Irisjeonkim's Reading List
177 stories
Damon/رام کردن de Lomara_926
Lomara_926
  • WpView
    Leituras 96,061
  • WpVote
    Votos 5,299
  • WpPart
    Capítulos 25
رمانِ: DAMON نویسنده: لومارا کیم‌تهیونگ٬بااون‌پوستِ‌گندُمی و لطیفش ..یجور زیباییِ دست‌نیافتنی داشت..استخونه‌گونهٔ‌ش برجسته بود..لب‌ های خوش‌فرم و قلوه‌ای داشت که همیشه یِ حالتِ نیمه‌لبخند روشون بود ٬ اما چیزی که تهیونگ رو از بقیه خاص‌تر‌ نشون میداد ٬ چشم‌هاش‌بود...قهوه‌ایِ‌روشن مثلِ عَسلِ‌ناب ..بعضی وقتا وقتی نور بهشون میتابید یه هاله‌ی طلایی دورِ مردمک چشمش درست میشد ..مژه های بلند و مشکیش مثلِ‌سایه‌بونه ظریفی روی چشماش افتاده بود تهیونگ ی زیبایی دلنشین و گیرا داشت..ی‌جورایی انگار تابلو نقاشی زنده بود‌ ی اثره هنریِ بی‌نقص.. و جئون جونگکوک.. مردی که به گرگ سیاه میشناسنش.. مافیایی که بیرحم و کاریزماتیکه٬تنهاییِ عمیقی داره.. گذشته ی سختی داشته اونقدر سخت که میتونم بگم از همون بچگی برای تسکین درداش به یه قاتل تبدیل شد "نقطه‌ضعف؟!" ممکنه یِ‌نفر باشه ٬ کسی که قلبش‌رو‌لمس‌میکنه که باعث میشه چشم‌های اون مرده تنها بازشه.. کسی‌که با ی نگاهِ آرومش٬ همه‌ی‌ زخم‌هاش رو ساکت میکنه.. "آیا ممکنه کیم تهیونگ و جئون جونگکوک که از دو دنیای کاملاً متفاوتن.. یکی مثلِ نور ٬ ساده ٬ لطیف و بی‌خبر از تاریکی دنیا.. یکی مثلِ شب٬ پر از راز ٬پر از زخم ؛ پر از خشم و نفرت.." همدیگرو ملاقات کنن.. و بعد‌عاشق‌‌بشن؟
Wild heart de glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Leituras 79,905
  • WpVote
    Votos 6,697
  • WpPart
    Capítulos 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
𝐖𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ de ituhide
ituhide
  • WpView
    Leituras 66,686
  • WpVote
    Votos 10,767
  • WpPart
    Capítulos 17
- نمی تونی بری. این پایان بحثه. تهیونگ حس عجیبی داشت، انگشتاش مور مور می شدند و شکمش یه حالی بود. ولی خودشو جمع کرد و خیره به اون چشم ها با لحن محکمی گفت: - این کارو نکن. نمی دونی چقدر می تونم دیوونه باشم. زندگیتو جهنم می کنم. جونگ کوک لبخندی زد، ولی فاقد شوخ طبعی بود. - اگر تو دیوونه ای، من از تو دیوونه ترم. صداش تیز و چالش برانگیز بود. تهیونگ مطمئن نبود این جونگ کوکه داره باهاش حرف می زنه یا گرگی که درونش زندگی می کرد. تهیونگ جراتشو جمع کرد و پوزخندی زد: - تا استخوان هام لرزید واقعا. برام مهم نیست اگه دیوونه ای جئون جونگ کوک، توی خوابت ببینی منو حبس کنی. جونگ کوک لبخند کوچیکی زد. چشم هاش برای لحظه ای به رنگ عادی خودشون برگشته بودند و درحالی که لب هاش گوش تهیونگ رو لمس می کردند زمزمه کرد: - من نمی خوام حبست کنم. وقتی عقب کشید، چشم هاش طلایی بودند. با صدایی که بم تر از همیشه بود فقط یه جمله گفت. - جفت من. مال من. باید ازش مراقبت کنم. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐒𝐮𝐩𝐞𝐫𝐧𝐚𝐭𝐮𝐫𝐚𝐥 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
After Sleep[KOOKV] de lika_kpop
lika_kpop
  • WpView
    Leituras 75
  • WpVote
    Votos 12
  • WpPart
    Capítulos 5
من تهیونگم و خب زندگی زیاد جالبی نداشتم البته تا قبل از اینکه اونو دیدم البته زياد تایمینگ جالبی نبود اخه جنگ جهانی دوم؟؟ ولی دیدن اون برای من کافی بود تا زندگی لجن وار خودمو فراموش کنم. ناامید سمت دریا رفت و چشماشو بست این دیگه چه زندگی بود؟ امشب حتما خودشو میکشت ولی همه چی برخلاف انتظار اون پیش رفت اون الان برگشته بود سال 1952 و الان باید با چالش های جدید زندگیش رو به رو میشد ولی فکرش هم نمیکرد همه اون چالش ها دلیلش جئون جونگکوک ستوان ۲ ارتش باشه... پخش:هفتگی
Whispers of a Fading Rose | Kookv de cafune_ii
cafune_ii
  • WpView
    Leituras 9,321
  • WpVote
    Votos 405
  • WpPart
    Capítulos 7
( فعلا متوقف شده در حال ادیت ) آیا باید زود سوگواری رو تموم کرد؟ پنج سال زمان زیادی بود برای غصه خوردن، تهیونگ اینو خوب می‌دونست... ولی نمی‌تونست کاریش بکنه. فکر می‌کرد با غم کنار اومده، که دیگه بخشی از زندگیشه... اما همه‌چی یه‌دفعه بعد از دیدن مردی که بهش پیشنهاد کار و همکاری داد، عوض شد. تهیونگ بی‌اینکه خودش بفهمه، اون مرد رو تکیه‌گاهش کرد و کم‌کم غم رو گذاشت کنار... واسه اون. شاید عشق، همون چیزی بود که تهیونگ لازم داشت تا دوباره بتونه نفس بکشه. خب، انگار متوجه شدید داستان درباره‌ی چیه: غم، سوگواری، عشق، فداکاری و درد. اگه دوست داشتین، با ما همراه باشین و داستان تهیونگ رو بشنوین...
Silence & shadow/سکوت و سایه de writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Leituras 68,093
  • WpVote
    Votos 7,445
  • WpPart
    Capítulos 22
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Everything I wanted de againlorde
againlorde
  • WpView
    Leituras 14,016
  • WpVote
    Votos 1,893
  • WpPart
    Capítulos 45
⛔️این داستان اصلا گل و بلبل نیست، حوصله ی خشونت ندارین نخونین!⛔️ امپرگ اسمات خشن خشونت خانگی رابطه ی سمی فاصله سنی ------------------------------ -ته ته بهتره برای بقیه ی عمرت هرگز چشمت ب اون مرد نیفته که به گا میری! -/-/-/-/-/-/-/------------------ پنجاه درصد امكان داشت بعد از امشب، بعد از تموم شدن كارش، کیم تهیونگ رو کمتر آزار بده! اما بعد از امشب غير ممكن و بعيد بود! :-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-------------| نيشخند زد: -من هنوز حتي شروع نكردم امگا! خيلي واسه خسته شدن زوده! \_\_\_\_\_\_\_\_\_\-----------: -میخوای بذارم فرار کنی؟... خنده ی بی صدایی که روی حالت چشمهای یخ زدش هیچ تاثیری نداشت! -به فکر سرگرمی منی امگا؟...سعی نکن واسه فان و خوش گذرونی من فرار کنی چون این دفه پرونده نمیفرستم...تیکه های بدنه که به دستت میرسه!
𝂡Aegis  de _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Leituras 1,849
  • WpVote
    Votos 460
  • WpPart
    Capítulos 6
دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
MISTAKE de angila123
angila123
  • WpView
    Leituras 11,854
  • WpVote
    Votos 1,241
  • WpPart
    Capítulos 15
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (: