Atousa's reading list
3 stories
love you until I die [Heehoon] by imeowingfairy
imeowingfairy
  • WpView
    Reads 311
  • WpVote
    Votes 46
  • WpPart
    Parts 6
سونگهون یکی از حرفه ای ترین کارآگاه های واحد جرایم ویژه‌ست. خونسرد، باهوش، سرد و بی نقص. چند ماهی میشه که قتل های زیادی در شهر رخ میده‌. همه مردم منتظر سونگهونن و بهش امیدوارن ، اما این قاتل ظاهرا حتی از سونگهون هم باهوش تره. تمامی مقتولان با یه روش کشته میشن و تنها یه سر نخ وجود داره : همه با اره برقی تکه تکه شدن و اینطور که بنظر میرسه قاتل عاشق خونریزی و کثیف کاریه و اسم خودش رو روی دیوار، به همراه برخی نت هایِ پیانوِ موسیقی های قدیمی مینویسه. کاپل اصلی : هیهون کاپل فرعی : جیوون
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 130,073
  • WpVote
    Votes 19,264
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
𝖠𝖱𝖮𝖬𝖠 | 𝖵𝖪𝗈𝗈𝗄 by hanwll
hanwll
  • WpView
    Reads 2,104
  • WpVote
    Votes 274
  • WpPart
    Parts 12
〄 خلاصه: روایت عاشقانه عطرساز جوانی که کاپیتان کشتی رو مغلوب و شیفته خودش میکنه...کاپیتانی که از فرط خستگی و سنگینی غم از دست دادن همسرش، به اون کشتی و آدم‌هاش پناه میاره! آوای پرنده های ساحلِ اسکله و گرمای ساختمان های در آغوشِ هم! بوی شوریِ آب و عطرِ قهوه در فنجان‌ سرامیکی! نواخته شدن کرنای حرکتِ کشتی و برخورد امواج متلاطم اقیانوس و در آخر شروع عاشقانه‌ای از جنس دریا... 〄 بخشی از متن: - من وقتی تو رو داشته باشم، حتی ماه هم دیگه نمیتونه حواسمو برای خودش کنه. پس تلاش میکنه از خودش یه رد بندازه تا توجه منو جلب کنه اما نمیتونه، چرا؟ چون نمیدونه مبتلا بودن یعنی چی! نمیدونه ردی که انداخته، رو بدن محبوبِ من نشسته و شده مکان امنِ بوسه‌هام...شده ماه‌گرفتگی‌ِ تو! 〄 Genre: Romance, Dram, Angst, Smut 〄 Couple: Vkook & HopeMin 〄 Up day: Every Saturday | شنبه‌ها 〄 Writer: Hanel نکته: این فیک به زبان عامیانه نوشته شده و تنها نامه‌ها و نقل‌قول‌ها به زبان ادبیست.