byjeymin
- Reads 9,738
- Votes 708
- Parts 17
تنهایی...
زخم کهنه ایی بود به قل ب این گرگ پیر.
مشت محکمی بود که اون هر روز به دیوار میکوبید.
جنگی بود که هر روز با خودش داشت.
اون نمیدونست نیمه ی دوم خودش،
ماه خودش،
تنها جواب این دردهاست.
⇴ Romance, Omegavers, Smut