I want to read
117 stories
whip music  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 7,459
  • WpVote
    Votes 900
  • WpPart
    Parts 9
◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨► نوت و شلاق... سابسیمو و دامینیت... عشق و شهوت... بوس و شیطنت... جرقه‌های عشق همه‌جا سر و کله‌شون پیدا میشه حتی داخل خود آتیش... چانیول روزی که یتیم خونه رو ترک کرد و تمام پولش رو داد یک گیتار تا با آهنگ زدن زندگیش رو بسازه... اصلا فکرش رو هم نمی‌کرد زندگی یکهو بشه براش نوازنده و موسیقی عشق...تنها یک جز از هزاران قسمت خوشبختیش باشه... اون رد خُرده نوت‌های موسیقی رو روی یک کت سیاه گرفت و آخرش به جایی رسید که جای راه رفتن تو مسیر عشق...بوسه بره روی تن تجسم ضربان قلبش... بکهیون فکرش رو هم نمی‌کرد وقتی همیشه کت‌های بلند روی شونه‌اش می‌ندازه تا گرم بشه، یک روز گرما رو ببینه که داره بهش لبخند می‌زنه. براش آهنگ می‌زنه و دل‌گرم و سرگرمش می‌کنه.انکارش نمی‌کرد...اون زودتر عاشق شد ولی دیرتر عاشقی کرد... ¢໐นplē: baekyoel/chanbaek (ورس) 𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚:since of life, romance, smut, BDSM, +21 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧: ‌Miyuna Ӂ: ◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨►
cats love weather  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 5,898
  • WpVote
    Votes 1,284
  • WpPart
    Parts 12
عاشق بودن یعنی گربه بود. یعنی خسته و خوابالو یه قلب پیدا کنی و خودت رو توش بچپونی تا بخوابی. یعنی هرکی به قلبت نزدیک شد براش پنجول بکشی و زبون کوچولوت رو بکشی رو قلب خوشگلت تا مثل یاقوت براق بشه. چانیول، گربه‌ی سیاهی بود. کلا سیاه بود. اگه ازش می‌پرسیدی خورشید چه رنگیه؟ گیج نگاهت می‌کرد و پلک‌هاش از چشم‌های درشتش دور میشد و می‌گفت سیاهه؟ آخه یه گربه که براش مهم نبود خورشید چه رنگیه!! البته یه رنگ دیگه هم دوست داشت ولی اون رنگِ قرمز ملوس شده یا سفیدِ درحال جیغ زدن یا بنفشِ خوابیده، هیچ کجای کهکشون‌ها به جز لمیده و درحال خُرخُر بین بازوهای اون پیدا نمیشد!!! و بله این زندگی اون‌ها بود. یه آسمون شب با ستاره‌های صورتی تو سرزمین خواب‌های پشمکی و عشق‌های نباتی! #آب‌وهوای‌عشق‌گربه‌ها ɢᴇɴʀᴇ: hybrid, fluff, romance, smut ᴀᴜᴛʜᴏʀ: Miyuna ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: chanbaek
Violet fine coefficient by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 37,548
  • WpVote
    Votes 7,323
  • WpPart
    Parts 54
آسمون و بال یاسی پروانه‌ها... مرداب و گل نیلوفر... دریا و پولک ماهی بنفش... آلفای بلوطی و امگای اقاقیا... شراب انگور سیاه و پیراهن ساتن... یه جفت حلقه و گردنبند... روزی عشق‌نگاری... یه آلفا بود که به خمیر شیشه با دست‌هاش شکل می‌داد و ازشون همه‌چیز می‌ساخت...یه روز هم با بوسه‌هاش به امگاش شکل داد و ازش عاشق ساخت. چانیول چشم‌هاش آبی بود. بکهیون چشم‌هاش یاسی بود پس قصه‌ی اونا داستان هاشور عشق بود و خاک اشک... (پایان یافته) 🌺Genre: Romance, Omegavers, Fluff, Smut 🌊Couple: Chanbaek, Hunhan
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 13,750
  • WpVote
    Votes 2,970
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
The Silent Court of Perfumes  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 49,653
  • WpVote
    Votes 2,583
  • WpPart
    Parts 6
‌꯭‌⃫❴❥ بدون عطر₊⊹˚ بدون صدا♫♩❵‌ دنیای اونا دو بخش داشت. گرگ‌هایی با ظاهر انسان که عطرها قدرت‌شون بودن. انسان‌هایی که تنها قدرت‌شون زندگی بود. درحالیکه عطرها آواز می‌خوندن و از احساسات ترانه داشتن، دنیا پلیدانه برای اون حکم سکوت داده بود. و کی جز یه قاضی می‌تونست حکم‌ها رو بشکنه؟! ‌꯭‌⃫❴❥𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: Chanbaek, Hunhan❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀:Romance, Omegavers, Fluff, Smut❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥NC+18❵‌
The weakening of the exile of the moon by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 11,156
  • WpVote
    Votes 2,634
  • WpPart
    Parts 42
میشه با همه‌چی جنگید؟! آره یا نه؟! با چه چیزهایی نمیشه جنگید؟! ترس؟! حس پوچی؟! عشق؟! چطور میشه چیزی که نمی‌شه باهاش جنگید رو شکست داد؟! وقتی هیچی نیست اما هست ولی نمی‌دونی چطوریه که هم هست و هم نیست باید چی کار کرد؟! این چیزهای نجنگیدنی چی هستن که هستن ولی نیستن؟! سال‌ها پیش تمام موجودات تصمیم گرفتن دیگه ساحرها نباشن. ازبین برن و هیچ بشن. جوریکه وجودشون اول برای بچه‌ها قصه بشه و بعد کاملا فراموش بشن و یه روزی یکی بگه اصلا مگه میشه همچین موجوداتی هم باشن؟! همه‌ی دنیا موفق شد همه‌ی ساحرها رو ازبین ببره اما یک نفر باقی‌موند! یک نفری که ارباب ماه شد، اژدهایان رام خونِ آتشش شدن و تو کاخ سایه و خونش، وسط آتش زنده، تارک دنیا شده بود و تنها در مقابل تمام دنیا ایستاده بود تا اینکه یه جادوگر تصمیم گرفت سحر این ساحر رو جادو کنه، جادوگری که از رگ‌های پر از آتش ارباب ماه فقط و فقط یکم گرما می‌خواست...خیلی کم. حتی به اندازه‌ی هیچی!!! ༯꩟‌ ĈØЦPĿЄ: chanbaek ༯꩟‌ ǤЄИRЄ: Romance, Supernatural, Horror ༯꩟‌ 🔞NC+18 ༯꩟‌ ÂЦƚĦØR: Miyuna ༯꩟‌ (completed)
Quixotic by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 19,379
  • WpVote
    Votes 3,583
  • WpPart
    Parts 81
بهش میگفتن کیشوتیک! یک مرد آرمانگرا و خیالپرداز که رهبر پایین‌شهری‌های لندن شده بود. مردی که دست به جنایت زد تا عدالت رو با چنگ و دندون حفظ کنه. اون آرمانشهری ساخته که مردمش هنوز برای دسترسی به منابع طبیعی و انسانی به بالاشهری‌ها نیازمندن. رهبر پایین‌شهری‌ها هرگز اجازه نمیده مردمش با جامعه‌ای تعامل داشته باشن که توش تمامیت‌خواهی و تحریف بیداد میکنه. کیشوتیک برای رسیدن به اهدافش دیوانه‌وار جنگیده. اون در واقع تصور میکنه که با حذف و پاکسازی سیاستمدارهای لندن، می‌تونه دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه. ~~~~~~~~~~~~~~~ - من از اول داستان به اینجا تعلق نداشتم. من فقط یه خلبان نیروی هوایی ساده بودم که رویاهام به آسمون‌ها و پرواز کردن خلاصه شده بود، نه به تبدیل کردن دنیا به جایی بهتر. من از اول به چشم مردم خاص به نظر نمیومدم. ولی یه خلبان معمولی هم میتونست چنین بلندپردازی‌هایی رو درباره‌ی تغییر دادن دنیا داشته باشه اینطور نیست؟ من حتی قبلاها برای عاشق بودن خیلی شجاع نبودم. نه به اندازه‌ی حالا. الآن انقدری شجاع هستم که عاشقت باشم بکهیون. Fiction Name: Quixotic Genre: Dystopian Fiction, Criminal, Angst, Drama, Romance, Smut, R Couple: Chanbaek, Baekyeol Status: On going~ روزهای اپدیت: پنجشنبه By Evie Frye~
[ℭ𝔬𝔪𝔭𝔩𝔢𝔱𝔢𝔡] ༄𝓐𝓰𝓪𝓲𝓷 -𝓪𝓯𝓽𝓮𝓻𝓼𝓽𝓸𝓻𝔂࿐ by Evin_88l
Evin_88l
  • WpView
    Reads 32,780
  • WpVote
    Votes 5,131
  • WpPart
    Parts 15
👶Couples: Chanbaek▪️Hunhan (side)▪️Kaisoo (side) 👶Genre: Romance▪️Mpreg▪️Smut 👶Author: Evin 👶Description: چند ماه از تشکیل سه تا خانواده کوچیک داستان میگذره.. اما اعضای هرسه، هنوز واسه رسیدن به آرامشی که آرزوشو دارن، در تلاش‌اند و اتفاقای جدیدی رو تو زندگی نوپاشون تجربه میکنن..
𝗠𝗼𝗻𝘀𝘁𝗿𝗼-��ᵛᴼᴼᴷ-ᴷᴼᴼᴷᵛ by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 85,232
  • WpVote
    Votes 12,138
  • WpPart
    Parts 8
༄𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖗𝖔 [COMPLETED] + یه آلفای بالغ، ترسیده و مغموم! با رائحه ی گرم! با انگشتای کشیدش صورت روشن پسر زیرش رو نوازش کرد و پوزخندی رو لبش نشوند، ادامه داد: +نترس! سیرابم از خونِ لذیذ یکی از هرزه های همینجا... که فردا صبح قراره عکس جنازش بره روی مجله ها. دستش رو با هر کلمه پایین و پایین تر میبرد و روی تن برهنه ی گرگ زیرش میرقصوند. سرش رو نزدیک تر به گردنش برد و خیره به مارک روی گردنش زمزمه کرد: +الان فقط یه جای داغ و سرخ میخوام که توش بیام... 🔺𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒 : 𝑉𝐴𝑀𝑃𝐼𝑅𝐸. 𝑊𝐸𝑅𝐸 𝑊𝑂𝐿𝐹. 𝑆𝑀𝑈𝑇. 𝑆𝑈𝑃𝐸𝑅𝑁𝐴𝑇𝑈𝑅𝐴𝐿 🔻𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑇𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘-𝑠𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡 با احتیاط بخوانید!!!! **𝙲𝚘𝚖𝚙𝚕𝚎𝚝𝚎** 🎗️#𝟤 𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 🎗️#𝟣𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔 🎗️#𝟥 𝙻𝙶𝙱𝚃
「𝗝𝗜𝗡𝗫」 by Blue61041
Blue61041
  • WpView
    Reads 12,602
  • WpVote
    Votes 2,070
  • WpPart
    Parts 26
من بیون بکهیونم، امگایی که با نحسی متولد شد! -روز تولدم پدرم فهمید جفت حقیقی عزیزش بهش خیانت کرده از کجا فهمید؟ خب خیلیم سخت نبود چون رایحه من با همه امگاها متفاوت بود وانیل و توت‌فرنگی درسته، پدر من یه بتای مجهوله و من یه امگا با رایحه نحس وانیلم! •Couples: Chanbaek-Sekai •Genre: Omegavrese-Drama-Romance-Historical