فیکام
4 stories
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 by Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Reads 389,946
  • WpVote
    Votes 39,648
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!
Unknown love |kookv| by land_of_kookv
land_of_kookv
  • WpView
    Reads 267,554
  • WpVote
    Votes 33,103
  • WpPart
    Parts 18
جونگکوک پسر بدبوی دانشگاه ، روزا در تلاش برای به فاک دادن پروفسور کیم .. و شب ها با یه بیبی بوی ناشناس چت میکنه .. کاپل : کوکوی ژانر : رمنس ، فلاف و ریل کانکت
 My Sexy Boy by AylinRezaei
AylinRezaei
  • WpView
    Reads 1,200
  • WpVote
    Votes 95
  • WpPart
    Parts 1
خلاصه : بعدا از اینکه جئون جونگکوک رئیس بزرگ ترین شرکت ساختمان سازی کره منشیش رو اخراج می‌کنه کیم تهیونگ یه پسره کیوت و باحال پا تو زندگی جئون میزاره و آیا می‌تونه این مرده یخی رو عاشق خودش کنه؟؟
" Hear My Voice " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 5,091
  • WpVote
    Votes 862
  • WpPart
    Parts 11
•¬‌کاپل: کایسو | هونهان | چانبک •¬‌ژانر: جنایی | اکشن | رمنس | درام •¬‌خلاصه: جونگین "گل یخ " بود. گلی که سال ها پیش یخ زده بود. به خاطر سرنوشت یخ زده بود. این مسئولیتی بود که جونگین قبول کرده بود اما قرار نبود پای پسری به اسم کیونگسو به زندگی یخ زده جونگین باز بشه, قرار نبود جونگین پزشک معالجش بشه و قرار نبود سر دل نبستن به اون پسر با دل یخ زده اش بجنگه سهون "الماس سیاه " بود؛ یک ماشین کشتار سهون کسی بود که از چشم ها فرار میکرد. یکبار توی دام چشم های کسی افتاده بود اما اونقدر سیاه بود که پرپرش کرد سهون خودش بیشتر دردکشید, شبیه هیولایی بود که از گل سرخ کوچکی خوشش اومده بود اما اون گل بین دست های بزرگش قطعا له شده بود و از بین رفته بود برای همین سهون از چشم ها فرار میکرد تا جایی که دل سیاهش به قلاب یک جفت چشم های میشی گیر کرد. چشم هایی که باید اون ها رو از برای همیشه میبست, سهون باید اون رو میکشت اما دل سیاهش تو بدترین شرایط شروع به تپیدن کرده بود و چانیول تنها عاشق این ماجرا بود که برای عشقش هرکاری میکرد. چانیول "یاقوت سرخ" بود شاید سرخیش رو از عشق اتشین توی قلبش میگرفت. عشقی که با دیدن عکس خندونش شروع شده بود و زبونه میکشید تا کل وجود, چانیول رو توی عشق بسوزونه و خاکسترش کنه و چانیول کی بود تا بتونه اون ا