📌[نام داستان: شبی بدون ستارهها ]
📌[خلاصه: کیم جیمین پسرِ عزیز دور و دونه ی خانوادهی کیم، یک امگای کوچولو و به شدت خجالتی با رایحه شکوفههای گیلاس و کمی طمع توت فرنگی وقتی با اجبار به ازدواجِ یک آلفای باوقار و خوشتیپ در میاد کُفرش میگیره اما برخلاف جیمین ،جئون جانگکوک پسرِ ارشد و تمام کماله خانواده جئون وقتی جیمین رو برای اولین بار میبینه، هم همین نظر رو داره ؟
زندگی که پایههای مستحکمی نداشت خیلی زود روی سر و تن رنجون آلفا آوار شد ..اما چه بلایی سر زندگیش اومده بود ؟! ]
_ « جونگکوکِ بیچارهی من ، همه مثل تو صادق نیستن عزیزم »
***
+ « این هدیه من به توعه جونگکوک »
+ «خوشحال نشدی از دیدنش ؟ »
+ «لبخند بزن عزیزم »
+ « چهرهی ناراحتت رو دوست ندارم پسر ! »
📌 Channel: @Writerscottage
خرابه ای غریب در دلش به حاکمیت کینه بود و در سرش ناقوس مرگ می پیچید
به بردگی انتقام خدمت میکرد و به دستورش شمشیر به روی هر کسی میکشید
اما کدام برق شمشیر عشق را میترساند؟!
کدام تیزی حاضر به گردن زدن عشق بود؟!
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
فیکشن
کاپل: kookmin (کوکمین)
ژانر: رمنس ، اسمات ، تاریخی
روز های آپ: نامعلوم...
نویسنده: ❄MIRo#
احساس میکنم تمام سال های زندگیم منتظر نگاه تو بودم بدون اینکه بفهمم.
قلبم به وجودت نیاز داره♡
کاپل:کوکمین
ژانر :رمنس، اسمات، ازدواج اجباری، انگست(هپی اند)
"اگه بفهمم که قراره دیگه نبینمت، تمام داستان آشناییمون رو توی یه نامه مینویسم و اون رو به عنوان یادگاری ای از طرف خودم برات به جا میذارم."
جونگکوک کسیه که تمام ثانیه ھای زندگیش با درد طاقت فرسایی میگذرن، ولی اون هیچوقت دست از جنگیدن برنمیداره چون، اون جیمینی رو داره که با افکار و احساسات معصومانش بهش انگیزه ی زنده موندن میده.
جھان روی مدار عشق ثابته، با عشق تمام دردھا قابل تحمل ترن.
_خرگوش کوچولوی کیوتم، من اینجام تا تو رو تا ابد در آغوش بگیرم.
"ولی من فکر نمیکنم که بتونم تا ابد توی حصار بازوهای تو زندگی کنم."
[ خلاصه ی بالا توسط نویسندهی دوست داشتنی؛ Alois_red@ نوشته شده♡ ]
.
.
.
↫کاپل: کوکمین
↫ژانر: رومنس، انگست ، اسمات
امیدوارم از خوندن این مینی فیک لذت ببرین♡
•• #2 in "جیکوک"