TahooraGhasemian's Reading List
159 stories
𝑾𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈✗ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 675,335
  • WpVote
    Votes 76,310
  • WpPart
    Parts 56
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: اون الان دیگه یک مجرد نبود. جونگ‌کوک نمی‌دونست که با انتخاب کردن کیم تهیونگ به عنوان همسر قراره از تمام رویاهای یک زندگی مشترک دل‌زده بشه. تهیونگ مردی نبود که درابتدا خودی نشون داده بود، درست لحظه‌ای که از کلیسا خارج شدن تغییرات شخصیتی همسرش شروع شد. پرخاشگری، بی‌علاقگی، آوردن هرزه‌های مختلف به خونه‌ی مشترکشون. هضم این موضوع برای جونگ‌کوک سخت بود، اینکه می‌دید چطور ازش سوءاستفاده شده قلبش رو به درد می‌آورد. جونگ‌کوک برای نجات زندگی‌ش باید خودش دست بکار می‌شد!
My Homophonic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 8,545
  • WpVote
    Votes 1,594
  • WpPart
    Parts 25
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
red lips by mamacita80
mamacita80
  • WpView
    Reads 25,679
  • WpVote
    Votes 2,697
  • WpPart
    Parts 34
🔞اکثر پارت ها اسمات داره ممکنه یادم بره هشدار بزارم ... خلاصه : :فکر نکردی اگر منو رها کنی و بری چه اتفاقی میوفته انیگما ... : کال مراقبت بود ... : کال قدرتی نداشت ... امگایی که همه میخاستنش مال تو بودو با خودت فکر نکردی اگر ولش کنی و بری چه بلایی سرش میاد ... من با بچه ی تو تو شکمم ... و چشمهایی که میخاستن منو از هم بدرن ... #امگاورس #تاریخی #اسمات
 king's royal omega. (امگای سلطنتی پادشاه) by a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Reads 15,170
  • WpVote
    Votes 2,340
  • WpPart
    Parts 24
- باید این رو بدونین شاهزاده، اگر این ازدواج‌ رخ بده شما هرگز عشق من رو نخواهید داشت. من هیچ وقت عاشق شما نمیشم. امگا لبخند کمرنگ و تلخی زد اما در قیافه‌اش آرامشی خاص نمایان بود. -‌متوجهم. - و شما اجازه‌ی ورود به اتاق خواب من رو نخواهید داشت. من به شما توی هیت کمک نمیکنم و شما به من توی رات کمکی نمیکنین. گرچه من میتونم وقتم رو با امگاهای دیگه بگذرونم. اما شما نمیتونید با کس دیگری ارتباط داشته باشین. سر تکون داد: متوجهم. نیشخندی واضح روی لب های پادشاه شکل گرفت و آتیش درون چشم هاش شعله ورتر شد. - و این به این معنیه که شما هرگز فرزندی نخواهید داشت. - متوجهم سرورم. چشای آروم و لحن خونسرد امگا اون رو عصبانی میکرد. مطمئن بود امگایی پیدا نمیشه که این شرایط رو به همین سادگی قبول کنه. - متوجهی داری با خودت چیکار می‌کنی امگای جوان؟ وگاس لحن رسمی رو کنار گذاشت و با سری کج به امگایی که داشت با دستای خودش آیندش رو خراب میکرد چشم دوخت. - متوجهی داری چه معامله‌ای با زندگیت میکنی؟ تو هرگز طعم عشق و زندگی معمولی رو نخواهی چشید. تا روزی که بمیری تنها خواهی موند. قیافه‌ی امگا تغیی
ALPHA KING'S BETA MATE  by aypari
aypari
  • WpView
    Reads 11,446
  • WpVote
    Votes 2,024
  • WpPart
    Parts 27
{COMPLETED} برای اونکه شب و روزش رو به خوش گذرونی مشغول بود، خیلی سخت بود که حالا همه چیز رو کنار بذاره اونم به خاطر یه امگا؛ کسی که خودش هیچ دستی توی انتخاب کردنش نداشت.... الهه ماه با چه منطقی اون دوتا رو برای هم انتخاب کرده بود؟؟ اصلا چرا اون دوتا رو باید فرزند های برگزیده خودش میخوند؟؟ الهه ماه چه نقشه هایی برای اون دوتا در نظر داشت؟؟ اصلا اون دوتا می تونستن باهم کنار بیان؟؟ دو قطب متضاد باهم، دو شخصیت کاملا متفاوت.... الهه ماه اشتباه بزرگی کرده بود.... . . . . -💜به نهمین بوک من خوش اومدید💜-
Bondless | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 5,317
  • WpVote
    Votes 1,204
  • WpPart
    Parts 19
هوسوک یه امگای نوزده‌ساله‌ از یه خانواده کاملاً معمولی و محترمه. بین چهار فرزند جانگ، نه زیباترین محسوب می‌شه، نه باهوش‌ترین و نه قوی‌ترین. از نظر بقیه ، اون ادم خاصی نیست. "معمولی بودن" دقیقاً همون چیزیه که هوسوک رو توصیف می‌کنه. زندگی کسل‌کننده هوسوک ادامه داره تا وقتی که اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن می‌کنن. چی می‌شه اگه هوسوک بفهمه یه هیولا تو عمارت خانواده جانگ هست؟ کنجکاوی هوسوک روز به روز بیشتر می‌شه. بعضی وقت‌ها صدای خرخر از زیرزمین میاد و اون نگهبان‌هایی که جلوی در به حالت آماده باش ایستادن، کاملا وحشت‌زده بنظر می‌رسن. چی باعث شده که اون همه آلفای غول‌پیکر از در زیرزمین چشم برندارن؟ هوسوک تصمیم می‌گیره که تحقیق کنه غافل از اینکه کنجکاوی می‌تونه زندگی آدم رو تغییر بده. Couples: sope-yoonmin Genre:omegaverse-smut-romance
~اولین بار~سپ by tayni_iii
tayni_iii
  • WpView
    Reads 4,276
  • WpVote
    Votes 658
  • WpPart
    Parts 27
"هوسوک مجبور می‌شه برای پول توی یه بار رقص اجرا کنه، در حالی که یونگی، مردی سخت و جدی، از جمعیت تماشا می‌کنه. رازها، احساسات و ارتباطات غیرمنتظره توی این فیک پر از تمایل و شکنندگی شکل می‌گیره. وقتی خجالت و اجبار با جذابیت و تمایل روبه‌رو می‌شه، چه اتفاقی می‌افته؟" ژانر: عاشقانه ، درام ، میچر، فول اسمات #سپ #sope #هوسوک #یونگی #the FirstTime #BarDance #Romance #Drama #Mature #Angst زمان شروع:۰۴/۵/۲۵
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 103,802
  • WpVote
    Votes 8,539
  • WpPart
    Parts 45
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 399,368
  • WpVote
    Votes 36,952
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Wild heart by glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Reads 115,173
  • WpVote
    Votes 9,220
  • WpPart
    Parts 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ