Vkook
159 stories
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 6,048
  • WpVote
    Votes 623
  • WpPart
    Parts 10
چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانشجوی جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه
Double black| vkook by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 81,427
  • WpVote
    Votes 8,161
  • WpPart
    Parts 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
Deadly Ballet | باله‌مرگ | Vkook by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 100,109
  • WpVote
    Votes 8,362
  • WpPart
    Parts 34
༺ Deadly Ballet (کامل شده) بـالـریـن کـو؛ هنـرآمـوزی کـه با طـراحی اجرایـی از جنـس عشـق و گنـاه، قـراره بـرای اجـرای اکتبـر، بـه روی صحـنه بـره. اجـرایـی کـه مسیـر بـازگشـت افسـانه‌ی بـالـه، "کـیـم تـهـیونـگ" رو پـس از سـال‌هـای طـولانی، همـوار مـی‌کنه . . "تصمیم گیرنده‌ی بدنِ یک بالرین، توی جمجمه‌ش نیست جونگکوک، فرمان از ماهیچه‌ های بدنه! و می‌دونی مهمترین ماهیچه‌ی بدن چیه؟ قـلـب! " . "-جیمین. -بله؟ -ازم بپرس جونگکوک کجاست. -چی؟! -مگه به گوشی جونگکوک زنگ نزدی؟ پس ازم بپرس جونگکوک کجاست! -خب... جونگکوک کجاست؟ -توی بغلم خوابیده." . ┊Genres: Romance, Drama, Smut, Angst ┊Couples: Vkook, Hopemin ┊Writer: Hana (@VKballet) ┊«این فیکشن ژانر فلاف و فضای ملایم و یکنواختی نداره» ‌ 🥇 Romance .
Dancing miracle [Completed] by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 66,458
  • WpVote
    Votes 9,670
  • WpPart
    Parts 37
"پایان‌ یافته - 32 پارت" آلفایی‌که به‌نظر همه‌چیز برای داشتن یک زندگی‌ِفوق‌العاده داره، تصمیم به خودکشی می‌گیره! اما پیامک دعوت شدنش به پیست پاتیناژ که اولین پیام دریافتیش بعد از ماه‌هاست، اون رو به جفتش می‌رسونه. آیا امگایی که ماهرانه مقابل چشم‌هاش می‌رقصه، امید کافی‌ای برای ادامه دادن هست؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه آغاز: 1403/7/12 پایان: 1404/4/16
𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔  by Travis_vkooker
Travis_vkooker
  • WpView
    Reads 17,349
  • WpVote
    Votes 2,141
  • WpPart
    Parts 33
▪︎از تپش تا تاریکی ▪︎ ▪︎خلاصه : جونگکوک در دنیایی که تاریکی سرنوشت ادم هارو میبلعه، تیغ جراحی به دست گرفت؛نه برای زخمی کردن ، بلکه برای درمان . اما یک دیدار،یک برخورد کوتاه با انیگمایی که اسمش لرزه به تن کل اسیا ... نه کل دنیا می‌انداخت کافی بود تا همه چیز تغییر کنه . از زندگیش تا تپش های قلبش... همه‌رو به پادشاه تاریکی باخت . ▪︎بخش های از داستان : _ما اینجا بازی نمی‌کنیم. اینجا قانون ساده‌ست... یا با منی، یا خاکی که زیر پاته تو رو می‌بلعه. ▪︎▪︎▪︎ _ من بازیکنم آلفا و اون کسی که مهره شاه رو حرکت میده...منم .نذار برق طلایی تاجت جلوی دیدت رو بگیره . _ بازی که درش شاه رو دست کم بگیری ... پایانی آغشته به خون داره. _اگه قراره خونی ریخته بشه من به عنوان بازیکن مطمئن میشم اولین قطره ای که میچکه ...متعلق به کسی باشه که منو بازی میده. ❤️‍🔥کاپل‌اصلی:ویکوک(تهیونگ☝🏻/جونگ‌کوک 👇🏻) ❤️کاپل فرعی : ؟؟ 🎭 ژانر : اسمات ، امپرگ ، مافیایی، ازدواج اجباری، امگاورس و.. 📝وضعیت : در حال آپ 🗓روز های آپ: یکشنبه ها ✍️🏻: تراویس 𝚃.𝚃𝙺"ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ"🦭
SOFT SPOT  by lanmida
lanmida
  • WpView
    Reads 1,834
  • WpVote
    Votes 324
  • WpPart
    Parts 20
کیم تهیونگ یه سلبریتی فوق‌العاده معروفه؛ کسی که نه‌تنها توی کار خودش بهترینه، بلکه به سرد بودن و خیلی ازخودراضی بودنش هم معروفه. حالا چی میشه وقتی با جونگکوک مهربون، ساده و خاکی روبه‌رو میشه و همون لحظه، قلبش رو به اون پسر میبازه؟ Couple; Taekook Genres; Romance | Fanfiction | Fluff | Slice of Life
Silence  by kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Reads 22,282
  • WpVote
    Votes 2,197
  • WpPart
    Parts 33
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
𝗦𝗵𝗮𝗱𝗼𝘄𝘀 𝗼𝗳 𝗽𝗼𝘄𝗲𝗿 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 by anythiing
anythiing
  • WpView
    Reads 6,038
  • WpVote
    Votes 574
  • WpPart
    Parts 15
"سایه های قدرت" Summary: تهیونگ،مافیا روسی که بعد از مرگ پدر و مادرش کسی لبخندی ازش ندیده و جونگکوک پسری که در یک کافه کوچیک کار میکنه. یک روز تهیونگ زخمی میشه و نزدیک ترین جا بهش کافه جونگکوک هست.چی میشه اگر وقتی جونگکوک بهش کمک کرد، نظر تهیونگ رو جلب کرده باشه و زیر نظرش بگیره؟ولی جونگکوک تنها کسی نیست که نظر تهیونگ رو جلب کرده،بلکه تهیونگ هم نظر جونگکوک رو جلب کرده.داستان دوتا استاکر با هم به کجا میرسه؟ تهیونگ دستشو روی عکس های جونگکوک روی تخته مخصوصش کشید و از لپتاپش به جونگکوک نگاه کرد و زمزمه کرد: -خیلی نزدیکه...که بیوفته تو دام ببره،خرگوش کوچولو. جونگکوک سرش و پایین اورد و پوزخندی زد و در همون حالت لب زد: +منتظرتم،مافیا کیم. Couple: Vkook Genre:Romance.mafia.angst.smut.happy ending. (تایم اپ:نامشخص)
Diavolo Del Nord | VK by Mortellenta
Mortellenta
  • WpView
    Reads 112,723
  • WpVote
    Votes 13,233
  • WpPart
    Parts 48
ورتیگو د ویتو، رئیس دوم و جانشین مافیای ایتالیا، مردی مرموز که زندگی‌ش رو متعلق به پدرخوانده‌اش می‌دونه، برای ماموریتی به کره جنوبی برمی‌گرده. اما رفتن به اونجا و دیدارش با ژنرال ارتش کره جنوبی، جئون جونگکوک، خیلی چیزها رو عوض می‌کنه و خیلی از رازهارو برملا میکنه! ژنرالی که ممکنه ماشین آدم‌کشی رو تبدیل به فردی متفاوت کنه. Diavolo Del Nord | شیطانِ شمال Genre : Criminal, Dark romance, Psychological, Angst, Smut Couple : Vkook - Secret
EGO | VK by seven_vk
seven_vk
  • WpView
    Reads 1,085
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 6
𓋜𝐍𝐚𝐦𝐞: EGO 𐙚𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Vkook, Yoonmin, Namjin 𐙚𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:Mafia, Omegaver, Action, Romance, Smut, Emprag, Hospital خلاصـه↶ ⌈ کیم تهیونگ الفای خون خالصی که دست‌راست پدرش بود و توی عمرش جز روز به دنیا اومدنش به بیمارستان نرفته بود، کل زخم‌هاش رو مادرش براش می‌بست؛ به هر حال مادرش پرستار کار کشته‌ای بود. اما... مادرش؟ کی گفته اون فرد مادرشه؟! هیچ‌کس! اون فقط از بعد تولدش کیم جیسو رو به عنوان مادرش شناخته بود و از موقعی که خودش رو شناخته بود فهمیده بود از خون‌خالص‌های دیگه قدرتمند تره و نمی‌دونست چرا؛ ولی چی‌می‌شد اگه یک روز مجبور به رفتن به بیمارستان بشه و از قضا جفتش رو ببینه! متوجه شه جفتش الفاس! اون هم نه یک الفای معمولی، الفای سیلور... و بعد از اون طی اتفاقات متوجه میشه نصف زندگیش دروغ بوده... ⌋ ‌٭تهیونگ یه جگوار خونگی داره که اسمش وِسپره. #Vkook #Yoonmin #Namjin #Jhope #BTS #Fic