"من معتقدم که تو موافقت کردی امشب بیای چون چیزی رو میخوای که تو خونه پیدا نکردی."
اون صدایی داشت که برای صحبت سکسی مناسب بود. بی عیب و نقص بود.
"میتونم تو چشمات ببینم که تو به شدت احتیاج داری که توسط شخصی به طور نفس گیر، به اندازه خودت لطیف به فاک بری. جنی، من همون شخصم. میتونم تورو به جاهایی برسونم که فقط درموردش خیال پردازی کردی."
Jenlisa
یک هرزهٔ عوضی و استریت که هر چیزی که میخواست رو داشت-جنی در یک روز غیرمنتظره
با یه پلی گرل منحرف به اسم لیسا، ملاقات میکنه؛ اون دو نفر، مثل آتیش و یخ هستن، پس..چه اتفاقی قراره براشون بیفته؟
Cover by: lisarius
لولیتا؛ نور زندگی من، آتش اندام جنسی من، گناه من، روح من، لو-لی-تا؛
نوک زبان در یک سفر سه گامی، از کام دهان به سمت پایین میاد و در قدم سومش، به پشت دندون ضربه میزنه.
لو.لی.تا.
اگر سلطان میدونست که دخترش مرتکب چه اشتباهی میشه حاظر میشد که با دشمن قسم خورده اش متحد بشه؟
به محض برخورد لب ها دخترک در قلب طوفان بود!
ژانر:تاریخی.تخیلی.عاشقانه.