موردعلاقه‌های من
109 stories
Royal Omega by zakiehj
zakiehj
  • WpView
    Reads 79,573
  • WpVote
    Votes 9,576
  • WpPart
    Parts 16
Multi Shot Couple: Vkook Gener: historical, omegavers , romance, angst, smut "تهیونگ، امگایی سلطنتی که به جای نشستن روی تخت امپراتوری بعد از مرگ پدرش، مجبور به ازدواج با پسرعموی زورگوش می‌شه و لقب ملکه رو به دوش می‌کشه. با ورود جونگ‌کوک، ندیمه‌ی امگایی که بوی بدنش هوش از سر ملکه می‌بره، ممنوعه‌ترین عشق تاریخ شکل می‌گیره!"
In The Colour Of Acacia by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 676,123
  • WpVote
    Votes 58,869
  • WpPart
    Parts 57
- این گرگ یاغی‌ شغال‌صفت، زیادی برای تو رام و دست‌پرورده‌ست که این‌قدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمی‌گن! - بوسه‌هات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: کامل شده «این فیکشن، امگاورس نیست»
Live His Life by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 9,859
  • WpVote
    Votes 1,892
  • WpPart
    Parts 5
زندگیِ اون رو زندگی کن! توجه: این مینی فیکشن پیش نیاز میخواد. بدونِ خوندنِ فیکشن های "کاپکیک های آبی"، و "گری" نمیتونید ازش لذت ببرید💙🩶 ژانر: دنیاهای موازی، روانشناسی، تخیلی، انگست، پایان خوش 开始:16.09.1403 结束:04.10.1403
Therapy | vk.kv by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 3,203
  • WpVote
    Votes 544
  • WpPart
    Parts 16
دارک رومنس | روانشناختی | اسمات وقتی تصمیم میگیری تمام ابعاد تاریک و رمز آلود و عجیب شخصیتت رو به رقیب کاری جدیدت نشون بدی . . _ چرا به هیچ کس اجازه نمیدی بهت نزدیک شه مهندس؟ _ چون کسی دوست نداره ساید سیاه منو ببینه. _ و اگه من دوست داشته باشم؟ _ تو خیلی نرم و لطیف و سفیدی جونگکوک! _ براش سخت و زبر و سیاه میشم مهندس... آپ، سه روز در هفته ____________________________________ تراپی یه بوک هنجار شکنانه، واقع گرا و بدون کلیشه های داستان نویسیه. برای من و تویی که عمیقا نیاز داریم به یک مهندس کیم افسانه‌ای تا روح و جونمون و جلا بده. بهش اعتماد کن به هر حال من برگشتم اونم با یک موضوع متفاوت دیگه، عمیق و به شدت جدی🫀 شیمارا Vk. kv
𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐑𝐢𝐯𝐚𝐥 [𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤] by Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    Reads 137,752
  • WpVote
    Votes 14,859
  • WpPart
    Parts 20
[ completed ] |رقیب عشقی| کاپل: تهکوک (ورس) ژانر: رمنس | درام | انگست | اسمات کیم تهیونگ از دیدن هر روزه ی کارآموزِ گستاخِ شرکت با اون لبخندهای رواعصابش که دلِ دختر موردعلاقه اش رو برده بود متنفر بود. جئون جونگ کوک تنها آدمی بود که تهیونگ به شدت ازش نفرت داشت، رقیب عشقیِ عوضی و خوش قیافه اش!
Spinning Playback Head by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 78,401
  • WpVote
    Votes 12,194
  • WpPart
    Parts 32
رابطه‌ها سرد می‌شن، قلب‌ها می‌میرن و حال، تبدیل به گذشته‌ای می‌شه که فکر کردن بهش چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. این داستان شرح حال پیروزی‌هاییه که برای رسیدن به اون‌ها بهای گزافی پرداختیم. شرح حال بازنده‌هایی بی‌قرار در حال، دلتنگ گذشته و محروم از آینده‌ای که خیلی خوب می‌دونستن هرگز شبیه رؤیاهایی که هر شب زیر گوش همدیگه می‌بافتن، نخواهد شد. ‌ ‌ *** - عاشقشی؟ - باهاش ازدواج کردم. - عاشقشی؟ - مگه مهمه؟ ‌ ‌🖤🎞🖤🎞🖤🎞🖤 Couple: KookV (Verse) Genre: Angst, Drama, Romance, Psychological, Adult, Smut (BDSM) Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
ADDICTED║VKKV  by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 56,597
  • WpVote
    Votes 12,066
  • WpPart
    Parts 65
«من و تو فقط دوتا دوست معمولی‌ایم؟!...» ❈نام‌اثر: |معتــاد| ❈کاپل: ویکوک / کوکوی ❈ژانر: یاداشت‌های روزمره / انگست‌عاشقانه‌ / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Hypoxia by Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Reads 37,454
  • WpVote
    Votes 6,121
  • WpPart
    Parts 29
🌊هیپوکسی : کمبود اکسیژن در بافت های بدن بر اثر خفگی. وضعیت: اتمام یافته کاپل: کوکوی ژانر: روزمره، رمنس، اسمات #HYPOXIA
Black Hole🕳️ by Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Reads 262,670
  • WpVote
    Votes 26,522
  • WpPart
    Parts 62
بلک هول 🪐 سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست. برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستاره‌ی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه! قسمتی از متن: "امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم.. دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه.. وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم.. که نترسم از زود بودن یا دیر شدن.. که نترسم از آدمای اطراف.." °کاپل: کوکوی °ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات °وضعیت: به اتمام رسیده ⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
Back to Blue Side | BTBS | Kookv by ItsHumoon
ItsHumoon
  • WpView
    Reads 264,758
  • WpVote
    Votes 45,897
  • WpPart
    Parts 48
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبی‌ـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره. ______________________________________ "انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقک‌های بهاری به سرعت از توی هوا می‌گذشتن و اگه میخواست اون‌ها رو بگیره و مزه مزه‌شون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد." - اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم! - بو کن منو، بوی تورو میدم... - بوی - تورو - می - دم. ژانر : انگست،رمنس،روان‌شناختی ،اسمات،معمایی کاپل : کوکوی نویسنده : Humoon (سارای) رده‌ی سنی : 14+ _ با الهام گرفتن از افسردگی شروع : 1400/09/10 پایان : 1401/05/19