DibZzz2's Reading List
13 stories
GOLDEN STRING ~ KOOKV by yani_vk
yani_vk
  • WpView
    Reads 184,938
  • WpVote
    Votes 23,762
  • WpPart
    Parts 48
~ریسمان طلایی~ تهیونگ امگای فقیر و سخت کوشیه که خانواده اش رو تو‌حادثه ای از دست میده و مجبور میشه با خاله بدجنسش که همیشه اذیتش میکنه زندگی کنه. تنها امید امگا بین سختی ها و اذیت های اطرافیانش جفتیه که هنوز پیداش نکرده ولی چی میشه اگه بدنام ترین آلفای دانشگاه یعنی جئون جونگکوک که گذشته تاریکش باعث میشه همه رو از خودش دور کنه، سولمیتش باشه و به محض فهمیدن جفت بودنشون اونو رد کنه؟! کاپل اصلی~ کوکوی ژانر~ امگاورس،انگست،عاشقانه، اسمات
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 42,776
  • WpVote
    Votes 4,095
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
My special omega by miss-sahel-asb
miss-sahel-asb
  • WpView
    Reads 662,822
  • WpVote
    Votes 56,838
  • WpPart
    Parts 113
My special omega تهیونگ یه امگای کیوته که مجبور میشه از خونه فرار کنه و بخاطر اینکه کسیو نداره میره توی یه پادگان و برخلاف قوانین مشغول به کار میشه.... کوک الفای مغرور و بی اعصابی که فرمانده اون پادگانه و از امگاها حالش بهم میخوره و از جفت داشتن متنفره.... چی میشه تهیونگ جفت این الفای مغرور باشه؟ایا کوک قبولش میکنه یا اونو رد میکنه؟ . . جیمینی که هیچکس نمیدونه زندست و بعد از سال ها برمیگرده..کسی حرفشو باور میکنه؟ کیوتیا اگه از فیک فلاف خوشتون میاد به سرزمین کوکوی خوش اومدین💜💙💛 کاپل:کوکوی(اصلی)،یونمین،نامجین،چانبک ژانر:امگاورس،امپرگ،اسمات،انگست،فلاف،کمدی،یه کوچولو درام،هپی اند.. شروع:۱۴۰۰/۱۰/۱۴ اپ:پنجشنبه ها ساعت ۱۱شب
♨My Hope_Vkook♨ by Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    Reads 271,533
  • WpVote
    Votes 45,859
  • WpPart
    Parts 39
[امید من] جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود. اون یه بُعد دیگه بود؟؟ Couple:VKOOK 🍫 وضعیت: پایان یافته.
White Rose | kookv by SoulpHilia
SoulpHilia
  • WpView
    Reads 173,764
  • WpVote
    Votes 20,813
  • WpPart
    Parts 35
White Rose | رُز سفید من به دلیل ترسی که از تو داشتم برای قوی‌تر شدن تلاش کردم و به عنوان قوی ترین امگای پک رُز سفید شناخته شدم. ولی این کافی نبود نه تا وقتیکه تو دوباره برگشتی و ترسی که من چندساله در حال فرار کردن و انکار کردن آن هستم دوباره ظاهر شد. ::: - ا-از من دور شو... چشم های جونگکوک در یک لحظه از شیفتگی با برقی از خودخواهی درخشیدند. نگاه گرسنه ای به امگای اسیر شده بین دست هاش انداخت و هیسی کشید. - دور بشم؟ چنگی به باسنش زد وباعث شد از جا بپره. - اونم وقتی اینقدر برام خیس شدی؟ گونه هاش گل انداختن و با لپ های پف کرده و چشم های نمناکش هینی کشید. نگاهی به دور و ورش انداخت و دستش رو روی دهن آلفا گذاشت. - لطفا بس کن. الان یکی میشنوه. ::: ٭ کاپل اصلی : کوکوی، فرعی: یونمین ٭ ژانر : امگاورس/ رمنس/ تاریخی/ انگست/ اسمات 📌 وضعیت آپ : هروقت شرط اپ رسید !
4427 by EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Reads 299,294
  • WpVote
    Votes 25,491
  • WpPart
    Parts 47
وضعیت: پایان یافته❤️ جئون جونگکوک سارق چیره‌دستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همه‌ی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند! البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضی‌هاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطه‌ی یه دزد احمق بره! 🔞💲👣🕷 کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند #action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery
𝐂𝐇𝐀𝐑𝐌𝐄𝐑 | 𝐊𝐕 | 𝖥𝗎𝗅𝗅 by THV_CO
THV_CO
  • WpView
    Reads 232,907
  • WpVote
    Votes 22,756
  • WpPart
    Parts 36
- ولت نمیکنم. اینبار از دستت نمیدم. حتی اگه بدونم شب‌ها وقتی توی بغلت، بین بازوهات جا میگیرم، به امید اینکه خوابش رو ببینی چشم‌هات رو میبندی! حتی اگه بدونم صبح‌ها به امید دیدن اون، توی بغلت چشم‌هات رو باز میکنی! حتی اگه بدونم موقع صدا زدنم، اشتباهی اسم اون رو جای اسم من میگی! حتی اگه بدونم موقع خوشحالی‌هات لحظه‌ای‌، اون رو جای من تصور میکنی! حتی اگه بدونم با تصور اون، من رو لمس میکنی! 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 _ 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 _𝐃𝐫𝐚𝐦 _ 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 _ 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝐒1 : 35 𝐏𝐚𝐫𝐭 | 𝐒2 : ? 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 / 𝐈𝐃 [𝐓.𝐌𝐞] : 𝐓𝐇𝐕_𝐂𝐎 و حمایت!
MY LITTLE MIRACLE by IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Reads 555,524
  • WpVote
    Votes 47,998
  • WpPart
    Parts 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟
✧HOME✧ by timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Reads 645,228
  • WpVote
    Votes 62,826
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook