لاشههای بیجون روح دو مرد بعد از سیزده سال، همدیگه رو توی یک بیمارستان ملاقات میکنن. غمگین، رنجور، پر از خاطراتی که هنوز هم بیش از حد واضحن و با احساساتی که رنگ و بویی قدیمی ولی ناآشنا دارن. ترسهایی که از بین رفتند و ترسهای جدیدی جایگزین شدند، سایهی مرگ و پدری که حاضره تمام چیزهای سبز جهان رو فدای دختر پنج سالهاش کنه.
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗀𝗅𝗂𝗑
«هان جیسونگ»
اون یه پسر دانشجو توی شهر غریبه که هر روز تا شب مشغول کار و دانشگاهه. عاشق انیمه دیدن و خوابیدنه. هیچ مشخصهای که باعث شه از انسانهای عادی جدا بشه، جز بعضی از ضعفهای شخصیتی و روانی، نداره. اما چرا همه چیز طوری پیش میره که اون رو به یک انسان خاص تبدیل میکنه؟ شاید هم یک قربانی خاص.
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾, 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅, 𝖲𝗆𝗎𝗍
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀, 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗃𝗂𝗇
⚠️: این فیکشن دارای صحنههای خشونت آمیز، قتل و تریسامه. اگه روحیهی حساسی دارید خوندنش به شما پیشنهاد نمیشه.
معشوقه عزیزم؛
کسی که به اجبار بودن کنار من را تحمل کرد و هرگز حسی به من نداشت،
گرفتن زندگی ام کمترین چیزی است که در ازای گرفتن آرزوها و جوانی اش باید بپردازم.
تو من و به عنوان راز نگه داشتی، اما من
تو رو مثل یه سوگند و قسم برای خودم نگه داشتم.
رویاهای تو خیلی بزرگ و بلند بود اما رویای من
فقط در کنار تو بودن خلاصه میشد.
با خودت چی فکر کرده بو دی مینهو؟ قرص حاملگی؟!
name: pregnancy pill
couple: minbin, chanjin(hyunchan)
genre: mpreg, omegaverse, fluff, romance, smut, slice of life,
In collaboration with: @DyakaMin
«منتظر بودم به جایی برسه که داستانت رو برام میگی...»
مینهو ایستاد و تا نیمه به سمتش برگشت.
«داستان من قهرمانی نداره، مردم از شنیدن همچین قصههایی لذت نمیبرن.»
Genre? Crime, Romance, Angst ( maybe ~ )
Couple: 2min, Chansung
«گریه نکن هیونجین... برای من گریه نکن. قول داده بودم اشکت رو در نیارم، قلب قولم رو نشکن عزیزم.»
«منم قول داده بودم مراقبت باشم چان... قول داده بودم نذارم بهت سخت بگذره ولی حالا خودت رو ببین؟ دستهات... خونی شدن.»
Genre: Angst, Romance, Enemies to Lovers
Written by Duna & Soffio id: @Tafi_kareiVersion_
•قفسه ۱۸•
•نمیدونم برای چی انقدر جذبش شدم.شاید به خاطر این بود که همیشه بوی کتاب میداد
جیسونگ هر هفته به یک کتابفروشی توی شهرشون میره،ولی بعد از دیدن مینهو،پسر صاحب کتابفروشی،هر روز به اونجا سر میزنه...برای "کتاب خریدن"
•فلاف،بخشی از زندگی
•مینسونگ(کاپل اصلی)،هیونلیکس