The Best
51 stories
Runaway bat ᴷᵒᵒᵏᵛ by isthatyou
isthatyou
  • WpView
    Reads 66,775
  • WpVote
    Votes 9,061
  • WpPart
    Parts 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
Silk Rules Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 68,747
  • WpVote
    Votes 8,322
  • WpPart
    Parts 12
‌‌ درست وقتی ال‌ پادرینو جئون تازه داشت با جای خالی همسر و پسرش کنار می‌اومد، دِین سنگین یه دوست قدیمی روی شونه‌هاش افتاد. مراقبت و پیداکردن یه همسر برای پسر کیم اون‌قدرها هم نباید سخت می‌بود؟ البته این فکر تا قبل‌از ملاقات کردن اون پسر بود‌. ژانر: امگاورس، ایج گپ، مافیا، عاشقانه، اسمات.
GaStraight by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 30,606
  • WpVote
    Votes 3,797
  • WpPart
    Parts 7
زندگی جونگ‌کوک تا قبل از پیاده شدن کیم تهیونگ از اون هواپیمای کذایی، معنای واقعی کلمه‌ی «ایده‌آل» بود. یعنی درست قبل از اینکه مجبور بشه مابین اونهمه درس و دوندگی برای پروژه‌ی دکتریش، میزبانی تهیونگی رو بکنه که معتقد بود پشت آفرینشش هدفی جز پرستش و به فاک دادن جئون جونگ‌کوک وجود نداره. به فاک دادن کی؟ جئون جونگ‌کوکی که به استریت بودن خودش بیش‌تر از تاریک بودن شب‌ها باور داشت. ‌ ‌*** - بعضی وقتا حس می‌کنم بهم آلرژی داری که این‌جوری ازم در می‌ری. جونگ‌کوک برای خودش چای ریخت و در همون حال با آرامش جواب داد: - ندارم. - پس چرا بهم نمی‌دی؟ ‌ ‌🦖🐰🦖🐰🦖🐰🦖 Couple: VKook Genre: Fluff, Romance Written By: Kuro
Spinning Playback Head by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 102,850
  • WpVote
    Votes 14,139
  • WpPart
    Parts 32
رابطه‌ها سرد می‌شن، قلب‌ها می‌میرن و حال، تبدیل به گذشته‌ای می‌شه که فکر کردن بهش چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. این داستان شرح حال پیروزی‌هاییه که برای رسیدن به اون‌ها بهای گزافی پرداختیم. شرح حال بازنده‌هایی بی‌قرار در حال، دلتنگ گذشته و محروم از آینده‌ای که خیلی خوب می‌دونستن هرگز شبیه رؤیاهایی که هر شب زیر گوش همدیگه می‌بافتن، نخواهد شد. ‌ ‌ *** - عاشقشی؟ - باهاش ازدواج کردم. - عاشقشی؟ - مگه مهمه؟ ‌ ‌🖤🎞🖤🎞🖤🎞🖤 Couple: KookV (Verse) Genre: Angst, Drama, Romance, Psychological, Adult Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
Butterfly Wings [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 12,993
  • WpVote
    Votes 1,843
  • WpPart
    Parts 9
-تو واقعا بابای یوجینی؟ بی‌شوخی؟ -بی‌شوخی. جونگکوک جواب داد و لبخندی زد. -لعنتی. تهیونگ زیرلب گفت و نگاهی به سر تا پای مرد انداخت. -نمی‌دونستم باباها اجازه دارن که این‌قدر هات و جذاب باشن. - - جونگکوک، یک پدر تنها و سرسخته که زندگی‌اش بین کار و بزرگ کردن یوجین می‌گذره. وقتی جونگکوک برای یوجین یه معلم گیتار پیدا می‌کنه، آخرین چیزی که انتظارش رو داره یه دانشجوی خوش‌زبون مثل تهیونگه، پسری که با چند نگاه و چند جمله ساده، دنیای مرتب و بی‌حاشیه‌ی مرد رو کاملاً به‌هم می‌ریزه. Name: Butterfly Wings Couple: KookV Genre: Fluff, Slice Of Life, Romance, Smut Author: Locks
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 353,297
  • WpVote
    Votes 39,616
  • WpPart
    Parts 29
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
Let Me Touch Your Voice | Vkook, Sope by ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Reads 202,161
  • WpVote
    Votes 27,290
  • WpPart
    Parts 36
〴︎Summary ৲︎ زندگی کردن بدون یکی از حس‌هایی که به روزهات آهنگ می‌بخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خواننده‌ی دلشکسته رو درک می‌کرد. با این وجود، چقدر باید می‌گذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حس‌هاش رو داشت، دردهای ناگفته‌‌ی پسر رو درک کنه؟ 〴︎Writer: Soodeh 〴︎Couple: Vkook 〴︎Sub Couple: Sope, Namjin 〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
𝗢𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲 ᴷᵛ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 421,082
  • WpVote
    Votes 43,184
  • WpPart
    Parts 52
• خـلاصـه: کیم تهیونگ مجبور می‌شه مدتی به جای مادرش توی محل کارش حاضر بشه؛ اما فکرش رو هم نمی‌کنه رئیسِ مادرش همون کسیه که قراره برای اولین بار عشق رو باهاش تجربه کنه. • بـرشی از داسـتان: - مثل اینکه یادت رفته چرا اینجایی. + مگه می‌شه بدبختی‌ای که برام به وجود آوردی رو از یاد ببرم؟ زبونِ اون پسر همیشه همین‌قدر دراز بود؟ این مسئله چیزی نبود که جونگکوک به‌خاطرش خوشحال بشه. اتفاقاً برعکس، ترغیب می‌شد تا تمام توانش رو به کار بگیره و پوسته‌ی گستاخانه‌ش رو از بین ببره. هیچ‌کس حق نداشت روی حرف جئون جونگ‌کوک حرف بزنه. - تو با خواست خودت اینجایی، نارنجی. پس هر اتفاقی بیفته کسی مسئولِ بدبخت شدنت نیست. مفهومه؟ ✗ اتمام یافته ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Orange ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Comedy, Smut ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
Double black| vkook by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 111,386
  • WpVote
    Votes 10,029
  • WpPart
    Parts 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 36,600
  • WpVote
    Votes 3,517
  • WpPart
    Parts 9
تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟