𝑚𝑖𝑛𝑒
6 Geschichten
3 AM - CHANBAEK von RednightRn
RednightRn
  • WpView
    GELESEN 1,223
  • WpVote
    Stimmen 257
  • WpPart
    Teile 5
▪️Name : 3 Am ( detachment ) ▪️Writer : Rednight ▪️Genre : Mysterious , romance ▪️Couple :chanbaek ▪️Character : Chanyeol, Baekhyun از هم گسیخته، عور ترین افکار اوست. سرگذشت پزشک جوان و سرانجام عشقش! --------------------------- + انقدر میخوامت که حتی به خیالتم راضیم! ‼️ - بجز کاراکترهای آشنا، تمامی اسامی و شخصیت ها تخیلی بوده و هرگونه تشابه، تصادفی است! - تمامی حقوق مربوط به این داستان، متعلق به نویسنده است؛ هرگونه استفاده، ایده گرفتن، تغییر و یا نشر در کانال های تلگرام، روبیکا و سایر، ممنوع بوده و در صورت مشاهده، لطفا به نویسنده اطلاع دهید.
Blue Orchid  von Zherminal
Zherminal
  • WpView
    GELESEN 18,852
  • WpVote
    Stimmen 2,800
  • WpPart
    Teile 31
شاهزاده میانی، وویونگ، بعد از آخرین سوقصدش مجبور به پذیرفتن محافظ جدیدی به نام چوی سان میشه. چوی سان که از خوش نام ترین محافظین قصره، به فرمانده مافوقش پیشنهاد میده که اون رو برای محافظت از شاهزاده انتخاب کنه تا بتونه دینی که به گردن داره رو ادا کنه. غافل از اینکه شاهزاده میانی، شخصیتی متفاوت تر از اون چیزی که قبلا تصور میکرده، داره.
𝐀𝐦𝐲𝐠𝐝𝐚𝐥𝐚 von parkpicisa61
parkpicisa61
  • WpView
    GELESEN 768
  • WpVote
    Stimmen 106
  • WpPart
    Teile 5
شازده کوچولو گفت : کم کم دارد دستگیرم مى شود. یک گلى هست که گمانم مرا اهلى کرده باشد. اما خجالت آوره که دو نفر عاشق همدیگه میشن چون اونا خیلی جوونن و نمی تونن معنی عشق را بفهمن. منم هنوز خیلی جوونم که بتونم عاشقش بشم پس من اهلی شدم؟ هونگ آروم زمزمه کرد:ولی اگه جوون باشن و عاشق شن چی؟ سونگهوا لبخندی زد با دستش موهای پسرک و نوازش کرد:کتاب ها همیشه راست نمیگن هونگ!
Garnet hearts(kaisoo_translation) von lil_sua
lil_sua
  • WpView
    GELESEN 1,670
  • WpVote
    Stimmen 438
  • WpPart
    Teile 10
شاهزاده جونگین از بین اون همه رنگای تاریک به دنبال جرقه ای می گشت تا قلبش روشن کنه... main writer:minty_pixie translator:lil_sua Finished ژانر:درام،تاریخی
No bisou (Yeonbin)  von Sunlymoli
Sunlymoli
  • WpView
    GELESEN 3,034
  • WpVote
    Stimmen 351
  • WpPart
    Teile 5
بوسیدن، مرزی ممنوعه شده بود. خیلی ها حسرت یک بار چشیدنش رو به جهنم میبردند. فقط عده‌ی کمی قادر بودند تا نرمی لب های شخص دیگری رو حس کنند و مابقی از این لطفاتِ بهاری بهره‌ای نمیبرند. توی دنیای ما ترسِ پرت شدن از پرتگاه ممنوعه‌ها، به شکل دیوانه واری رخنه کرده بود. ترسی که تمام زندگیت رو به پایین صخره پرتاب میکرد. پس قوانین وضع شدند. بوسیدن برای عموم مردم قدغن شد تا توی لجن زاری از بدشانسی زندگی نکنند. این طوری به نفع همه بود. اما داستان ما از همین لجن زارِ ارزوها شروع شد.
Thantophobia von itsaboutchris
itsaboutchris
  • WpView
    GELESEN 16,969
  • WpVote
    Stimmen 2,431
  • WpPart
    Teile 24
"وقتی دلم برای خنده‌هات لرزید و چشم‌هات تبدیل شد به نقطه ضعفم، نمی‌دونستم نبود گرمای اون لبخندها و تیغه‌ی تیز خشم توی چشم‌هات یه روزی نفسم رو می‌برن." 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻: THANTOPHOBIA 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Chanmin, Binsung 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Angst, Romance, Royal, Smut 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Chris +18