sadafmpq's Reading List
5 stories
True love by sara_010101
sara_010101
  • WpView
    Reads 1,145
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 11
لازم نیست روی اسیب پذیرتو به کل دنیا نشون بدی نیاز نیست خود واقعیت رو برای همگان فاش کنی یک نفر هم میتونه کافی باشه پیش یک نفر خودت باش پیش یک نفر زندگی کن .... به خودت اجازه نفس کشیدن بده با اون یه نفر که زنده باشی دیگه اهمیت نمیدی اطرافت چی میگذره تمام فکر و ذهنت معطوف اون میشه سنگ روی سینت برداشته میشه و حس میکنی بالاخره ازادی این رو از خودت نگیر این حق رو از خودت سلب نکن وان یین... التماست میکنم
قاضی شیطانی (بازگشت شیطان)  by dream___
dream___
  • WpView
    Reads 163
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 4
بعد از انفجاری که در دادگاهِ پخش زنده رخ می‌دهد و کانگ یوهان ناپدید می‌شود، کیم گائون تصمیم می‌گیرد برخیزد و برای حق و عدالت بجنگد... این بار نه با تقلب، نه با دستکاری مدارک، بلکه درست همان‌طور که روزی به آن قسم خورده بود. اما مسیر درست، همیشه سخت‌ترین مسیر است. درست زمانی که رابطه‌ای پرتنش و ناخواسته میان او و وکیل لی جیون‌کی شکل می‌گیرد، کانگ یوهان بازمی‌گردد. و با بازگشتش، همه‌چیز را به چالش می‌کشد: قانون، حقیقت، و قلب کیم گائون. هر هفته چهارشنبه و پنجشنبه ساعت ۲۱ میبینمتون .🙂‍↔️ منتظر حدسیاتتون هستم 🤭
The Curse by NanHai520Fic
NanHai520Fic
  • WpView
    Reads 1,876
  • WpVote
    Votes 304
  • WpPart
    Parts 9
╮✮ کاپـل ‌‌❲ وانگشیان␋وانگجی‌تاپ ❳ ╮✮ ژانـر ‌‌❲ انگست، عاشقانه، معمایی ❳ ╮✮ نویسـنده ❲ 𝑀𝑎𝐻𝑑𝑖𝑠 ❳ AU-canon divergence ઼ «گریه نکن عشق مامان! نترس. اینا که ترسناک نیستن. من و پدرت همشونو نابود می‌کنیم. تو فقط اینجا بمون و بخند. قول بده نفس مامان. نترس و لبخند بزن. طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. کسی نباید به تو شک کنه. من زود داداشتو پیدا می‌کنم و میام پیشت باشه؟» «...قول می‌دم مراقب باشم. ولی زود برگردین. باشه؟» «قول می‌دم نفسم. زود میام.» من به قولم عمل کردم. خیلی سخت بود. برای یه بچه‌ی وحشت‌زده که فقط می‌خواست تو آغوش مادر و پدرش آروم بگیره خیلی سخت بود؛ ولی من بهت قول داده بودم. تو چی؟ تو که خیلی خوش‌قول بودی. چرا بهم دروغ گفتی؟ اگر من سر قولم بمونم، برمی‌گردی؟ ¤¤¤¤ «تو..! چه غلطی می‌خوای بکنی؟!» «جلوی پیشگویی رو بگیرم.» .............. میتونین از طریق چنل @NanHai520Fic به تمامی فایل‌های این کار دسترسی پیدا کنین. آپلود: هر دوشنبه ساعت ده شب
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 125,230
  • WpVote
    Votes 15,337
  • WpPart
    Parts 29
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
CAVE OF MEMORIES  by 2027nia
2027nia
  • WpView
    Reads 56,089
  • WpVote
    Votes 8,709
  • WpPart
    Parts 102
*غار خاطرات* فکر کنم اولین نمونه فارسی ریکشن باشه این فقط یه روز عادی تو دنیای تهذیبگری بود...یا درواقع اینطور به نظر میومد؛ البته قبل از اینکه خواب آلودگی عجیبی به سراغشون بیاد و دنیا جلو چشمشون سیاه بشه.