Vk/kv🤍
135 stories
𝗜𝗴𝗻𝗶𝘁𝗶𝗼𝗻 oleh marcyific
marcyific
  • WpView
    Membaca 10,386
  • WpVote
    Suara 1,802
  • WpPart
    Bagian 17
توقف «تهیونگ همیشه زندگی رو به سبک خودش پیش می‌برد. بی‌پروا، مستقل و فارغ از قوانین. براش هیچ‌چیز مهم‌تر از آزادی نبود، تا وقتی که اتفاقی شیء‌ای رو از زمین برداشت، بدون اینکه بدونه چه پیامدهایی در انتظارشه. جونگکوک همیشه مردی بود که همه‌چیز رو تحت کنترل داشت. سرد، جدی و فرمانده‌وار، هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد چیزی یا کسی مسیرش رو تغییر بده. اما این‌بار، کسی سر راهش قرار گرفته بود که هرگز نمی‌تونست نادیده بگیره. شیء‌ای که تو دست‌های تهیونگ قرار گرفته بود، ارزشی فراتر از تصور داشت. و حالا، سرنوشت دو مردی که هیچ‌وقت قرار نبود مسیرشون به هم گره بخوره، به آرومی توی آتیش تصمیماتشون شعله‌ور می‌شدن.» نویسنده: ماریا کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین ژانر: رومنس، امگاورس، اکشن، اسمات زمان آپ: نامشخص
Love at first sight 1♡ oleh bleddynbbh_fic
bleddynbbh_fic
  • WpView
    Membaca 22,331
  • WpVote
    Suara 2,867
  • WpPart
    Bagian 38
دیدن یه پسر موبلوند توی کلاب و دیدن دوبارش وقتی توی کافه به پنجره خیره شده، چقدر متحیر میتونه باشه❗ از یه جهت دیگه دیدن پسر چشم یاقوتی با یونیفرم و لبخند دندون نماش، میتونست تورو مجذوب خودش کنه و به قلب شکستش گرمای دوباره ببخشه✔ دیدن دو نفر اونم در یک نگاه و عاشق شدن، میتونه عجیب و جالب باشه اما از یه طرف دیگه میتونه عاشقانه و هیجانی باشه🔥❗ پس بزار ازت بپرسم... به عشق در نگاه اول اعتقاد داری⁉️
Bright Moon | Vkook, KookV | ماه درخشان  oleh Limo_1999
Limo_1999
  • WpView
    Membaca 49,020
  • WpVote
    Suara 4,781
  • WpPart
    Bagian 30
-من..من.. حسش نمیکنم هیونگ...گرگم.. وی! ال.. الفام...اون رفته... . _فقط .. خب این اولین باره ک .. +که یک الهه میبینی؟ شاید شما منو یک خدا صدا میزنید؟ درسته!؟ . - من ی آلفای خون خالصم لعنتییی .. × اگر تا یک ثانیه دیگه روی پاهام نباشی کیم، کاری میکنم صدای ناله هات به گوش کل گرگ های پک‌ت برسه ! #Kookv / Vkook دکتر بتا مات به آلفاش و امگای روبروش نگاه میکرد .. پیدا شدن یک جفت دیگه برای جفت خودش؟ این چطور ممکنه ! . _باور کن دلت نمیخواد بدونی چه چیزهایی ممکنه باعث مرگ یا به کما رفتن گرگ یک نفر بشه موچی .. #Yoonmin / Sope / sopemin . +جینا ! الان تنها چیزی که آرومم میکنه لب‌هاییه که به جای تو، منم که باید گازشون بگیرم . چرا بهم نگفتی جین ؟ تو که میدونی چقدر متتظرش بودم +من .. منو ببخش الفا .. #Namjin اسم فیک : ماه درخشان کاپل اصلی : کوکوی _ ویکوک (ورس)(switch) کاپل فرعی : نامجین_ سپ‌مین_ یونمین_ سپ_ چانبک_ کایسون و... ژانر : امگاورس _ ومپایر _ گرگینه _ جادوگر _ امپرگ ؟ (فاقد اسمات کامل) . شروع : 1.Desumber.2022 پایان : 2025 چنل تلگرام داستان » @bright_moon_channel . رتبه اول » جادوگر / شیطان/ سوپرنچرال/ ومپایر / گرگینه رتبه دوم » امگا / تخیلی/ الفا / ورس/ امگاورس / سپ / kookv
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 oleh Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Membaca 155,050
  • WpVote
    Suara 12,258
  • WpPart
    Bagian 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
MY LITTLE MIRACLE oleh IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Membaca 555,524
  • WpVote
    Suara 47,998
  • WpPart
    Bagian 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟
Mondlicht Kookv oleh llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Membaca 79,308
  • WpVote
    Suara 13,854
  • WpPart
    Bagian 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Kookv oleh Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    Membaca 37,421
  • WpVote
    Suara 2,733
  • WpPart
    Bagian 9
خلاصه: جونگکوک مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته تهیونگ می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! تهیونگ صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که جونگکوک توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی تهیونگ رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و تهیونگ، حالا باید به دنبال راهی برای فرار باشه... ------------- "اگه میخوای از اینجا خلاص شی فقط دهنتو ببند کیم تهیونگ وگرنه خوشحال میشم یه عکس سلفی درحالی که از طناب آویزون و درحال جون دادنی باهات بگیرم." ------------- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hunter 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: BDSM, Mafia, Romance, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] oleh Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Membaca 191,432
  • WpVote
    Suara 21,869
  • WpPart
    Bagian 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 oleh Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Membaca 298,466
  • WpVote
    Suara 22,489
  • WpPart
    Bagian 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance