اون همه سخت‌گیری ورود به زندگی‌ای پر از نقصه. فشار زیاد، نتیجه‌‌ی معکوس. پسری به اسم آرین خودش رو میون یکی از رفتارهای پرخطر هیرمان می‌اندازه. وسط یه دعوا، آرین برای کمک به پسری، با هیرمان درگیر می‌شه اما اون دعوا پر از سوءتفاهمه که کم کم با هم کشفش می‌کنیم. آتش پسرخاله‌ی آرینه، برخلاف نسبتشون خانواده‌ای بسیار متفاوت دارند. در حالی که آرین همه طوره پذیرفته شده و زندگی راحتی رو می‌گذرونه. آتش برای زنده موندن توی خونه تقلا می‌کنه و یه نفر این تقلا رو می‌بینه. وقتی آتش، آروکو رو می‌پذیره و آروکو اون رو همراهی می‌کنه؛ صمیمیتی بینشون شکل می گیره که وصف شدنی نیست. توضیح اسم رمان: از کاپل فرعی گرفته شده. آروکو مثل رگه‌های طلایی، نور رو به زندگی آبی آتش اضافه می‌کنه و با حضور آروکو، آتش در نهایت شروع به لذت بردن از لحظه‌های اندک آزاد زندگیش و اهمیت به خودش می‌کنه. مثل رگه‌های طلایی، درون رنگ آبی سنگ لاجورد. کشور: ایران
𓂃Da Capo𓂃 by Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Reads 13,802
  • WpVote
    Votes 2,902
  • WpPart
    Parts 8
𝅘𝅥𝅮~ Name: Da Capo 𝅘𝅥𝅮~ Type: Multishot 𝅘𝅥𝅮~ Couple: Chanbaek/Baekyeol 𝅘𝅥𝅮~ Genre: fluff,School,Omegaverse,+18 𝅘𝅥𝅮~ Writer: HonyMoon
Dear friend, by mobina_k_h
mobina_k_h
  • WpView
    Reads 578
  • WpVote
    Votes 124
  • WpPart
    Parts 7
نامه هایی برای تو. بعد از خوندن هر نامه اون رو توی جعبه کمک های اولیه قرار بدین تا در صورت نیاز مثل چسب زخم ازش استفاده کنید. فرستادن جواب نامه اجباری نیست اما اگه فرستادین توی قلبم خونه دارین :) از طرف موب، مبین، مبینا به دوست عزیزم سلام!
Flightless Bird || ( L.S ) by maniacFlorist
maniacFlorist
  • WpView
    Reads 11,157
  • WpVote
    Votes 1,803
  • WpPart
    Parts 37
لویی رقصنده اصلی باله سلطنتیِ. وقتی رقیبش, اعجوبه ی بد خلقِ رقص ,هری ,به کمپانی ملحق میشه ,زخم های قدیمی دوباره سرباز میکنند و احساسات قدیمی دوباره شعله ور میشوند. در طی تولید ' دریاچه ی قو ' توسط کمپانی, رازی که عشق اونهارو محکوم به فنا کرده بود سرانجام فاش میشه. ولی آیا خیلی دیر خواهد بود؟ [ Persian translation ]
𝐅𝐨𝐮 by Mrycle
Mrycle
  • WpView
    Reads 60,003
  • WpVote
    Votes 15,945
  • WpPart
    Parts 19
🥂FICTION: FOU/مست چانیول مرد ارتشی سی و دو ساله‌ای که بعد از آسیب دیدگی کتفش در یکی از ماموریت‌ها، بازنشست شد. و تصمیم گرفت باقی عمرشو به عنوان سرایدار بی‌اعصاب یه دبیرستان زندگی کنه. 🥂GENRE: کمدی، مدرسه‌ای، روزمره، اسمات 🥂COUPLE: چانبک، کوکوی 🥂AUTHOR: مریکل COMPLETED✅
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 65,817
  • WpVote
    Votes 15,646
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵 [Complete]  by park__skyler
park__skyler
  • WpView
    Reads 61,062
  • WpVote
    Votes 9,438
  • WpPart
    Parts 53
࿑𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝁺𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘, 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑜𝑒𝑦, 𝑆𝑒𝑘𝑎𝑖 ࿑𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝁺 𝑇ℎ𝑟𝑒𝑒𝑠𝑜𝑚𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓 لوئی برادر کوچکتر یول، برای سالهای زیادی دور از خونه و به تنهایی زندگی میکرد. و درست وقتی زندگیش رو به ایده آل ترین حالت ممکن ساخته بود فهمید برادر بزرگتر کیوت و لوسش یول قراره بره سربازی. لوئی شبانه همه رویاها و زندگی که ساخته بود رو رها کرد و برگشت کره تا اجازه نده هیونگ کیوتش رو مردای بد و خشن تو سربازی بولی کنن. و قبل از اینکه بفهمه چیشد، جفتشون توی تله بکهیون افتادن. 1401.10.24 1402.04.12 end
ugly fan and hot fucker by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 331,256
  • WpVote
    Votes 56,477
  • WpPart
    Parts 52
name:ugly fan and hot fucker couple:chanbeak Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف writet: maya^^ وضعیت:کامل شده⁦☑️⁩ قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇ _تو خیلی زشتی بیون!❎ پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند! بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت. _ببخشید قربان!💢 _البته میتونی جذاب باشی! _چطوری؟ بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد _اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥 و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...