تهکوک
42 histórias
VENATOR|VKOOK de Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Leituras 20,437
  • WpVote
    Votos 1,246
  • WpPart
    Capítulos 28
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
☠︎︎𝑮𝒓𝒆𝒆𝒅 ☠︎︎ de taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    Leituras 1,475
  • WpVote
    Votos 154
  • WpPart
    Capítulos 9
⛓️فیک "Greed"⛓️ درست زمانی که کاراگاه کیم تصمیم به استعفا داره، اوضاع دیترویت بدتر از همیشه می‌شه. شروع قتل‌های سریالی و مشکوک همزمان با ورود کاراگاه جدیدی به نام جئون جونگ‌کوک که به دنبال پرده‌برداری از قتل برادرش پا به اون شهر گذاشته، باعث می‌شه تا کاراگاه کیم به تازه‌وارد، بیشتر از هر کسی بدبین شه... - ببینم تو عادت داری همه‌چی رو تحت کنترل خودت بگیری روکی؟ - بلاخره یکی باید مراقب تو باشه که بقیه رو به کشتن ندی کیم. . . . کـاپـل⟻ویـکـوک، یـونمـیـن، نـامـجیـن ژانـر⟻ جـنـایـی، مـعمـایـی، رمـنـس، اسـمـات روز آپ ⟻پـنج شـنـبه هـا نـویـسنـده ⟻Taku چنل =taekook wattpad@
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  de taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    Leituras 102,786
  • WpVote
    Votos 11,578
  • WpPart
    Capítulos 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025
Crush | Vkook de by_sar
by_sar
  • WpView
    Leituras 245,890
  • WpVote
    Votos 34,232
  • WpPart
    Capítulos 42
[Completed] همه چیز از یه کراش ساده شروع شد. جایی که تهیونگ پسرخاله‌ی خبیثِ جونگ‌کوکه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! برشی از داستان: جونگ‌کوک هر شب قبل از خواب دعا می‌کرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بی‌شاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بی‌فایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیت‌های حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبه‌ای بیرون می‌پرید و همه چیز رو خراب می‌کرد. - عنوان: کراش. - وضعیت: اتمام یافته. - ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. •Vkook• 1 in taekook 1 in taehyung 1 in funny 1 in teenfic 1 in fluf 1 in farsi 1 in مدرسه‌ای
𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖 🩶🩸 de speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    Leituras 3,512
  • WpVote
    Votos 245
  • WpPart
    Capítulos 8
Name: 𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖🩶🩸 couple: #vkook #yoonmin #namjin Genre: #Criminal #romance #drama " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " ? :) "آمورانسیا" قصه‌ی عشقی بود که همیشه یک قدم از رسیدن فاصله داشت. عشقی که گاهی در سکوت رشد می‌کرد، در نگاه‌های دزدیده‌شده جان می‌گرفت و در دلِ دل‌تنگی، آروم آروم می‌سوخت. شاید اینجا شهر خواستن و نرسیدن باشه، شاید چشم‌پوشی از خود برای لبخند معشوق، زنده‌کردن خاطراتی که درد دارن، اما شیرینن و زندگی‌کردن با خیال کسی که دیگه نیست، اما هنوز وجود داره در قلب، در خاطره، در هر ضربان. جونگ‌کوک، پسر سر به‌هوای فرمانده جئون، به‌خاطر سوءتفاهمی ساده وارد بازی خطرناکی شد؛ بازی‌ای که به دست پسرعمه‌اش، سرگرد مین یونگی، و سروان تازه‌وارد، کیم تهیونگ، چیده شده بود. قرار بود طعمه‌ی پرونده‌ای بشه که هیچ آینده‌ای براش نوشته نشده... نه برای مجرم، نه برای مأمور، و نه برای قلبی که بی‌صدا عاشق شد!
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 de Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Leituras 1,068,684
  • WpVote
    Votos 88,485
  • WpPart
    Capítulos 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
ℛ𝒶𝒾𝓈ℯ𝒹 𝒾𝓃 ℘𝒶𝒾𝓃 🔗 de _darkbluefic_
_darkbluefic_
  • WpView
    Leituras 585,095
  • WpVote
    Votos 65,009
  • WpPart
    Capítulos 83
نام⸙ بزرگ شده در درد ژانر⸙ اسمات/رومنس/خشن/BDSM/درام کاپل⸙ ویکوک رده سنی⸙ +21 خلاصه⸙ ͎.:جونگ کوکی که از بچگی فروخته شده بود تا به عنوان برده توی خونه همسرش زندگی کنه و هر شب دردناکک ترین رابطه ها رو تجربه کنه و هیچ دلخوشی تو زندگیش نداره و تنها دلیلی باعث شده تا الان این همه درد و سختی رو تحمل کنه فقط یه آرزوی کوچیکه...اون آرزو داره یکبار دیگه پدرشو ببینه تا ازش بپرسه به چه دلیلی این بلا رو سرش آورده!؟ جونگ کوک میتونه تا روزی که پدرشو ببینه دووم بیاره یا در نهایت بدون یک روز زندگی راحت ، زیر دست همسرش جون میده و برای همیشه چشماشو میبنده؟؟؟ لطفا قبل از خوندن به رده سنی توجه کنین این فیک صحنه های باز و تجاوز داره لطفا اگر تحملش رو ندارید نخونین!
My Dream «Vkook» de zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Leituras 627,136
  • WpVote
    Votos 64,823
  • WpPart
    Capítulos 70
کیم تهیونگ مرد 34 ساله ای که 5 سال بود کارمند شرکت بزرگ جئون شده بود تمام تلاشش رو می کرد تا رئیس خودش رو راضی نگه داره.. ولی هیچوقت فکرش رو نمی کرد با دیدن ویدیویی از تک پسر خانواده ی جئون ها مجنون اون پسر بشه... اما همه چیز قرار نبود به خواست کیم تهیونگ پیش بره... چرا که اون پسرِ کم سن و سال ، دست نیافتنی ترین پسر دنیا بود. کاپل:ویکوک ، سکرت ژانر:درام ، رمنس ، انگست ، اسمات روز آپ:پنجشنبه ها
dear (عزیز کرده) de im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    Leituras 190,202
  • WpVote
    Votos 20,199
  • WpPart
    Capítulos 24
اسم:dear (عزیز کرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس٫امپرگ٫تاریخی٫اسمات ، علمی تخیلی... کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان جئون معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستند همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون جئون ها را داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فردِ چینی که سفیر پادشاهیه چین بود تو بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو به زور با خودش تا گیشا خانه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندان جئون بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاقه گیشا خانه آویزون میکنه و خود کشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان جئون امگایی از خون خود نداشتن و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود جونگکوک کوچولوی ما این نفرین شکسته شد. روز های اپ:تمام شده این فیک خیلی گوگولی مگولی و سافت و بی دردسره و روزمرست پارت هاش هم احتمالا کم باشن 🎀ورژن کوکوی توی همین اکانت با همین اسم🎀
CHROMANDA | VKOOK de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 295,795
  • WpVote
    Votos 39,939
  • WpPart
    Capítulos 48
خلاصه: زیاد شنیدیم که میگند " تو دلیل زندگیمی" و ما میدونیم که این جمله حتی اگر هم از اعماق قلب باشه، باز یه اغراقه، نهایتش بعد اون، فقط یه چند ماهی مثل جهنم بگذره... نه؟! ولی این در مورد ققنوس ها متفاوته! جونگکوک واقعا و بی مبالغه میمیره، اگر تهیونگ نباشه... چون اون یه ققنوس فضاییه! "نمیدونم چند سال گذشت... ولی بالاخره تو زمین پیدات کردم. یه بار... نصف شب اومدم روی سرت و تو اون موقع فقط یه نوزاد کوچولو بودی، گریه میکردی و بهونه ی مادرت رو میگرفتی ولی وقتی من رو دیدی خندیدی... با اون تیله های سیاه درشتت بهم خیره شدی و برخلاف تصورم نترسیدی و فقط خندیدی... یکم که گذشت دیگه نتونستم خودم رو بهت نشون بدم و همیشه از دور سعی کردم مواظبت باشم تا موقع بازی کردن و مدرسه رفتن اذیت نشی... بزرگتر شدی... جلوی چشمهای خودم عاشق شدی..." CHROMANDA Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Fantasy, Romance, Druma, Smut