LaRksukOpo's Reading List
4 stories
CAVE OF MEMORIES  by 2027nia
2027nia
  • WpView
    Reads 50,099
  • WpVote
    Votes 8,423
  • WpPart
    Parts 102
*غار خاطرات* فکر کنم اولین نمونه فارسی ریکشن باشه این فقط یه روز عادی تو دنیای تهذیبگری بود...یا درواقع اینطور به نظر میومد؛ البته قبل از اینکه خواب آلودگی عجیبی به سراغشون بیاد و دنیا جلو چشمشون سیاه بشه.
عشق پنهان by army_bts_nazii
army_bts_nazii
  • WpView
    Reads 388,726
  • WpVote
    Votes 29,336
  • WpPart
    Parts 84
وقتیی6عضو بی تی اس یه دفعه تصمیم به فاصله گرفت و نادیده گرفتن بیبی گروهشون میکنن تا با عشقی که بهش دارن آسیب نبینه ولی نمی دونن چه طور قلب کوچیک جیمینی شونُ میشکنن سون سام زندگی روزمره انگشت ، غمگین ، اندکی کمدی، هپی اند ،اسمات، و...... شروع : ۱۴۰۲/۳/۱۵ پایان : ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ این داستان به هیچ وجه واقعی نیست و ساخته ذهن نویسنده می باشد اگر نیو آرمی هستی بدون که اینا فقط سناریو یا به زبان ساده الکی و دورغ هستن باور نکن
پیشی شیطون by nany_82
nany_82
  • WpView
    Reads 4,510
  • WpVote
    Votes 1,278
  • WpPart
    Parts 9
_فاعک! این زمزمه جونگده بعد از چند دقیقه زل زدن به گوشهای پسر بزرگتر در سرویس بهداشتی رستوران بود. نالید: "اینها واقعیه یا..." و بدون اینکه جملش رو کامل کنه با انگشتهای لرزون به بالای سر پسر اشاره کرد. مینسوک سعی کرد توضیح بده: "اره اونها واقعین جونگده. اونها گوشهای منن، گوشهای یه هیبرید. نتونستم توی دانشگاه بگم یه هیبرید گربه‌ام چون... چون..." ✅ اسم: پیشی شیطون ✅ ژانر: دانشگاهی، فانتزی، عاشقانه & چاشنی نمک ✅ محدوده سنی: ۱۵+ ✅ کاپل: شیوچن
Last Angel (Rule s1) by sarina-2006
sarina-2006
  • WpView
    Reads 18,591
  • WpVote
    Votes 1,752
  • WpPart
    Parts 22
Rule:«Reconstructed of past» Gener:Romance,Angst,BDSM,Fantsy,Kink,+18 دستور:«بازسازی گذشته» ژانر:عاشقانه,غمگین,بی دی اس ام,فانتزی,کینک,+18 خلاصه فیک:جیمین پسری که توسط ناپدریش اذیت میشه,پسری که بعد از 23 سال با شش پسر دوست میشه,کسی که فکر میکنه مادرش به پدرش خیانت کرده و باعث مرگشه... چی میشه اگه دوستاش برده شیطان باشن؟چی میشه مادرش یه فرشته عاشق باشه؟چی میشه چشم اهریمن دنبال جیمین باشه؟ قسمتی از فیک: به جی هوپ نگاه کردم رو صورتش طرح های ترسناکی بود که به رنگ قرمز و سیاه بودن جی هوپ تقریبا منو به سمت اون عمارت میکشوند بلاخره سکوت بینمون و شکوندم حالم خیلی بد بود بزور حرف زدم:ه..هی.هیون..هیونگ...م..ما...ک..کجا..می...میریم با چهره ترسناکش بهم نگاه کرد و پوزخندی زد :نترس جیمین شی داریم میریم خونه ما! اما لحنش تسکین دهنده نبود انگار داشت تهدیدم میکرد +ه..هیو..نگ...من......و..برگ..ردون نمیتونستم راه برم میترسیدم,هر لحظه به اون عمارت ترسناک نزدیک تر میشدیم جی هوپ خودشو به من چسبوند و تو گوشم زمزمه کرد:به خونه خوش اومدی جیمین! *** جیمین فهمید که بازم خراب کرده حرفی نزد که جونگکوک عصبی تر داد زد :تو احمق منو چی صدا کردی؟ جیمین با ترس گفت:متا.... کوک با یه پوزخند از روی حرصش گفت:اگه یکبار دیگه این کلمه رو بگی زبونتو میبرم تا دیگه نتونی متاسفم..