FatemeAbbasi2's Reading List
66 histoires
𝘚𝘵𝘢𝘨𝘦 𝘗𝘢𝘳𝘵𝘯𝘦𝘳 ᵃᵘ par Pluto_vkook
Pluto_vkook
  • WpView
    Lectures 22,848
  • WpVote
    Votes 3,880
  • WpPart
    Chapitres 13
[پایان یافته] 𝘚𝘵𝘢𝘨𝘦 𝘗𝘢𝘳𝘵𝘯𝘦𝘳 • شــریـک صــحـنـه ‌‌ کیم تهیونگ، بازیگر محبوب و شناخته‌شده‌ای که همیشه انتخاب‌هاش غیرمنتظره‌ست، این بار با یک پروژه متفاوت روبه‌رو میشه؛ بازی در یک فیلم بی‌ال که از همون ابتدا همه رو غافلگیر می‌کنه. اما همه‌چیز وقتی پیچیده میشه که مشخص میشه نقش مقابل تهیونگ، پسری جوان و تازه‌کار به اسم جئون جونگکوکه... کسی که هنوز در ابتدای مسیر بازیگریشه و قراره رو‌به‌روی یکی از باتجربه‌ترین چهره‌های سینما قرار بگیره. ‌ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘈𝘜, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘤𝘵𝘪𝘯𝘨, 𝘚𝘮𝘶𝘵 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘗𝘭𝘶𝘵𝘰 ‌ ‌
mistake of Cupid | Vkook par V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Lectures 150,821
  • WpVote
    Votes 19,944
  • WpPart
    Chapitres 43
( اتمام یافته ) - جانگ کوک می دونی چرا الهه ی مرگ زودتر از بقیه ی الهه ها می میره؟ - نه ، چرا؟ - چون مرگ همه ی کسایی که دوسشون داره و حتی عاشقشونه رو با دستای خودش میکشه. جانگکوک کمی مکث کرد و بعداز چند ثانیه سکوت لب زد: - غم می کشتش چه رمانتیک. نامجون لبخند سردی زد: - نه کوک درد می کشتش. Mistake of Cupid Wr: Sara Main Couple: Vkook Genre: fantasy. Angst. هپی اندینگ
He Is My Boyfriend ❢ Vkook par Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Lectures 2,354,688
  • WpVote
    Votes 257,455
  • WpPart
    Chapitres 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
Buried Hearts | قلب‌های مدفون par mnitaek00k
mnitaek00k
  • WpView
    Lectures 12,106
  • WpVote
    Votes 1,384
  • WpPart
    Chapitres 21
جونگ‌کوک فقط می‌خواست سوکجین و عصبانی کنه پس به برادرناتنیش تهیونگ نزدیک شد اما این بازی ساده برای تحریک حسادت جین خیلی زودتر از چیزی که فکرش و میکرد از کنترل خارج شد ⸙ TaeKook 𖥨 Secret ⸙ Genre : Angst 𖥨 Romance 𖥨 Smat
My Sin[مای سین] par Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Lectures 1,493,189
  • WpVote
    Votes 132,701
  • WpPart
    Chapitres 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
+17 autres
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ par Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Lectures 33,548
  • WpVote
    Votes 3,909
  • WpPart
    Chapitres 29
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ par Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Lectures 216,684
  • WpVote
    Votes 20,540
  • WpPart
    Chapitres 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | | هپی‌اندینگ| _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
Monalisa | KOOKV par Emmary_kim22
Emmary_kim22
  • WpView
    Lectures 39,808
  • WpVote
    Votes 3,466
  • WpPart
    Chapitres 25
_کل اون زمان من اسیر بودم! قلبم بدجور اسیرش بود و سعی میکرد از هر راهی بتونه اون هیولای سرکش رو دوباره به یک انسان تبدیل کنه! ولی هر روز که بیشتر میگذشت درد سینه من بیشتر از زخم های روی تنم میشد! وقتی بهم گفت دوستم نداره از درون ترک خوردم ولی وقتی که رفت شکستم و فرو ریختم! حالا که رفتی زخم های تنم رو خوب کردم ولی با زخم قلبم که هر روز برای دیدنت بیشتر خون گریه میکنه چکار کنم؟ ___________________________ مونالیزا؛ داستان پسری به اسم تهیونگ که با یک جی پی اس وارد یک باند مافیایی میشه و بعد از گیر افتادنش و کشف اون جی پی اس، مجبور میشه با زندگی آرامش بخش قدیمش خداحافظی کنه و ..... ___________________________ داستان مونالیزا با ژانر مافیایی، درام، اسمات، روان شناختی تقدیم نگاه شما قشنگ های مهربون♡ 🚫Do not copy 🚫 #Emma 💥تایم آپ💥 روز های زوج
Desiree After Story | Vkook par Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Lectures 21,758
  • WpVote
    Votes 2,466
  • WpPart
    Chapitres 10
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  par Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Lectures 130,622
  • WpVote
    Votes 19,651
  • WpPart
    Chapitres 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01