_elaha777's Reading List
15 stories
Blind spot by naana_fiction
naana_fiction
  • WpView
    Reads 3,332
  • WpVote
    Votes 295
  • WpPart
    Parts 23
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردن یه قرار کورکورانه بتونه زندگی‌شونو تغییر بده. اما وقتی دوتا آدم تنها رو، دوستاشون تو یه بازیِ بامزه و عجیب، سر یه میز نشوندن... همه‌چی شروع شد. جونگ پسری با ظاهری بی‌نقص، بی‌پروا، مغرور و به طرز خطرناکی جذاب. دنیایش قانون دارد، نظمش بی‌رحمانه‌ست و هرچیزی باید تحت کنترل او باشد؛ از کار گرفته تا آدم‌ها. وسواس خاصی در انتخاب اطرافیانش دارد،نه هرکسی لایقِ بودن در دایره‌ی محدود و خاصِ زندگی‌اش است. در طرف دیگر دانک ایستاده؛ پسری پر از انرژی، شوخ‌طبع، پرحرف و از دور شبیه نور خورشید است. اما پشت آن لبخندهای پرهیاهو، قلبی پنهان شده که زخمی‌ست از تنهایی. همه دوستش دارند، همه می‌خواهند با او باشند. اما خودش؟ همیشه یک قدم عقب‌تر می‌ماند، همیشه از رابطه‌ها فرار می‌کند... چون خوب می‌داند دوست‌داشتن یک چیز است، ماندن چیز دیگر. وقتی دو دنیای متضاد، با نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده، در یک قرار کورکورانه به هم می‌رسند، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کند که جرقه‌ی عشق، از دل نفرت، وسواس و ترس شعله‌ور شود... دوستاشون فکر کردن شاید وقتشه یکی بیاد و دلشونو از این تنهایی بکشه بیرون. اما اشتباه اونا این بود که... اینا قبلاً همدیگه رو دیده بودن. و از هم، متنفر بودن. قرارِ اجباری، کل‌کل‌های ت
#𝐀𝐍𝐆𝐈𝐑Ū: 𝐀 𝐬𝐨𝐮𝐥 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐚𝐥𝐤𝐬 𝐚𝐥𝐨𝐧𝐠𝐬𝐢𝐝𝐞 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐨𝐰𝐧 by 1lxlxth
1lxlxth
  • WpView
    Reads 444
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 2
فیکشن پرث‌سانتا ژانر: امگاورس/امپرگ/عاشقانه کاپل‌های اصلی: پرث‌سانتا کاپل‌های فرعی: ؟؟؟
🐻Daisy🐼 by hehehehehe0_
hehehehehe0_
  • WpView
    Reads 3,892
  • WpVote
    Votes 531
  • WpPart
    Parts 18
همه چی از اونجا شروع شد که پوند به خاطر سردرد پدرش مجبور به‌رفتن به اون شرکت کذایی شد... اما خب کی فکرش رو میکرد که این بی برنامگی چندان‌ هم بد نباشه اون منشی کوچولو زیادی ناز به نظر‌ میرسید Couple:pondphuwin and other genre:....درام،اکشن،فلاف،اسمات،مافیا
one shot bl story by ArusakDolli
ArusakDolli
  • WpView
    Reads 9,335
  • WpVote
    Votes 508
  • WpPart
    Parts 26
از هر کاپل بی ال " جونگ‌دانک.. پوندپووین و.." وان شات مینویسم میتونه تو هر ژانری باشه کمدی..دارک رمنس..درام..رمنس و... خلاصه تو این بوک میتونی از هر کاپلی وان شات و سناریو ببینی
red bell~|~ناقوس سرخ by Maybe0208
Maybe0208
  • WpView
    Reads 9,459
  • WpVote
    Votes 832
  • WpPart
    Parts 51
داستانی هرچند کلیشه ای بین خانواده ای که با تکیه به هم ادامه دادن و وارثین شرکت داروسازی که ثروتشون به نسبت شغلشون زیادیه کاپل:پوند‌پووین ،پرث‌سانتاجونگ‌دانک،جیمینای‌فورث و ... ژانر: میشه گفت عاشقانه،مافیایی و اسمات کاپل فصل دو: جیمی‌سی،فرست‌خائو،نات‌هونگ،ویلیام‌است
 تابستانی که عاشقش شدم / Summer_I_Loved by naana_fiction
naana_fiction
  • WpView
    Reads 2,502
  • WpVote
    Votes 283
  • WpPart
    Parts 15
تابستان، یک جزیره‌ی گرم و مرموز، و شیش قلبی که هنوز نمی‌دانند چطور باید احساساتشان را به زبان بیاورند. یه جزیره‌ی داغ وسط تابستون، یه عالمه نگاه یواشکی، یه عالمه حرف نگفته... وقتی موجا بلند می‌شن و خورشید درست می‌تابه وسط تنش‌ها و لبخندهای خجالتی، دیگه همه‌چی از کنترل خارج می‌شه. کی قرار بود عاشق شه؟ کی داشت تظاهر می‌کرد براش مهم نیست؟ و مهم‌تر از همه... کی اول دل داد؟ یه داستان تابستونی پر از کل‌کل، کشش، و اعترافایی که هیچ‌وقت راحت از دهن در نمیان. اما آیا همه چیز طبق نقشه پیش می‌رود؟ یا احساسات، مسیر خودش را پیدا می‌کند؟ داستانی عاشقانه و پر از تنش‌های نرم، با طعمی از گرمای تابستان و هیجان یک رابطه‌ی عاشقانه...
Tsundre:life Or Love? by Katsukiyuko160
Katsukiyuko160
  • WpView
    Reads 603
  • WpVote
    Votes 76
  • WpPart
    Parts 1
خاطرات توی ذهنش رژه میرفت... خاطرات خیلی خوشی داشت... صبر کن!... اصلا چه اتفاقی افتاد؟... کی زندگی دوباره دشمنش شد؟... نمیتونست باور کنه کسی که تویتابوتروبروشه، ارن،تنها عشق تو زندگیشه... بی سر و صدا و آروم قدم برمیداشت. نگاهش به لباسش افتاد... کی مجبور شد لباس سیاه بپوشه؟... ریرن و توی بغلش جابجا کرد؛پیشونیشو بوسید و دوباره به روبروش زل زد. هیچ صدایی ازشدرنمیومد فقط به یه نقطه نامعلوم زل زده بود. صدای بقیه رو به وضوح میشنید که برای اونی که توی تابوته گریه و زاری میکردن... ولی هیچکسنمیدونست توی دل اون چه خبره... میدونست؟ هیچکسنمیدونست چقدر دلش تنگه... ارن تنها کسی بود که بهش یاد داد عاشقی یعنی چی... اون واقعا از ته قلبش دوسش داشت و هیچ کس اینو درک نمیکرد...
Tsundre by Katsukiyuko160
Katsukiyuko160
  • WpView
    Reads 1,442
  • WpVote
    Votes 85
  • WpPart
    Parts 1
خب...خودش هیچ وقت فکر نمیکرد یه ظاهر خشن و یه باطن مهربون داشته باشه.... ولی همین باعث شد زندگی کسل کنندش از این رو به اون رو بشه...
Magic by Megasam_f_f
Megasam_f_f
  • WpView
    Reads 1,626
  • WpVote
    Votes 246
  • WpPart
    Parts 17
🔻مقدمه: - پسر من واقعا میخوامش اما اون یه استریت خالصه... + هوم... میتونی امیدوار باشی تو زندگی بعدیت داشته باشیش - باید انقدر صبر کنم... پووف کاش فقط دختر بودم ........................ صبر کن.. اینجا چه خبره؟ من... این بدن من نیست! ........................ × تو آرزو کردی دختر باشی... بدون اینکه بدونی طرفت گیه؟ نباید قبلش یکم تحقیق میکردی؟ - من که نمیدونستم تو جادوگر دیوونه میشنویش و کاری میکنی بین دختر و پسر سوییچ شم... اون یه شوخی فاکی بود... و اینکه اون واقعا استریت میزد × این تقصیر من نیستتتت... تو باید بدونی آسمون حرفاتو میشنوه... چطور میتونی راجب همچین چیزی شوخی کنی؟! به هرحال بیا سعی کنیم یه جادو واسه باطل کردنش پیدا کنیم... 📌 وضعیت : پایان یافته