Library
6 stories
catastrophic ✴️  l. dh  by nanazclub
nanazclub
  • WpView
    Reads 311,952
  • WpVote
    Votes 11,070
  • WpPart
    Parts 50
✴️ s o u l m a t e a u ✴️ ❝ I am catastrophically in love with you ❞ a lee donghyuck fanfiction © nanazclub 2020
home, jaemin by pdjeno
pdjeno
  • WpView
    Reads 476,834
  • WpVote
    Votes 24,458
  • WpPart
    Parts 70
❝how do you know when you're home?❞ ꒰ when moving to a new city throws one girl into a spiral of unanswered questions and new nightmares. ꒱ ↷ vulgar language/scenes ↷ grammatical errors ↷ major character death ↷ avatar bending au ✓ sequel is out now! © 2020 PDJENO na jaemin fanfiction | 201016
lonely - wooyoung/dowoo ✓ by ultsdowoo
ultsdowoo
  • WpView
    Reads 59,989
  • WpVote
    Votes 4,764
  • WpPart
    Parts 19
doyoung is lonely doyoung x jungwoo © ultsdowoo (yo_yo_yogscast) all rights reserved [started 20/05/18] [completed 05/08/18]
friends | sungtaro by HYUCKLAB
HYUCKLAB
  • WpView
    Reads 86,995
  • WpVote
    Votes 3,973
  • WpPart
    Parts 31
this is how jung sungchan turned from straight to shotaro-sexual SUNGTARO ;2021
The Guardian Angel [ Jaeyong ] by MelodyTY_
MelodyTY_
  • WpView
    Reads 4,001
  • WpVote
    Votes 758
  • WpPart
    Parts 20
لی تیونگ که تمام اعضای خانوادش رو از دست داده ، همچنان با امیدی که نمیدونه از کجا نشأت میگیره به زندگیش ادامه میده . زندگی دو نفرش با روبی ، تنها عضو باقی مونده از زندگی سخت گذشتش با حضور جونگ جهیون ، کسی که بی شک شایستگی به دوش کشیدن لقب «فرشته نگهبان»ش رو داره ، رنگ دیگه پیدا می‌کنه ؛ اما زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به راحتی در معرض دید قرار نمیده ... •' این اولین فن فیکی هست که نوشتم امیدوارم رضایتتون رو جلب کنه :) '•
𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒄𝒍𝒖𝒃 ☕︎ by SainaDavodian_fic
SainaDavodian_fic
  • WpView
    Reads 1,087
  • WpVote
    Votes 198
  • WpPart
    Parts 18
➳ Name fic : love club ➳ Genre : comedy , Romance ➳ Couple : Nayoen x Jeongyeon ➳ Channel in telegram : @TWICEZONE9 ⸙ خلاصه ↶ جونگیون که یه دختر ۱۷ ساله اس، پدرش به جنگ میره و بعد چند روز بهشون خبر می رسه که کشته شده. چند ماه بعد وقتی که توی خیابون ها حمله شد مادر او هم به قتل رسید... بعد از این همه اتفاقات به جونگیون خیلی فشار میاد و این باعث میشه که اون افسرده و عصبی بشه. او تصمیم می گیره که بره به جنگ و انتقام پدر مادرش رو بگیره. جونگیون با گروهی آشنا میشه که اونها هم درحال جنگ با ژاپنی ها هستن و تصمیم میگیره که به اونها ملحق بشه. یکی از اونا باری داره که مخفیگاهشیون تو انبار اونجاست... یکی از شبایی که تو بار پارتی بود، جونگیون دختری(نایون) می بینه و ازش خوشش میاد. سعی میکنه که باهاش صمیمی بشه تا اینکه خیلی غیر منتظره دختره تصمیمی میگیره به اینا ملحق بشه... خب حالا یکم توضیح هم بدم‌. این فیک برگرفته شده از سریال دستگاه تایپ شیکاگو هستش و اگه به همچین موضوع هایی علاقه دارید میتونید از فیک من هم لذت ببرید^^