ییجان 🤩❤️
199 stories
One More Breath by arsn_nus
arsn_nus
  • WpView
    Reads 510
  • WpVote
    Votes 103
  • WpPart
    Parts 2
بازگشته بود...درست زمانی که شعله های عشقش را در زیر خاکستر وجودم به زنجیر کشیده بودم. و من چه میدانستم که قلب دیوانه ام خیانتکار است! ای دل ساده و نگون بخت من! ناف تو را با خواستن و نرسیدن بریده اند... ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: نام: یک نفس بیشتر ژانر: ریل لایف, رومنس, انگست کاپل:ییژان(ژان تاپ) نویسنده:آرشانا آیدی واتپد: arsn_nus
Event Horizen (Yizhan | ییجان) by NanHai520Fic
NanHai520Fic
  • WpView
    Reads 409
  • WpVote
    Votes 68
  • WpPart
    Parts 4
••⌊#افق‌_رویداد 🪖⌉•• ╮✮ کاپـل ‌‌❲ ییـجان␋ییبوتاپ❳ ╮✮ ژانـر ‌‌❲ انگست، فلاف، عاشقانه، PTSD ❳ ╮✮ مترجـمـ ‌‌و ویراسـتار ❲ 𝑀𝑎𝐻𝑑𝑖𝑠 ❳ 📚↷برشـی از متـن'' اون نتونسته بود به خواهرش کمک کنه. به همین خاطر، حاضر بود هر کاری که از دستش برمیاد رو برای نجات یه فرد دیگه که در شُرُف خودکشی قرار داره، انجام بده‌. با این حال، اولین پیامی که از طرف یه شماره ناشناس دریافت کرد، به هیچ وجه اون چیزی نبود که انتظارش رو داشت... داستان شیرین یه کهنه سرباز و مردی که اون رو دوباره به زندگی برگردوند. ............................. نتونستم انجامش بدم. تفنگمو برداشتم. گذاشتمش توی دهنم. آماده بودم که ماشه رو بکشم که یهو یاد چشمات افتادم. یاد لبخند قشنگت افتادم و اینکه چقدر وقتی می‌تونستم باعث لبخندت بشم، زندگی بهم حس خوبی می‌داد و فکر کردم شاید، فقط شاید، همین کافی باشه که واسه‌اش زندگی کنم. ‹‹┌───────── ༇⍣Nan♡.Ha¡520Fic⍣‌⇡
HOPE  by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 397
  • WpVote
    Votes 67
  • WpPart
    Parts 4
چند شاتی Name: HOPE 🌹 COUPLE:#Yizhan🐷🐰 WRITER:LEILA ✍️ GANER:DRAMA/FLUFF/SMUT 🔞
Stay With Me🦋 by ll_yizhan_ll
ll_yizhan_ll
  • WpView
    Reads 8,712
  • WpVote
    Votes 1,634
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه : داستان در سرزمین تانگ لان جایی که مردم در آسایش و آرامش زندگی میکنند اتفاق میفته... یه روز گرم تابستونی پسری از دنیای مدرن وارد سرزمین تانگ لان میشه...و زمانی به خودش میاد که در شرف ازدواج با شاهزاده ی تانگ لانه... برشی از فیک: " من نمی‌خوام قلبتو بدزدم خیالت راحت...اما میتونیم دوست باشیم اینطور نیست؟! " "از امروز باهم دوستیم... من یه چیزهای هست که نمیتونم بگم..و مسلما تو هم رازی داری که نمیتونی ب زبون بیاری... پس تا زمانی که کاملا بهم اعتماد نکردیم نه من درمورد رازهات کنجکاوی میکنم و نه تو... باشه" ژانر: عاشقانه _ تاریخی _ کمی انگست _ کمی رمزآلود _اندکی اسمات کاپل: شیائو جان _ لان وانگجی تاپ: لان وانگجی شروع آپ : 12 مهر 1401 ✨ تولدت بانی عزیزم ❤️
Heart Cafe ( کـــــافه دل) by PedeNanaz
PedeNanaz
  • WpView
    Reads 112
  • WpVote
    Votes 18
  • WpPart
    Parts 2
نام داستان: Heart Cafe (کــــافه دل ) تعداد پارت: وانشات ژانر: عاشقانه، بی ال کاپل: ییژان نویسنده: pershia ...روزها به همین منوال می‌گذشت و عشق بین ژان و ییبو هر لحظه بیشتر شکوفه می‌داد. ژان که حالا نویسنده‌ای مشهور شده بود، بیشتر وقتش رو توی کافه "کـــــــــافهٔ دل" می‌ گذروند و در کنار ییبو، ایده‌های جدید برای داستان‌ هاش پیدا می‌کرد. ییبو هم که همیشه حامی و مشوق ژان بود، با عشق و علاقه به حرف‌ هاش گوش می‌داد و نظراتش رو باهاش در میون میذاشت. بعضی وقتا، ژان و ییبو که از شلوغی و هیاهوی شهر خسته می شدن. و به آرامش و به خلوت دو نفره نیاز پیدا می کردن، تصمیم می‌ گرفتن که برای چند روزی از شهر و شلوغی دور بشن و به یه جای آروم و دنج سفر کنن. اونا یه کلبه کوچیک توی دل جنگل پیدا کرده بودن که هر وقت دلشون می‌گرفت، به اونجا پناه می‌ بردن. توی اون کلبه، هیچ‌چیزی جز صدای پرنده‌ها و خش‌ خش برگ‌ها شنیده نمی‌شد.
5 times Wang Yibo didn't mean to be romantic but was (guess what the + 1 is) by unique19899
unique19899
  • WpView
    Reads 1,574
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 7
مترجم: Unique نویسنده: poppyx 【قلب ییبو هربار که بهش فکر می‌کرد به‌طرز عجیب غریبی می‌تپید و به‌خوبی می‌دونست که به شکل خطرناکی داره به منطقه‌ی"خیلی ازت خوشم میاد" نزدیک می‌شه. "شیائو لائوشی حتی اگه از گرمام بپزه هیچوقت بد به‌نظر نمی‌رسه، همه خوشحال می‌شن دست عرق کرده‌ی شیائو لائوشی رو بگیرن، هر کی فکر کنه شیائو لائوشی همیشه خوشگل نیست احمقه و باید بره چشم پزشکی!"】
𓂃Beneath the Cherry Blossoms⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 4,397
  • WpVote
    Votes 701
  • WpPart
    Parts 12
زیـر شکوفـه‌های گیـلاس [تمام شده] ⨳ کـاپل: ییـجان ⨳ ژانـر: تاریخی، عاشقانه، درام-سیاسی، اسمات ⨳ تایپ: 𝖿︎𝖺𝗇︎𝖿︎𝗂𝖼︎/𝖻︎𝗃︎𝗒𝗑︎ 🌸خلاصـه: شیائو جان پیشکشی از سرزمینی دور، وارد قصری می‌شه که سال‌هاست سکوت، بی‌اعتمادی و بازی‌های سیاسی در اون سایه انداخته. با وقار و آرامشش، بدون اینکه خودش بدونه، نگاه امپراتور وانگ رو به خودش جلب می‌کنه. امپراتور، مردی سرد و دقیقه؛ کسی که پشت نقاب سیاست زندگی کرده و هیچ‌وقت به احساسات بهایی نداده. اما حضور این غریبه‌ی ناشناس، چیزی رو درون اون بیدار می‌کنه؛ چیزی که سال‌هاست خاموش مونده بود. در دل توطئه‌ها، رقابت‌های درباری و دشمنانی که پشت لبخندها پنهان شدن، شاید همین غریبه همه‌چیز رو تغییر بده. نه فقط برای امپراتور، بلکه برای سرنوشت یک امپراتوری.
𝓔𝓹𝓲𝓹𝓱𝓪𝓷𝔂 by Farysky
Farysky
  • WpView
    Reads 103
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 1
•°اپیفانی°• •°●⊱𝓔𝓹𝓲𝓹𝓱𝓪𝓷𝔂⊰●°• ❀ کاپل: ⌊ییجان⌉ ❀ ژانـر: ‌‌ ⌊جنایی، درام، فلاف⌉ ❀ نویسنده: ‌‌⌊𝑆𝑡𝑎𝑟𝑑𝑢𝑠𝑡⌉ 𔓘𓂅 🕊 𓂃 •°●⊱گذری بر داستان⊰●°• قضیه همینجاست! دلیلی نداره به خودت بستگی داره... میتونی همین حالا به پلیس زنگ بزنی... اما یادت نره تو همین الانشم چیزی برای از دست دادن نداری! 𔓘𓂅𔘓𓂃𓈒𓂃𓈒𓂃𓈒𓂃