Others ♥️🤍
14 stories
Seesaw | ᴊᴍ+ᴊʜ by kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    Reads 34,067
  • WpVote
    Votes 5,808
  • WpPart
    Parts 32
[-کامل شده-] 𝐉𝐢𝐇𝐨𝐩𝐞/𝐇𝐨𝐩𝐞𝐌𝐢𝐧 تو منو توی آغوشت داشتی اما من برای آغوش تو تا خود بیمارستان مثل دیوونه ها دویدم... [ و همه چیز از اونجا شروع شد که جانگ هوسوک مترجم و مانگاکای معروف توی یک تصادف بیناییش رو از دست داد...] *** ▪Name: Seesaw ▪Main Couple: HopeMin/JiHope (vers) ▪Side Couple: NamJin (vers) ▪Gener: Drama, Slice of life, Romance, Smut *** توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) __________________________________
✓ SEX Therapy [HopeMin+BTS]🔞 by ItsMeKiKiShi
ItsMeKiKiShi
  • WpView
    Reads 74,009
  • WpVote
    Votes 4,962
  • WpPart
    Parts 26
(کامل شده) ❗️|هشدار|❗️ این بوک حاوی محتوای غیراخلاقی بوده و خواندن آن به افرادی که شیپر تعصبی هستند، پیشنهاد نمی‌شود.🚫 داستان "سکس تراپی" صرفاً آذوغه‌ایست برای افرادی که همانند نویسنده، تک تک شیپ‌های بنگتن را عاشقانه دوست می‌دارند.♡ در صورت تمایل به خواندن، لطفاً خود را شل بفرمائید! 3> 《ژانر‌ها: سمات - رمنس - مقداری آموزشی - درام/روزمره》 《کاپل اصلی: هوپمین》 《کاپل(های) فرعی: انتظار هرچیزی را داشته باشید...!🤭🤤😉💦》 Started: March 4th, 2022 Ended: September 28th, 2022 #1🥇هوپمین #1🥇HopeMin #1🥇BTS #3 🎖LGBT #4🎖 Vmin #7🎖 Bangtan
Cafe Calico | ᴊᴍ+ᴊʜ by kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    Reads 27,504
  • WpVote
    Votes 5,031
  • WpPart
    Parts 13
[-کامل شده-] 𝐉𝐢𝐇𝐨𝐩𝐞/𝐇𝐨𝐩𝐞𝐌𝐢𝐧 خلاصه‌: جانگ‌هوسوک یه دانشجوی مهندسی پزشکیه که توی ایتالیا درس میخونه. اما چی میشه وقتی دست سرنوشت توی یکی از مزخرفترین روزهای زندگیش آشناییش رو با یه باریستا و گربه‌ی شیطونش که از تمام کسایی که به صاحبش نزدیک میشن متنفره رقم بزنه؟! *** ▪Name: Cafe Calico ▪Couple: Hopemin/Jihope (Vers) ▪Gener: Fluff, Romance, Slice of life *** ▪𝘍𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘗𝘢𝘳𝘵: 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩 16th, 2020▪ ▪𝘓𝘢𝘴𝘵 𝘗𝘢𝘳𝘵: 𝘑𝘶𝘯𝘦 01st, 2020▪ توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) _______________________________________
CarryYou | Nammin | Completed by blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    Reads 6,559
  • WpVote
    Votes 1,346
  • WpPart
    Parts 18
پرسیدی: «حواست کجاست جیمین؟» و نشد بگم: «تو، توی لعنتی همه‌شو یه جا برداشتی و هیچی نمونده، هیچی!» A short story for Namjoon and Jimin where they're married and having tough time all because Jimin puts too much effort into being the chracter he plays and ends up losing himself. Happy ending Trust me.
Mariinsky Swan | Hopemin by and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Reads 1,415
  • WpVote
    Votes 200
  • WpPart
    Parts 2
_آره جیمینا... تو گرمای روح پیر و یخ زده‌ی منی... تو گناه شیرینی هستی که با جون دل می‌خوامت و برات می‌جنگم. ⊹Writer ➺ Andromeda ⊹Genre ➺ Romance, Smut, Historical ⊹Couple➺ Hopemin
Moscow S2 | Hopemin، Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 86,344
  • WpVote
    Votes 14,214
  • WpPart
    Parts 27
فصل دوم: Moonrise طلوع ماه... توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟ خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟ تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت... اما عشق... طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود... پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره.... کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀 ژانر: خون آشامی، اومگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥 پیج نویسنده: @sylvie_fic پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
+22 more
Moscow | Hopemin Completed by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 110,533
  • WpVote
    Votes 16,961
  • WpPart
    Parts 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
His Tiny Pickpocket | Hopemin, Vkook by and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Reads 28,497
  • WpVote
    Votes 6,153
  • WpPart
    Parts 77
هوسوک جانگ بعد از خرابکاری و بدبیاری در چند پرونده‌ی متوالی در سازمان اف‌بی‌آی، توسط رئیسش به یه استراحت کوتاه مدت فرستاده میشه اما توی این زمان استراحت به یه جیب‌بر می‌خوره و مسیر زندگیش کمی با تغییر مواجه می‌شه و... Name: His Tiny Pickpocket🔎 Couple: Hopemin, Vkook Writer: Andromeda Genre: Crime, Comedy, Romance, Dram, Smut Channel: @papacita01
عشق پنهان by army_bts_nazii
army_bts_nazii
  • WpView
    Reads 388,600
  • WpVote
    Votes 29,336
  • WpPart
    Parts 84
وقتیی6عضو بی تی اس یه دفعه تصمیم به فاصله گرفت و نادیده گرفتن بیبی گروهشون میکنن تا با عشقی که بهش دارن آسیب نبینه ولی نمی دونن چه طور قلب کوچیک جیمینی شونُ میشکنن سون سام زندگی روزمره انگشت ، غمگین ، اندکی کمدی، هپی اند ،اسمات، و...... شروع : ۱۴۰۲/۳/۱۵ پایان : ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ این داستان به هیچ وجه واقعی نیست و ساخته ذهن نویسنده می باشد اگر نیو آرمی هستی بدون که اینا فقط سناریو یا به زبان ساده الکی و دورغ هستن باور نکن
حامی(ویکوکمین) by poke_r833
poke_r833
  • WpView
    Reads 182,744
  • WpVote
    Votes 23,798
  • WpPart
    Parts 54
جیمین وقتی تازه پا به نوجوونی گذاشت به دلایلی مجبور به نگهداری دوتا بچه شد و حالا که اون دو آلفا بزرگ شدن جیمین کاملا احساس خوشبختی میکنه. اما وقتی یهویی سر و کله ی خانواده ی هانول و سئوک(همونایی که جیمین بزرگشون کرد)پیدا شد همه چیز بهم ریخت و جیمین که نگران بود به عنوان خدمتکار پاشو به عمارت کیم ها گذاشت. بنظرتون جیمین میتونه بین آدمای عجیب اون عمارت بمونه و مراقب و حامی پسراش باشه؟ قسمتی از فیک: هانول دستمو گرفت و مجبورم کرد از صندلی بلند شم ●تا همین الانم نگاهشون به امگام داره اذیتم میکنه سئوک درحالی که کمرمو گرفته بود تا به بقیه آلفاها بفهمونه که نگاهشونو کنترل کنن گفت: ○لطفا روی امگای من میم مالکیت نذار جناب رسما بینشون در حال خفه شدن بودم: +هی پسرا کی گفته من امگای شمام؟ من خودم آلفا دارم که هنوز پیداش نشده سئوک زیر لب گفت: ○کاش همونجوری گم بمونه چون میکشمش _______________________________________________________ کاپل:ویکوکمین-_ویکوک(اولش ویکوک کاپلن)-نامجین-سپ ژانر: امگاورس-تریسام-امپرگ(احتمالا)-انگست-عاشقانه-کمی طنز و... زمان آپ: پنجشنبه هرهفته توی خلاصه نویسی خوب نیستم‌ یه سر بزنید به فیک شاید خوشتون اومد خوشحال میشم به فیکام سر بزنید