Jiminy95Park's Reading List
60 storie
 " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 " di Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    LETTURE 6,781
  • WpVote
    Voti 1,102
  • WpPart
    Parti 23
" پس از تو " در سال ۱۸۹۹ استاد روانشناسی دانشکده پزشکی آکسفورد، عاشق دانشجوی خود می شود. عشقی که نه دلیلی برایش وجود داشت و نه پیمانی، عهدی میان قلبها در کار نبود. راز سر به مهری بود که در دلش پنهان داشته بود ، همه این اتفاقات تا قبل از آن بود که بفهمد این علاقه نوشکفته، دوطرفه است... وای از زمانی که مجبور شود برای حفظ سمتش در آن جامعه عشق ناشناس ، دست به بی رحمانه ترین کار بزند... ●●● بعد از تو ، چه بر سر من آمد ؟ ببین از من چه ساختی ؟ آری این منم اما منِ پس از تو... بگو هنوز هم مرا میخواهی؟ شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد.... دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد.... ●●●
CowBoy | Vkook | AU di evena202
evena202
  • WpView
    LETTURE 151,448
  • WpVote
    Voti 14,685
  • WpPart
    Parti 36
كابوى كيم، مرد عياش و قماربازى كه يكشنبه‌ شب‌هاى آخر هر ماهش توى كازينو و روی تخت‌ گرمش سپرى می‌شد، این بار طعمه‌ی جدید و بازنده‌ی میز و تختش رو پیدا می‌کنه؛ غافل از اینکه سِلوا قراره نفسش رو، روی تنش بند بیاره! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #Cowboy - پنجـشنبـه‌هـا ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Western, Smut, Romance ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Sahel
Desiree After Story | Vkook di Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LETTURE 5,147
  • WpVote
    Voti 775
  • WpPart
    Parti 2
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Cold king di Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    LETTURE 102,717
  • WpVote
    Voti 8,481
  • WpPart
    Parti 45
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
Mi Rubí || Vkook di TEKO_FIC
TEKO_FIC
  • WpView
    LETTURE 15,689
  • WpVote
    Voti 1,015
  • WpPart
    Parti 6
ارثیه ی دو پسر عمو ثروتمندترین شرکت های زنجیره ای جهان بود ، اما گویی ثروت قفسی طلایی برای عشقشان بود ، عشقی آتشین که در قلبشان شعله می کشید اما در تاریکی ناگفته ها پنهان بود ، ناگفته ای که بر زندگی شان سایه افکنده بود ، گویی تمام رنگ ها از دنیای شان رخت بربسته بود و تنها خاکستری غم و تردید باقی مانده بود _ می تونی بهم بگی عشق چه رنگیه؟ + به رنگ یاقوت سرخ _ چرا همچین فکری میکنی؟ + چون لب های سرخت، وقتی رد بوسه هام روش شکوفه زده، درست مثل یه یاقوته که چشم هام رو غرق لذت و برق نگاهم رو برای تصاحبش به جنون می رسونه ، میخوای بدونی چرا میگم سرخ؟ چون چشیدن طعمش مثل یه شراب سرخ مست کننده ست و منو وادار می کنه تا در سکوت، مثل یه معبود بپرستمش Name : Mi Rubí || یاقوت من Capel : Vkook , Yoonmin , Namjin Genre : romance , omegaverse , school lif , angst , au , mpreg , little mafia
Adonia | Vkook di V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LETTURE 103,637
  • WpVote
    Voti 7,124
  • WpPart
    Parti 61
Adonia ⛪ - نگاهم کن! - دارم نگاهت می‌کنم... - نه خوب نگاهم کن. - چطوری تهیونگ؟! - همینطوری، همینطوری که زور صدات به اسمم می‌رسه و می‌فهمم نگاهت کاملا برای من بوده. Couple: Vkook, Secret Genre: Romance, Angst, Mysterious, Smut Writter: Ivanna
Rebel (AU) di Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    LETTURE 163,779
  • WpVote
    Voti 24,723
  • WpPart
    Parti 47
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Mpreg
Freesia  [vkook] di Aivavk
Aivavk
  • WpView
    LETTURE 167,645
  • WpVote
    Voti 21,503
  • WpPart
    Parti 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
Blood & bond🩸 di suni_22_
suni_22_
  • WpView
    LETTURE 127,694
  • WpVote
    Voti 10,380
  • WpPart
    Parti 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
DERSCHÖPFER di VicGodtor
VicGodtor
  • WpView
    LETTURE 6,646
  • WpVote
    Voti 655
  • WpPart
    Parti 15
[completed] ⇴ #derSchöpfer ⇴ #Fiction ⇴ #Vkook, #Namjin, #Yoonmin ⇴ Written by Valdemar انسان... چه مفهومی دارد؟ موجودی زنده یا شئ بی‌ارزش؟ هیچکدام... انسان‌ها همان اعداد ریاضی فرار کرده از زیر توابع مجهول زندگی هستند که کسی نمی‌تواند مفهوم آن‌ها را بفهمد... تهیونگ پسری جاودانه و موجودی که هیچ شناختی نمیشه ازش داشت، همسر آینده‌ی خودش رو زیر آب حوض می‌بینه ولی صورتی که دیده توهمی بیش نیست و چنین کسی قرار نیست حتی متولد بشه و عاشقی پسر رو بکنه. پس تهیونگ خودش همسرش رو آفرید، همسری از جنس خاک و گل ولی با درونی مثل آب زلال. جونگکوک عاشق مخلوق خودش می‌شه ولی آیا شخصیت دیگه‌ی داستان هم عاشق اون میشه و خالق خودش رو می‌پرسته؟