ARANEGIN1357900's Reading List
36 stories
Hatred°kookv by chil_chil
chil_chil
  • WpView
    Reads 647
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Parts 4
_چی باعث شد فکر کنی میتونی حوله ی کثیفتو به صورتم بکشی؟ اگه عفونت کنم چی؟ _خفه خون بگیر. **** _ازت متنفرم... تهیونگ این جمله رو از جانگکوک زیاد شنیده بود، ولی هیچکدومشون عمیقا همچین حسی به دیگری نداشتن...از جانگکوک متنفر بود ولی حاضر بود بخاطرش گلوله بخوره...این حسی بود که تمام این سالها بهم داشتن"من بزرگترین دشمنتم ولی دستم بشکنه اگه بهت آسیب بزنم" اونا اینطوری بودن... **** یتیم شدن توی سن کم باعث میشه یاد بگیری روی پاهای خودت وایسی و تا مدت زیادی دلت برای مامان بابات تنگ بشه ، ولی تو کاری باهام کردی که یاد گرفتم برای "بقا" بجنگم و تا ابد دلم برای مامان بابام تنگ بمونه.. Genere:enemies to lovers, angst, smut. Couple:kookv
𝗥𝗲𝗻❦𝗶~ᵛᵉʳˢ by kapoda
kapoda
  • WpView
    Reads 10,186
  • WpVote
    Votes 838
  • WpPart
    Parts 12
داستان درمورد جئون جونگکوکِ استریت، پسر معروف دانشگاه که 99 درصد دخترا/پسرا روش کراشن و کیم تهیونگ که عاشق جونگکوکه ولی همون روزِ اعتراف ،کوک ردش میکنه! یعنی کیم تهیونگ عقب میکشه؟همچین چیزی امکان نداره به قول خودش که: [میخوام نقشه بکشم،جئون فکر کرده ولش میکنم حتما،دیگه نمیدونه منو از پنجره بندازه بیرون از در میام تو،از در بندازه بیرون از راه شومینه میرم تو،اگرم از راه شومینه منو انداخت بیرون..امم.،چیزه..اره اره از راه فاضلاب میر...] این داستان درسته اوایلش کمی کلیشه ایه ولی قول میدم جالب باشه جوری که ازش خسته نمیشین^^ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗼𝗺𝗲𝗱𝘆, 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗗𝗮𝗶𝗹𝘆 𝗟𝗶𝗳𝗲,𝘀𝗺𝘂𝘁 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:𝘁𝗮𝗲𝗸𝗼𝗼𝗸/𝗸𝗼𝗼𝗸𝘃
Go Master / KookV  by mahta_a_kh
mahta_a_kh
  • WpView
    Reads 13,781
  • WpVote
    Votes 696
  • WpPart
    Parts 10
ژانر مافیایی با داستانی جذاب که نفس توی سینه حبس میکنه خلاصه جونگکوک طی یک اشتباه با کوچکترین پسر رئیس مافیا که به اختلال مازوخیست مبتلاست، میخوابه و باعث میشه تا تهیونگ در حین رابطه جنسی آسیب ببینه سرنوشت جونگکوک به دستای پدر خشنی میفته که جز تهیونگ،هیچ نقطه ضعفی نداره
VKOOK ONESHOTS by PinkiePenka
PinkiePenka
  • WpView
    Reads 113,576
  • WpVote
    Votes 8,921
  • WpPart
    Parts 17
چند شاتی های ویکوک/کوکوی در طرح ها و رنگ های مختلف😁 با کمی چاشنی اسمات🌙 #سایلنت_ریدر_نباشیم
IT WAS YOUR FAULT ~ ᴷᴼᴼᴷⱽ by yani_vk
yani_vk
  • WpView
    Reads 125,639
  • WpVote
    Votes 12,487
  • WpPart
    Parts 29
تهیونگ عاشق دوست صمیمیش جونگکوک بود ولی یه اتفاق باعث میشه جونگکوک اونو مقصر مرگ خواهر دوقلوش بدونه و ازش متنفر بشه... ژانر:عاشقانه❤️،روزمره🌱،کمی انگست🥀،اسمات کاپل 👬:کوکوی،چانبک
jälkiistunto (Detention) by Avi397
Avi397
  • WpView
    Reads 23,169
  • WpVote
    Votes 2,150
  • WpPart
    Parts 39
عجیبه امروز با پسری که اصلا فکرشو نمی کردم کار خلافی توی مدرسه بکنه، توی تنبیه بودم... این فیک هم یکی از همون کلیشه های مدرسه ای همیشگی هست ولی اکثر فیکای مدرسه ای توی فضای دبیرستان های کره یا آمریکا اتفاق میوفته. ولی ما قراره یه سفر کوتاهی به دبیرستان های نوردیک داشته باشیم. فصل اول کاپل کوکوی
"GYPSY"   [KOOKV] by Setayeshghoubadi
Setayeshghoubadi
  • WpView
    Reads 7,565
  • WpVote
    Votes 1,000
  • WpPart
    Parts 8
؛ از خوش شانسی امگای کولی بود یا بدشانسیش ... تهیونگ نمیدونست . بعد از اتفاق هایی که افتاده بود و حسی که در انتها تجربه میکرد ، نمیتونست قضاوت کنه . اما قطعا رفتارهایی که در پانزده سالگیش باهاش شده بود نمیتونست حقش باشه . اون معصوم تر و خام تر از اینهایی بود که بتونه این بی‌رحمی هارو تحمل کنه . بدنش ظریفتر از اونی بود که بتونه خشونت هارو تاب بیاره . افکارش تحمل این حجم از غم و دلتنگی رو نداشت . حس تنهایی .. دور از خانواده و دوستان شادش . روحیه ی سرزنده و آزادی طلبش تاب تحمل اسیری رو نداشت . . . . . اما گذشته بر تمام اینها .. تهیونگ عاشق " اون " شد . ؛ دینگ دینگ دینگ .. برای فهمیدن تمام ماجرا ، با ما همراه باشید ( تبلیغات با لحن هیجانی 😂🤝🦦) درود بر بروبچ واتپد باید بگم لیلیث اینجاست؟ بعله لیلیث اینجاست با یه مینی فیک از کاپل زیبای جونگکوک و تهیونگ ژانر : عاشقانه .. امگاورس ... اسمات ..فانتزی.. کمی غمگین .. تا حدودی وحشیانه ... با یه پایان خوش . فقط نکته ای که قابل گفتنه اینه که داستان ادبیات بازی داره بچه ها . پس لطفا اگه سنتون مناسبه بخونید . (+15) و زمان آپ هم نامشخصه بچه های گلم . اما سعی میکنم طولانی نشه .
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 520,459
  • WpVote
    Votes 62,037
  • WpPart
    Parts 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
My doctor husband ☆ (Kookv)  by ot7___Bts__
ot7___Bts__
  • WpView
    Reads 13,318
  • WpVote
    Votes 1,026
  • WpPart
    Parts 11
چی میشه اگه دکتر جئون عاشق یه پسر شر شیطون و خرابکار شه؟ " فرار کن که گیرت بیارم اینو چوبُ میکنم تو ماتحتت" " ماشینم رو به فنا دادی مرتیکه دو‌به‌هم‌زن!! " " دقیقا چرا باید روز تولدش کراش لعنتی تورو بدزدیم" "من حاملم" <داستان کمدیِ یه دکتر و یه پسر دست و پاچلفتی> وضعیت: درحال آپ... درحال ادیت.. زمان آپ : پنجشنبه ها ژانر : کمدی - زندگی روزمره - عاشقانه کاپل اصلی - کوکوی کاپل فرعی : نامجین، یونمین، چانبک،جنلیسا