ForughZakaria's Reading List
200 stories
『 𝑴𝑶𝑻𝑯 𝑻𝑶 𝑨 𝑭𝑳𝑨𝑴𝑬 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 21,338
  • WpVote
    Votes 3,025
  • WpPart
    Parts 33
- من فقط به تو اعتماد دارم، آجوشی. +حتی اگه احساس امنیت رو ازت بگیرم ؟ -حتی اگه اسلحه ای که ازم قایم کردی رو روی سرم بذاری. COUPLE: VKOOK GENRE : OMEGAVERSE, ROMANCE, ANGST, DRAMA UP: جمعه ها
「𝐖𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐂𝐨𝐮𝐥�𝐝'𝐯𝐞, 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞 || 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸」 by EmilAmour
EmilAmour
  • WpView
    Reads 81,889
  • WpVote
    Votes 7,904
  • WpPart
    Parts 19
「می‌خواستیم، می‌تونستیم، باید.」 پایان یافته. ژانر : رومنس / دراما / کمدی / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ هوپمین "من باید تو رو می‌دیدم نبات. وگرنه نمی‌تونستم بدون تو به زندگیم ادامه بدم." زندگی تهیونگ، خلبان معرکه‌ای که حسابی تو کارش ماهر و زبردسته با هدایت یه پرواز مهم برای همیشه زندگیش تغییر می‌کنه! چون رئیس شرکتش، جئون بزرگ تصمیم می‌گیره خلبان کیم رو برای شام به هتل دعوت کنه، درحالی‌که خوب میدونه پسرِ جئون، جونگکوک آتیش‌پاره، عامل اصلی تمام معرکه‌هاییه که بین شعله‌های آتیش می‌سوزن... *این داستان و شخصیت‌هایش، هیچ ربط و تاثیری روی زندگی واقعی اشخاص نمی‌گذارد. همه ساختگی بوده و ساخته‌ی ذهن نویسنده است. وضعیت : 「تمام شده┆۱۴۰۲/۱۱/۵」
I Want Him Now! by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 1,760
  • WpVote
    Votes 175
  • WpPart
    Parts 3
وضعیت: فول‌پارت✅️ سه پارته کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: رمزآلود، جنایی، اسمات، اسمات زشت:( خلاصه⚠️: _م...-من... ش...شم...شما- _هیشششش نترس، قول می‌دم بدون درد تمومش‌ کنم. "یه قاتل فاکی؟! غلط کن بچه قاتل بی‌کاره بیاد تو رو بکشه؟" عقب‌عقب رفت تا جایی که پاهاش به پله برقی خاموش رسیدن. می‌تونست بره طبقه‌ی بالا و توی دالون‌ها پنهان بشه و بعد به کمک تلفن اضطراری، به پلیس خبر بده! _سختش نکن‌. می‌دونی که هرجا بری پیدات می‌کنم. چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 173,657
  • WpVote
    Votes 15,016
  • WpPart
    Parts 82
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 90,363
  • WpVote
    Votes 15,233
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
The NEXUS by CallMeAuro_
CallMeAuro_
  • WpView
    Reads 757
  • WpVote
    Votes 96
  • WpPart
    Parts 5
نتیجه‌ی یه گروگان‌گیری اشتباه، در بدترین برهه‌ زمانی ممکن، برای رئیس باند تازه‌‌تاسیس اما موفق هانتر چی می‌تونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچ‌کس نمی‌دونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخس‌ترین امگای باهوش قرنه! - شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم می‌پرسید؟ می‌خوای کدملی ننه‌جونم هم بدم؟ - مزه نریز. - تنها چیزی که من می‌ریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. آلفا ابرویی بالا انداخت که امگا با نگاه خریدارانه‌ای به سرتاپای مرد و ثابت نگه‌داشتن چشم‌هاش روی پایین‌تنه‌اش، با تاخیر ادامه داد: - که فکر نکنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همین‌جا، بس بود. همین‌طور هم می‌شد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمی‌داد.
「  ALPHA  」  by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 29,375
  • WpVote
    Votes 2,540
  • WpPart
    Parts 20
گاهی وقت‌ها، تنها راه برای زنده موندن اینه که بمیری! 🥀 داستان «آلفا» روایت مردیه که برای نجات عشقش، از اسم، اعتبار و تمامِ زندگیش گذشت. فرمانده‌ای که جلوی چشم همه دفن شد، تا بتونه یه جای دیگه، با یه اسم دیگه، فقط یک بار «زندگی» کنه... کاپل : تهکوک - یونمین ژانر : نظامی - اکشن - عاشقانه - اسمات
 𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰 ☕  من وتهیونگ>> شما همه 🎨 by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 93,123
  • WpVote
    Votes 7,073
  • WpPart
    Parts 37
شانس یعنی مجبور بشی با اکست ازدواج کنی «به عنوان ارمی ی شانس به این فیک بده قول میدم پشیمون نشی» *پاپان یافته* کاپل:تهکوک ، یونگمین ٫نامجین و... ژانر:عاشقانه، هیجانی، دوستانه، اسمات، روز های اپ :تقریبا هروز فصل 3 داریم :)) همراهم باش دوست عزیز ☺
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 35,523
  • WpVote
    Votes 2,601
  • WpPart
    Parts 24
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
Lutan | Vkook by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 18,617
  • WpVote
    Votes 1,542
  • WpPart
    Parts 38
جونگکو هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت تهیونگ شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..