a_h_seven's Reading List
8 stories
Hazy - vkook por baloot_vk
baloot_vk
  • WpView
    LECTURAS 4,941
  • WpVote
    Votos 873
  • WpPart
    Partes 44
Hazy - مه‌آلود درست زمانی که کمیسر کیم در یک قدمی حل مهم‌ترین پرونده‌ی سیاسی کره جنوبی بود، زیر پوست شهر دفن میشه. و بوی خون برای بیرون کشیدن مردی که توی گذشته‌اش خاک می‌خورد، کافی بود. جئون جونگ‌کوک برگشته بود... برگشته بود تا پس بگیره هرچیزی رو که سال‌ها پیش از دست داده بود... 📍 Name: hazy - مه‌ آلود 📍 Couple: v & jk (secret) 📍 Genre: romance, action, smut 📍 Writer: baloot 📍 season 1: completed 📍 season 2: ongoing
Prince Against Money 🫅🏻 por Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    LECTURAS 53,599
  • WpVote
    Votos 7,081
  • WpPart
    Partes 35
💰شاهزاده در برابر پول🫅🏻 "-کاش می‌شد ببرمت یه جا ... دور از چشم همه ... تمام عمر نازت رو بکشم ... دردتو به جون بخرم و تمام پیچ و خمِ بدنت رو شبانه روز ببوسم و دنیا دنیا عشق به پات بریزم ... برای باقیِ عمر کممون" می‌گن بین نفرت و عشق فقط یک نخ نازک فاصله‌ست؛ نخی که اگر پاره بشه، آدم می‌تونه دیوانه‌وار عاشق کسی بشه که یک روز با تمام وجود ازش متنفر بوده. کیم تهیونگ، مردی که سراسر زندگیش رو آتش ظلمِ امپراطوری جئون سوزانده بود، تصمیم گرفته بود انتقام بگیره. هدفش ساده بود: ربودن عزیزترین پسر پادشاه ظالم و گرفتن تاوانی که سال‌ها روی دلش مانده بود. همه‌چیز حساب‌شده بود، اما تنها چیزی که تهیونگ در محاسباتش جا انداخته بود... خود شاهزاده بود. چشمان مشکی شاهزاده جئون جونگکوک و عطر مست کننده‌ی گل یاسش... تمام نقشه‌های تهیونگ را مثل کاغذ نازکی در مشت له کرد □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: historical,royal,action,fluff,romance,smut🪙 Couple: Vkook,Yoonmin,secret💏🏻 "Up Day: Monday"💰
Chocolate cake🂱 por mirelle4love
mirelle4love
  • WpView
    LECTURAS 14,061
  • WpVote
    Votos 1,742
  • WpPart
    Partes 21
Genre: Romance, Mafia , Harsh , Angst ,smut , forced marriage ༘⋆ couple: Vkook, Yoonmin. ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ وقتى كه زندگیِ تو، مست از کلاب برمیگرده 🂱 و بعدش همه در و پنجره های زنگ زده رو پشت سرش مى بنده، تو میمونی و هوای یخ زده اطرافت، ولی بعدش در‌های جهنم به روت باز میشن. 𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚ 𓆝 روز تولد برادر ناتوان و معلولش، بخاطر یه کیک شکلاتی از شغل کوچیک و بی‌دردسرش اخراج شد. چيزى براى از دست دادن نمونده بود، جيب پاره و سرهم شدش خاليه خالی، قلب پاک و ابریش همین شب قراره بباره و اميدش از پل داغونِ رویاهاش سقوط کرد بود و الان درحال مرگِ. درون مخمصه آخرين تلاشش براى نجات قلب شکسته برادرش گند زده بود، الان با تکه شکسته های همون قلب دنبال يه شغل میگشت... اما جاشو توى يه کافه دنج و گرم ‌ ☕︎ پیدا نمى كنه. چی میشه اگه، وسط تاريكى و خون، با يه مافياى خشن وبى رحم روبرو شه؟؟؟ اما قصه فقط درباره‌ى بدهكارى و ترس نيست... يه قرارداد عجيب، يه بيشنهاد غير منتظره، و یه ازدواج اجباری وسط جهنم...
𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐡𝐚𝐭𝐞 por bts__purple13
bts__purple13
  • WpView
    LECTURAS 578
  • WpVote
    Votos 128
  • WpPart
    Partes 4
پاش لیز خورد منم به خاطر اینکه نیوفته بغلش کردم اون لحظه انگار همه جا آروم شد انگار قلبم نمی‌زد فقط چشمام رو بستم ولی نفسش رو که به قفسه سینه ام میخورد حس میکردم ...:) یهو گفت میشه ولم کنی ..؟!؟
Maria por ISADORA_stories
ISADORA_stories
  • WpView
    LECTURAS 10,145
  • WpVote
    Votos 1,245
  • WpPart
    Partes 45
ژانر: رومنس،درام، اسمات🔞 ، زندگی واقعی( توی فیک البته😐) کاپل: هوسوک × ماریا کاپل های فرعی: بقیه اعضا و شخصیت های داستان وضعیت: اتمام فیکشن✅ خلاصه داستان 👇🏻👇🏻 وقتی یه قرارداد کاری، با کمپانی بیگ هیت، زندگی یه میکاپ‌آرتیست ایرانی-فرانسوی رو برای همیشه زیر و رو می‌کنه، هیچ‌کس فکر نمی‌کنه یه شب اتفاقی و یه نگاه تصادفی، شروع یه رابطه‌ی ممنوعه باشه. ماریا و هوسوک... دو قلب از دو دنیای جدا، با یه بوسه‌ی دزدکی، توی سکوت شب، گره می‌خورن به داستانی که نه باید شروع می‌شد و نه می‌تونست تموم بشه. اما مسیرشون آسون نیست. پدری که با گذشته‌ی خودش از عشق می‌ترسه، استاکرهایی که پشت لبخندهاشون خنجر قایم کردن، و دنیایی که برای یه آیدلِ جهانی، هیچ‌جور امنیتی باقی نذاشته. حالا هر نوازش، هر نگاه، حتی هر بوسه‌ی پنهونی، ممکنه قیمت آزادی‌شون باشه... ماریا داستان یه عشقه... نه از اون عشق‌های کلیشه‌ای، از اونایی که توی دل شب، توی راهروهای تاریک، توی ماسک‌های بالماسکه، زمزمه می‌شن، پنهون می‌مونن... اما تا مغز استخون، واقعی‌ان.
Overwhelm por callme_felora
callme_felora
  • WpView
    LECTURAS 8,429
  • WpVote
    Votos 1,568
  • WpPart
    Partes 11
『پایان یافته』 - قدرت؟ چی‌ باعث شده این لقب رو بهم بدین؟ مرد سرمست خنده‌ی سر داد و درحالی که رو چمن‌های پشت سرش دراز می‌کشید، گفت: - تضاد چشم‌های غمگین و خنده‌های بلندت، یه روح قوی رو به نمایش می‌ذاره سوکجین شی.
looking back is forbidden 🚫  por MaralYildiz
MaralYildiz
  • WpView
    LECTURAS 9,070
  • WpVote
    Votos 972
  • WpPart
    Partes 10
نگاه کردن به پشت سر ممنوع ... ژانر : روزمره -زندگی واقعی - هپی اند کاپل ها:یونمین -تهکوک- نامجین لطفا ووت و کامنت بذارید...
Kookv hybrid's village [ Completed ] por alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    LECTURAS 197,364
  • WpVote
    Votos 26,216
  • WpPart
    Partes 24
روستای هیبرید🍸 کاپل ها:کوکوی،یونمین ، نامجین ژانر: تخیلی هیبرید فلاف اسمات امپرگ کوکی رو به بقیه:من ته رو میخوام ولی اون خیلی معصومه اما من می‌خوام بوسش کنم لمسش مال خودم بکنمش دیگه نمیتونم صبر کنم نامجون:ما بهت کمک میکنیم وضعیت: پایان یافته