مین یونگی از خیلی چیزها توی زندگیش مطمئن نیست. در واقع زندگی جوری باهاش تا کرده که به اجبار، باورش به خیلی چیزها رو از دست بده.. شبهاش رو، روی پشت بومی پر ستاره صبح میکنه و روزهاش با دویدن به دنبال آیندهای نامعلوم سپری میشه.. آیندهای که مرد، اون رو متعلق به خودش نمیدونه و لا به لای تمام ناباوریهاش، عمیقاً به این حقیقت باور داره که، زندگیای رو زندگی میکنه که حقش نیست..
اما توی یکی از همین روزهای پر تنش، اتفاقی پسری سر راهش قرار میگیره که تمام افکارش رو زیر رو میکنه. باورهای داشته و نداشتهاش رو به زیر علامت سوالِ غولپیکری میکشونه و در آخر یونگی میمونه و زندگیای که دیگه به هیچوجه مثل سابق نمیشه..
برشی از متن داستان:
«زمان زیادی طول کشید، اما من بلاخره فهمیدم با اومدنت، تعادل رو به زندگیم برگردوندی. مثل مرکز ثقل، نبودنت زندگیم رو از هم میپاشونه هوبای من.»
--------------------------------
نام: سنتروید/نقطهی مرکزی-تکیهگاه
ژانر: درام،رومنس، روزمره
کاپل: سپ
وضعیت: فصل اول کامل شده.
فصل دوم: در حال آپ!!
" فصل دوم "
لورنزو | Lorenzo
_ من کشتمش ... منِ حرومزاده کشتمش !
_ اون خیلی تنهاست ...
_ لورنزو کِی انقدر بزرگ شد که بخواد برای استرانو خط و نشون بکشه؟
" بازی زمانی خطرناک میشه که اون کسی که باخته دوباره وارد بازی بشه! "
داستان یک عشق ، یک نفرت ، یک ترس ...
گناهکار اصلی کیست؟
نجات دهنده اینبار در آینه نیست.
اینبار نجات دهنده در گوشه ای از این شهر، زیر سایه ی مافیا پنهان شده ...
و اینبار داستان لورنزو باز میگردد تا ذهن و قلب شما را به دست گیرد .
کاپل اصلی : یونمین
کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ ، نامجین و ...
ژانر : درام ، مافیا ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی)
نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه
" #eli
" #lorenzo
" #YOONMIN
"#KOOKV
لورنزو | Lorenzo
_چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟
+ من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه...
" از طرف لورنزو "
* بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره !
کاپل اصلی : یونمین
کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ...
ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی)
نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه
*فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^
#lorenzo
از طناب هاى عشقش آويزان بود و تاب ميخورد.
او طناب هاى زندگى پسر را در دست گرفته بود و با هر حركت، او را به لرزه مى انداخت...بسان يك عروسك خيمه شب بازى.
#3 in Yoonmin