Read
68 stories
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 831,545
  • WpVote
    Votes 110,709
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
The fucking pretty boy | vk by mahi4747
mahi4747
  • WpView
    Reads 34,160
  • WpVote
    Votes 6,410
  • WpPart
    Parts 17
FakeChat جئون جونگ کوک مربی باشگاه الفایی که تصمیم میگیره به کیم تهیونگ، کسی که ذلیلشه پیام بده تا ازش بخواد کامنتای عجیبش رو زیر توییت هاش تموم کنه. __________ - چیکار کنم این بنده حقیر رو به نوکری بپذیرین و قبول کنین دوست پسرتون شه؟ من ازت خوشم میاد. -به کتفم، من خوشم نمیاد. __________ Genres: Slice of Life, Omegaverse, Comedy Couple: vkook (Enigma-Alpha) *داستان فقط فیکچته و متن نداره*
Straight, Until I Met You (پایان یافته) by ikigaivkk
ikigaivkk
  • WpView
    Reads 17,806
  • WpVote
    Votes 1,865
  • WpPart
    Parts 25
"-من تا حالا هیچ پسری رو نبوسیدم، ولی چرا لب های تو انقدر بوسیدنی به نظر میاد؟" جونگکوک هموفوبیِ که به شدت از پسرای همجنسگرا متنفره، حالا چی میشه اگه مجبور بشه با تهیونگی که وانمود به گی بودن میکنه، هم گروهی بشه و به اجبار باهاش همکاری کنه. name: Straight, Until I Met You. Couple: KookV. Psychology, Romance, smut. T.m: @ikigaivk
°•(𝐃)𝐄𝐯𝐢𝐥🦇•° [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 18,793
  • WpVote
    Votes 3,003
  • WpPart
    Parts 16
࿐[کامل شده] پسرک سه‌ساله‌ای که به دست خون‌آشامِ موسپید از بدوتولد وارد یک قلعه‌ی متروکه شد و ناخواسته آموزش دید. اما برای چی؟ برای کی...؟ آیا جونگ‌کوکِ سه‌ساله متوجه بود که آینده‌اش به چه شکلی قرار بود رقم بخوره؟ البته که هنوز نه. 𝀤𝀤𝀤 «فقط سه ساعت تنها می‌مونی، جونگ‌کوک. پسر خوبی باش، هوم؟ تا وقتی بیام کِلارا مراقبته.» «نـ..نه... جوکو تنها نه! کلالا بد...» ــــــــــــــــــــــــــــ༺D)Evil)༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Supernatural, Thriller, Romance, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Under Fang by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 129,441
  • WpVote
    Votes 21,016
  • WpPart
    Parts 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 352,644
  • WpVote
    Votes 38,660
  • WpPart
    Parts 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 140,434
  • WpVote
    Votes 12,640
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... این فیک کاملا تابو شکن هست. قراره جذابیت تاکسیک های داستان های دیگه رو دور بندازید و واقعیت پشت این چهره هارو ببینید. و معنای واقعی عشق رو متوجه بشید. پس لطفا قضاوتش نکنید NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
Command and Obey  | دستور و اطاعت  by kaihan_33
kaihan_33
  • WpView
    Reads 3,285
  • WpVote
    Votes 415
  • WpPart
    Parts 3
پزشک نظامی نقطه‌ی صفر مرزی از هیچ کاری برای اغوا کردن کلونل جئون، دریغ نمی‌کنه
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» by Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Reads 87,955
  • WpVote
    Votes 9,873
  • WpPart
    Parts 37
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐮𝐦𝐞🥃 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬، 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚، 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭، 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
Mania AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 62,336
  • WpVote
    Votes 9,910
  • WpPart
    Parts 17
همه‌ی ماها روزانه صدها نفر رو می‌بینیم، از کنارشون رد می‌شیم، باهاشون برخورد می‌کنیم و شاید حتی چند لحظه‌ی کوتاه چشم‌تو‌چشم بشیم و بعد خیلی عادی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده از کنار هم می‌گذریم؛ بدون اینکه همدیگه رو به‌یاد بیاریم. اما تا حالا شده یک نفر رو فقط برای چند لحظه‌ی کوتاه ببینید و دیگه تا عمر دارید از خاطرتون پاک نشه؟ انگار که ذهنتون به‌طور خودکار از اون آدم عکس می‌گیره و به‌جای ثبت‌کردن توی افکار گذراتون، اون رو توی صندوقچه‌ی قلبتون نگه‌می‌داره. شاید این یک تعریف از عشق هم باشه؛ همون جمله‌ی معروف که می‌گن: عشق در نگاه اول... Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv AU Genre: Chat story, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut