بعدا بخونم
25 stories
This Changes Everything ( این همه چیز رو تغییر میده) وانگشیان | wangxian by NanHai520Fic
NanHai520Fic
  • WpView
    Reads 5,523
  • WpVote
    Votes 472
  • WpPart
    Parts 45
𓂅 🌼 𓂃𓈒 ••⌊#همه چیز_رو_تغییر_میده 🦇⌉•• ╮✮ کاپـل ❲ وانگشیان␋لان جان تاپ ❳ ╮✮ ژانـر ❲ رمانتیک، انگست، فراطبیعی، رازآلود ❳ ╮✮ ترجمه و ادیت ❲ 𝐵𝑒𝑎𝑡 ❳ 📚↷"میدونی که نمیتونی باهاش باشی. الان چند ماه از اون موقع گذشته و خب حس میکنم انرژیت بیشتر شده و رفتهرفته وضعیت سلامتیت هم بهتر میشه و این چیزیه که ما میخوایم و چیزیه که برای تو خوبه. تو اجازه داری وی ووشیان رو ببینی، اجازه داری باهاش حرف بزنی، اجازه داری باهاش وقت بگذرونی، ولی اجازه نداری با اون باشی! خودت هم خوب میدونی چرا نمیتونی همچین کاری بکنی. برای همینم بهت توصیه میکنم چیزی در این مورد بهش نگی؛ در مورد این عشق مقدس یا روح مردهات بهش چیزی نگو. فقط بهش بگو دلت برای بودن باهاش تنگ شده... نه حرفی بزن و نه کاری بکن که اونو سردرگم کنه. وانگجی... من اطمینان دارم که قانون ۲۹۸۲ام رو به یاد خواهی داشت." کامل شده!!
موزیسین  by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 33,240
  • WpVote
    Votes 7,002
  • WpPart
    Parts 36
ژانر = ییبو تاپ تفاوت سنی ۹ سال ییگا و سوان بیست سال پیش عاشق هم بودن اما عشقشون ممنوعه بود ولی الان جان و ییبو پسراشون دوباره تو راه عاشقی هستن...جان بیست ساله و ییبوی يازده ساله با هم همخونه میشن و کی می تونه ثابت کنه ییبو از جان به اندازه صد سال کینه نداره؟.یکی عاشق و دیگری پر از کینه
جبران می کنم ( پایان يافته ) by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 66,510
  • WpVote
    Votes 11,292
  • WpPart
    Parts 43
داستان درمورد یه پسربچه ۱۴ ساله‌ است که به خاطر ناهنجاری های رفتاری مثل دزدی کردن تو مرکز بازپروری زندگی می کنه اما يک دفعه شیائو جان به عنوان قیم اونو از مرکز در میاره درحالی که ازش متنفره
عشق زرد  by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 37,088
  • WpVote
    Votes 7,659
  • WpPart
    Parts 41
داستان زندگی ییجانی داریم... تفاوت سنی ۶ سال تاپ ییبو باتم جان ییبو پسر و نائب رئیس شرکت‌ بزرگ تجاری وانگ و جان یکی از پايه های مهم شرکت جان ییبو رو دوست نداره و در عوض عاشق يکی از نزدیک ترین افراد ییبو اما ییبو با علم بر این که‌ جان عاشقه و تو رابطه رسمی هست عاشق اونه و برای این عشق خودش رو فدا می کنه
🔺️برمودا by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 48,830
  • WpVote
    Votes 9,422
  • WpPart
    Parts 51
ورس تفاوت سنی ۸ سال الان چهار سال از بهم خوردن نامزدی دو پسر خاله می گذره ...یکیشون که جان باشه زندگی عاشقانه ایی رو از سر گرفته و اون یکی که ییبو باشه به اتهام خیانت روز و شب به فکر خلاص شدن از زندگیه
My Dad(بابای من) _ Mini Fiction  by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 29,358
  • WpVote
    Votes 5,420
  • WpPart
    Parts 19
کاپشن اش را کشيد و با چشمان گرد به او خيره شد " آقا آقا می شه یکم غذا به ............... چرخيد و نق نق کوتاهی کرد" بابا" شقيقه خیس اش را بوسيد " جان بابا" ................ یه بابای مهربون و دلسوز با یه پسر بچه لوس و بد اخلاق تفاوت سنی ۱۴ سال جان تاپ * این فیک با نوشته‌ های قبل فرق داره.... اینجا یک جان مهربون اما ییبو شیطون و بازیگوش 🌸
IDENTITY☠︎ by Faezeeh
Faezeeh
  • WpView
    Reads 110,563
  • WpVote
    Votes 19,576
  • WpPart
    Parts 59
وانگ ییبو ؛ بهترین افسر دایره ی جنایی ، یکسال تمام در تعقيب و گریز با رئیس مرموز باند مواد مخدریه که کسی چیزی ازش نمیدونه . از طرفی شیائو بزرگ نابغه کم سن و سال صاحب فروشگاه های زنجیره ای شیائو ، علاقه خاصی به ییبو داره ... دلیل این علاقه چیه ؟
Colors Of Life _ Yizhan  by Pd_bun
Pd_bun
  • WpView
    Reads 6,226
  • WpVote
    Votes 1,643
  • WpPart
    Parts 21
Name : Colors Of Life _ رنگهای زندگی Couple Yizhan (ZSWW) Genre : romance _ smut وانگ ییبو تو مرکز نگهداری پانداهای چنگدو کار میکنه و یه انیمیشن ساز وارد زندگیش میشه. با اون لباسای هاوایی شلوغ و چشمایی که درون ییبو‌ رو به سادگی میبینه یکم خطرناک بنظر نمیاد ..؟ +نمیخوام.. معذرت خواهی کن.. پاهامو ببوس! شاید اشتی کردم.. _دیدمت وقتی سیگار میکشیدی. مطمئنم اون موقع که با من قرار میزاشتی این کارو نمیکردی باهات خوب رفتار نمیکنه؟
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 66,937
  • WpVote
    Votes 7,997
  • WpPart
    Parts 56
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
My Alpha, My Lord by lili_y20
lili_y20
  • WpView
    Reads 121,158
  • WpVote
    Votes 21,534
  • WpPart
    Parts 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]