ForughZakaria's Reading List
188 stories
 𝕃𝕀𝔽𝔼 ℍ𝕀𝕊𝕋𝕆ℝ𝕐 𝟙 by Del0_0
Del0_0
  • WpView
    Reads 111,566
  • WpVote
    Votes 11,322
  • WpPart
    Parts 53
بیا بیرون،نمیای نه؟پس خودم میام و از اون اتاق لعنت شده میارمت بیرون!در رو باز کن میگم این در کوفتی رو باز کــــن،چرا من رو نمی‌بینی؟نمی‌بینی همینجوریش هم نابود شدم؟در رو باز کن اون اتفاق شوم...اون اتفاق منم نابود کرد ولی بیا دیگه دعوا نکنیم ازت خواهش میکنم. _نویسنده: دل ژانر: امگاورس،انگست، درام شخصیت های اصلی:کوکوی به همراه اعضای استری کیدز دو فصل فصل یک پایان یافته✔️ (فیک طولانیه و قراره باهاش زندگی کنیم پس برای خوندش وقت بذارید♡) دیلی: akuxmaa@ [ این فیک تنها در واتپد آپ میشه پس کپی از متن یا ایده‌ها ممنوع❌️❌️❌️❌️] توجه داشته باشید صرفا از اسم اعضا استفاده کردم تا راحت تر بتونید شخصیت هارو به تصویر بکشید و اتفاقات این فیک هیچ ربطی به اعضا و زندگی شخصیشون نداره و این فقط افکار نویسندست~
CORAZÓN by MeganVkv
MeganVkv
  • WpView
    Reads 4,288
  • WpVote
    Votes 659
  • WpPart
    Parts 11
جونگ‌کوک بعد‌از قتل زن‌داداشش به دست برادرش برای محافظت از برادرزاده‌اش مجبور به مقابله با کیم تهیونگ، برادر عصبی و خشمگین زن‌داداشش میشه؛ اما هیچ‌چیز طبق خواسته‌ی جونگ‌کوک پیش نرفت! چرا که حضانت برادرزاده‌اش به دست دایی تهیونگش افتاد و دادگاه نه تنها رأی حضانت، بلکه دیه‌ای سنگین برای خانواده‌اش گذاشت! وقتی هیچ راهی براش نمونده بود، تهیونگ با پیشنهادی که از احساسات چندین ساله‌اش نسبت به پسر نشأت می‌گرفت، اون رو متعجب کرد! _ باهام ازدواج کن، در اون صورت دیه‌ای از خانواده‌ات نمی‌گیرم و می‌تونی یونگ‌جو رو هم ببینی! به نظرتون جونگ‌کوک چه جوابی باید می‌داد؟ یا چه جوابی بهش داد؟ آیا دنیای مافیایی تهیونگ می‌تونست روی ازدواجشون تأثیر بذاره؟ برای دونستنش باهام همراه باش! کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: رومنس، مافیایی، اسمات
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 127,693
  • WpVote
    Votes 10,380
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺» by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 44,146
  • WpVote
    Votes 5,563
  • WpPart
    Parts 22
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که حالش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌..هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «هوم...اشکالی نداره. منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 🐈𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 🐈‍⬛𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴 🌸Start: 1404/09/29 🐞END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
 The Kim troublebook   by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 3,448
  • WpVote
    Votes 820
  • WpPart
    Parts 6
دردسرنامه کیم | The Kim troublebook 《 _ خبر دسته اول برای خانواده ی کیم. بابا توییتر نصب کرده! + بابا توییتر نصب کرده؟!!! × بابا توییتر نصب کرده؟!!! 》 به " دردسر نامه‌ کیم " خوش اومدید. جایی که هر کیم بدون استثنا یه دردسری برای خودش یا خانوادش درست کرده . دردسرنامه کیم علاوه بر دردسر ها، شامل اتفاقا و اخبار دسته اول این خانواده هم میشه. درست مثل امروز... " بابا توییتر نصب کرده " 《 به نام خدا . با سلام و احترام . این اکانت برای آقای کیم نامجون میباشد . شما میتوانید با زدن بر روی گزینه ی Follow, بنده را دنبال کنید.》 از شما دعوت می‌شود با داستان های عجیب و غریب و خنده دار کیم فمیلی همراه باشید^_^. کاپل اصلی : نامجین کاپل فرعی : یونمین ، ویکوک ، هوری ( تقریبا میشه گفت بین کاپل های اصلی و فرعی تفاوتی نیست و به همشون به یک اندازه پرداخته میشه ) ژانر : AU ، طنز، رمنس، روزمره، فلاف، اسمات به قلم " آماریلیس " #نامجین #ویکوک #یونمین #جیهوپ #فیکشن
سیاه سفید by fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Reads 2,556
  • WpVote
    Votes 346
  • WpPart
    Parts 5
«بین ما هر چیزی وجود داشته باشه، قطعاً اون چیز "اعتماد" نیست! من نمی‌خوام بازم با بدبینی و اعتماد ناپایدار تو نسبت به خودم سروکله بزنم.» کلمات یوهان مثل تیغ بُرنده بودن و با هر جمله‌ش بدن گائون منقبض‌تر می‌شد‌. از نظر یوهان، گائون فقط یه خانواده می‌خواست تا بخشی از تنهایی و خلاء زندگیش رو پر کنه و یوهان... دنبال چیزی فراتر از خانواده می‌گشت. اون قلب گائون رو می‌خواست. روح اون پسر و جسمش رو... بدنش برای داشتن بدن اون پسر داشت فریاد می‌کشید و در مقابل تنها چیزی که دریافت می‌کرد، پوچی بود. نمی‌تونست با این احساسات، پسر مقابلش رو در کنار خودش نگه داره وقتی دائماً هوس سلطه پیدا کردن روی جسم گائون؛ منطقش رو می‌دزدید. نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ویراستار: ♧Fatemeh کاپل: کانگ یوهان و کیم گائون (فیک از سریال قاضی شیطان / the devil judge)
𝗦𝗖𝗛𝗜𝗖𝗞𝗦𝗔𝗟 🤍❄️ by speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    Reads 3,127
  • WpVote
    Votes 541
  • WpPart
    Parts 10
Name: 𝗦𝗖𝗛𝗜𝗖𝗞𝗦𝗔𝗟 ❄️🤍 couple: Namjin - Vkook - Hopemin Genre: Omegaverse - Mperg - Romance - Drama " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " امگای بارونی، با قلبی لرزون و چشم‌هایی که از ترس و تردید می‌درخشید، قدم به کوهستان سرد و برفی گذاشت، ورودی جنگل پوشیده از برف و نامه‌ی تو دست‌هاش مشخص می‌کرد نزدیک اون پکِ وهم‌آور شده! هوای یخ‌زده، گونه‌های رنگ‌پریده‌اش رو می‌سوزند و هر قدمی که روی برف‌های نرم و سنگین برمی‌داشت، صدایی خفه در سکوت ترسناک درخت‌ها طنین می‌انداخت و با صدای جغد و زوزه‌ی حیوانات ترکیب می‌شد. تنها و بی‌هیچ پشتیبانی، با دلی شکسته و امیدی لرزون به حرف دایی ناتنی‌اش اعتماد کرد؛ تنها بازمانده‌ از خانواده که سایه‌ای دور و محو از گذشته‌اش بود. جین می‌دونست که دیگه، برگشتن ممکن نیست. پشت سرش شهری بود که اون رو طرد کرده بود و پیش روی چشم‌هاش دنیایی ناشناخته و خشن، اما شاید، در اون کوهستان یخ‌زده، فرصتی برای شروع دوباره و پیدا کردن پکی که همیشه آرزوش رو داشت، به لطف تنها فرد باقی مونده از خانواده‌اش در انتظارش بود. برف روی شونه‌های ظریف و پهنش می‌نشست و رایحه‌ی بارونش با نسیم سرد کوهستان درهم مخلوط شده بود، انگار که طبیعت باهاش همدردی می‌کرد. با هر قدمی که برمی‌داشت، قلبش بین ترس و امید در نوسان بود.
rebellious(سرکش)  by Querencia_Metanoia
Querencia_Metanoia
  • WpView
    Reads 57,839
  • WpVote
    Votes 5,205
  • WpPart
    Parts 54
🂡🂡🂡مردی، زاده از قدرت، که نگاهش زمین رو از حرکت می‌اندازه. سرد، خاموش، مثل سایه‌ای که همیشه یه قدم از مرگ جلوتره. می‌گن بی‌رحمه، سنگه، اما هیچ‌کس نمی‌دونه تنها کسی که دل این جهنم‌زاده رو لرزوند، یه انتخاب بود. انتخاب سرپرستی یه پسر پاک، که چشم‌هاش لبریز سکوت بود و دست‌هاش هنوز با جهان سیاه اون آشنا نشده بودن. اما عشق همیشه آغوش نیست. اون پسر، زیر پر و بال این مرد، سوخت، شکل گرفت و درآخر زهر شد. حالا آس پیک پنهان در تاریکی اون مرده؛ یه سلاح مرگبار که پنهون پشت لبخندی دلرباست. برای اون مرد می‌کشه، بدون پرسش، بدون مکث و از جسد دشمن‌هاش، پله‌هایی می‌سازه، پله‌هایی رو به مردی که نجاتش داد، نابودش کرد و حالا تنها آغوشیه که حاضرِ توی آتیشش بمیره. این داستان سقوطی‌ست در لباس نجات، عشقی زهرآلود، میان قاتل و نجات‌یافته‌ای که خود تبدیل به مرگ شده. 🂡🂡🂡🂡 برشی از فیک 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «-اونقدر بهت نزدیک شدم که میتونم لمسش کنم، دردهات، آرزوهات و لذت هات میخوام همشون رو احساس کنم» 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «پشیمون نیستم، حالا هدفم معلومه، میخوام روی زمینی که قدم میزنی فرشی از جنس دشمن هات پهن کنم.» Genre: mafia, action, drama , romance, smut, verse نویسنده: hediyeh
𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖 🩶🩸 by speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    Reads 3,511
  • WpVote
    Votes 245
  • WpPart
    Parts 8
Name: 𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖🩶🩸 couple: #vkook #yoonmin #namjin Genre: #Criminal #romance #drama " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " ? :) "آمورانسیا" قصه‌ی عشقی بود که همیشه یک قدم از رسیدن فاصله داشت. عشقی که گاهی در سکوت رشد می‌کرد، در نگاه‌های دزدیده‌شده جان می‌گرفت و در دلِ دل‌تنگی، آروم آروم می‌سوخت. شاید اینجا شهر خواستن و نرسیدن باشه، شاید چشم‌پوشی از خود برای لبخند معشوق، زنده‌کردن خاطراتی که درد دارن، اما شیرینن و زندگی‌کردن با خیال کسی که دیگه نیست، اما هنوز وجود داره در قلب، در خاطره، در هر ضربان. جونگ‌کوک، پسر سر به‌هوای فرمانده جئون، به‌خاطر سوءتفاهمی ساده وارد بازی خطرناکی شد؛ بازی‌ای که به دست پسرعمه‌اش، سرگرد مین یونگی، و سروان تازه‌وارد، کیم تهیونگ، چیده شده بود. قرار بود طعمه‌ی پرونده‌ای بشه که هیچ آینده‌ای براش نوشته نشده... نه برای مجرم، نه برای مأمور، و نه برای قلبی که بی‌صدا عاشق شد!
ANAEL | VKOOK by thejulydream
thejulydream
  • WpView
    Reads 11,363
  • WpVote
    Votes 1,354
  • WpPart
    Parts 35
𓏲،🗒️Story Description : بین هیاهوی غمی که میون زندگی کیم تهیونگ جریان داشت، به جا آوردن رسم عاشقی مقابل کافه‌چی جوانی که قلب زیبا و مزین به پاکی خودش رو به وجود سیاه شده‌ی مرد هدیه کرده بود؛ درست شبیه به دست نیافتنی‌ترین آرزوی ممکن به نظر می‌رسید. مرد سیاه‌پوش لئونارد که گاهاً برای وصف آتش خانمان‌سوزی به نام عشق دست به قلم می‌برد؛ چنان دیوانه‌وار به پسر زیبایی که پشت پیشخوان «کافه آنائل» می‌ایستاد و شیرینی لبخندهاش رو به نگاه خسته‌ی تهیونگ می‌بخشید دل باخته بود که برای هر یک ثانیه دیدن جونگ‌کوک، بارها مقابل خالق این پسر بی‌نقص، سر به تعظیم فرود می‌آورد. - 𓏲➸ Part Of The Story : _ شبیه همیشه نیستی، انقدر نوشیدی که کلماتت رو بدون هیچ ترسی به زبون میاری. _ تو چی پسرم؟ از اینکه انقدر عمیق به چشم‌های آدم مستی زل زدی که بی‌پرواتر از همیشه لمست می‌کنه نمی‌ترسی؟ _ من هیچ‌وقت از تو نمی‌ترسم تهیونگ! - ᭝ Main Couple ➸ VKook ᭝ Sub Couple ➸ Secret ᭝ Genre ➸ Romance, Drama, Mystery, Angst, Smut ᭝ Age Category ➸ NC +18 ᭝ Writer ➸ Roya ᭝ Writer id ➸ Telegram [TheJulyDream] Instagram [TheJulyDream_] ᭝ UP⏱ ➸ Once every two weeks