ely__stay's Reading List
72 historias
Livid Heart🖤🚬 | Vkook por LostJis
LostJis
  • WpView
    LECTURAS 386,198
  • WpVote
    Votos 37,901
  • WpPart
    Partes 46
[Completed] [تمام شده] 𓄸 Name: Livid Heart | قلب کبود 𓄸 Genre: Smut, romance, mafia⛓️🚫 𓄸 Main Couple: Vkook 𓄸 Age category: +21⛔ 𓄸 Writer: Jisog 𓄸 Update: Weekly on Wednesday🚬 _____🖤_____ "رد دات" جایی که عشق و خطر به هم می‌رسن! جئون جونگ‌کوک، یک خلافکار خرده‌پا با زندگی‌ای پر از بدهی و بدبختیه که هیچ چیزی برای از دست دادن نداره. اما یک روز، سرنوشت در قالب یک پیشنهاد عجیب از سوی یک فرد ناشناس و ثروتمند بهش لبخند می‌زنه: اگر بتونه در عرض یک ماه وینسنت، صاحب بی‌رحم و مرموز گی‌کلاب "رد دات" رو عاشق خودش کنه، زندگی جهنمیش تبدیل به بهشتی رویایی میشه. اما چرا از بین این همه آدم، جونگ‌کوک انتخاب شده؟ و آیا وینسنت فقط یک صاحب کلاب ساده است؟ جونگ‌کوک وارد بازی خطرناکی می‌شه که نه تنها قلب، بلکه جونش رو هم به خطر می‌اندازه. آیا می‌تونه عشق وینسنت رو به دست بیاره، یا رازهای تاریک وینسنت و "رد دات" اون رو به نابودی می‌کشونه؟ "_ مطمئنی اولین بارته؟ + آره لعنتی! خواستگارم نیستی که راجع به همچین چیزی بخوام بهت دروغ بگم! _ معمولا یبوست داری؟ + آره. خب که چییی؟ _ یه اکسترنال هموروئید کوچیک اینجاست. + منظورت بواسیره؟ ته... من برای چکاپ ماهانه اینجا نیومدما! _ انقدر غر نزن! خب اگه اینجوری بکنمت دردت می‌‌گیره! "
۷ تا ددی جذابم😍 por zahrateranmokj
zahrateranmokj
  • WpView
    LECTURAS 21,986
  • WpVote
    Votos 960
  • WpPart
    Partes 15
میدونی که تو این دنیا همه چی الکیه پس اگه منم هفت تا ددی داشته باشم چیزی میشه؟ ********************************************** سلام بچه ها این فیک راجب یک دختر و اعضای بی تی اس هست تو این فیک اعضا مافیا هستن ولییییییی ا/ت نمیدونه😶 تیکه ای از فیک -ددیا بـبـ بخشید من فکر کردم راجب درسه +هیششش خونه راجبش حرف میزنیم
ཧᜰ꙰ꦿ➢𝙼𝚢 𝚟𝚊𝚗𝚒𝚕𝚕𝚊 𝚘𝚖𝚎𝚐𝚊༒ por ParmisKhodakarami
ParmisKhodakarami
  • WpView
    LECTURAS 53,185
  • WpVote
    Votos 2,443
  • WpPart
    Partes 25
کی فکرشو میکرد جئون فاکینگ جونگ کوک قلدری که ازش متنفره جفتش باشه¿¡ ژانـر: امگاورس _ ددی ڪیـنـڪ _ فول اسمـاتـ _ رمانتیـڪ _ فلاف_امپرگ کـاپـل: kookv
𝓣𝓻𝓸𝓾𝓫𝓵𝓮𝓼𝓸𝓶𝓮 𝓭𝓸𝓵𝓵 ༯ | عروسک دردسرساز por napoleon_R
napoleon_R
  • WpView
    LECTURAS 24,014
  • WpVote
    Votos 1,791
  • WpPart
    Partes 32
(کامل شده) فکر کنم از همه بیشتر باید ممنون برادرزادمو تولدش باشم ورود اون عروسک کوچولو به زندگیم روح بخشید بهم ____________________________ A part of story : کوک : اولش فکر کردم بابا شدم الانم بابا هستم منتها ددیم الان و فقط خدا فرق ددی با بابا رو میدونه .... تهیونگ : پس من خدام ؟ کوک : اره تو خدای کوچولوی منی ....تو عروسک دردسر ساز منی :) تهیونگ : تو هم ددیه جذاب منی .... _____________________________ ژانر : خیلی کمدی ، اسمات ، هیبرید ، امگاورس ، بکش بکش و گریه زاری هم نداریم شیپ : نامجین ، سپمین ، کوکوی خب گایز یسری حرفا هست که باید بگم مثلا من فقط پای ارضای روحم مینویسم و خب اینم اولین بوکمه ولی امیدوار م خوب بشه ... تمام تلاشمو میکنم ...فایتینگ:)
lotus,نیلوفرآبی por MitraMalaki
MitraMalaki
  • WpView
    LECTURAS 239,003
  • WpVote
    Votos 22,472
  • WpPart
    Partes 26
Muted(Ziam Mayne) por llarmull
llarmull
  • WpView
    LECTURAS 12,741
  • WpVote
    Votos 2,431
  • WpPart
    Partes 37
از سیگار خوشت میاد، برای همینه که اونطور بین لب‌هات سوزوندیم؟
I just want your damn penis! por az_black_cat
az_black_cat
  • WpView
    LECTURAS 22,379
  • WpVote
    Votos 2,242
  • WpPart
    Partes 5
مینی فیک {من فقط، آلتتو میخوام!} '~' کاپل: سکای ژانر: ساب و دام، بی دی اس ام🔞 وضعیت: فول
the glasses┆kv  ✔️ por the_popola
the_popola
  • WpView
    LECTURAS 169,878
  • WpVote
    Votos 24,094
  • WpPart
    Partes 24
📱 the glasses ┆٫ عینک kookv تمـــام شده ✔️ ⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋⚋ جئون مارک، یک زندگی عادی داشت مثل تمام پسرهای بیست و چند ساله‌ی دیگه. با دوست‌هاش وقت می‌گذروند به دوست‌ دخترش می‌رسید؛ تا اینکه اون عینک رو پیدا کرد، عینکی که باهاش می‌تونست افکار ادم‌ها رو بخونه. ﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍ ★「فیک چت، کمدی، فانتزی. 」 ★「کوکوی(کاپل فرعی ندارد.) 」 چنل تلگرام: polacore
𝗣𝗼𝗶𝘀𝗼𝗻 𝗞𝗶𝘀𝘀║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ por Iyeseulkim2000
Iyeseulkim2000
  • WpView
    LECTURAS 92,777
  • WpVote
    Votos 18,794
  • WpPart
    Partes 62
بوسه ی سمی (کامل شده)🩸🍷 خون پسرک آنقدر دلچسب بود که می توانست تا آخرین قطره جانش بنوشد و مثل باقی شکارهایش رها کند تا بمیرد ولی فلز سرد و سوزنده ای به لب پایینش خورد و تلخی مزه اش را حتی نچشیده حس کرد. نقره؟ زنجیر نقره؟ لحظه ای فقط سرش را عقب برد و زنجیر را قاپید. کشید و کند تا کناری پرت کند و به کارش ادامه بدهد که با دیدن صلیب کوچک آویزان بر رویش وحشت کرد. همان یک گاز و یک مکش! مردک وحشی مدالش را از گردنش کند و عقب دوید و او که هم از ترس هم از درد و ضعف توان ایستادن نداشت پای دیوار افتاد. متجاوز عقب عقب رفت و در تاریکی گم شد. یعنی خواسته اش آن زنجیر ساده و ارزان بود یا با دیدن صلیب از تجاوز کردن به او منصرف شده بود؟ اما نه این شروع تجاوز احتمالی نبود که...با ترس دست به زخم گردنش کشید و نوک انگشتانش را در آن تاریکی آزار دهنده نگاه کرد. خون؟! ─── ・ 。゚⊛: *.🩸.* :⊛゚。・─── ⋮🩸🍷𝗙𝗶𝗰 𝗡𝗮𝗺𝗲 ⇒ بوسه ی سمی ⋮🩸🍷𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲𝘀 ⇒ کوکوی، سپ، یونمین ⋮🩸🍷𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 ⇒ سوپرنچرال، خون آشامی، اسمات، خشن ⋮🩸🍷𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 ⇒ امی وسترن (@theamywestern) ⋮🩸🍷𝗘𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿 ⇒ یسول کیم ⋮🩸🍷𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁 & 𝗘𝗻𝗱 𝗗𝗮𝘁𝗲 ⇒ 24 Oct 2020 ~ 21 Sep 2022
داداش مزاحم 🚶‍♂️💦 por teakook_09
teakook_09
  • WpView
    LECTURAS 76,130
  • WpVote
    Votos 7,839
  • WpPart
    Partes 29
هیچ وقت فکر نمیکردم یکی بیاد تو زندگیم ک بتونه انقدر زندگیم رو تغییر بده و بشه کل زندگیم!