Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Ongoing
20 stories
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 93,336
  • WpVote
    Votes 18,866
  • WpPart
    Parts 24
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:还没有
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 45,732
  • WpVote
    Votes 10,589
  • WpPart
    Parts 21
- پسر وزیر اقتصاد یه آلفای قاتل رو توی خونه‌ش قایم کرده! اگه این خبر به دست بابام برسه قبل از اینکه سلاخیم کنه سکته میکنه! تهیونگ نگاهی به داخل پاکتِ خالی چیپس کرد: - پس قرار نیست سلاخی بشی امگا، این که خیلی خوبه! ژانر: امگاورس☁️ عاشقانه🪶 اکشن🐇 پایان خوش☃️ انگست❄️ و طنز🍦 روز های عاپ: سه شنبه شروع: یکُم خرداد هزار و چهارصد و چهار پایان: -
𝓣𝓱𝓮  APRIL by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 21,047
  • WpVote
    Votes 3,845
  • WpPart
    Parts 14
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک
Burn The Crown by ikigaivkk
ikigaivkk
  • WpView
    Reads 3,779
  • WpVote
    Votes 420
  • WpPart
    Parts 24
تهیونگ، امگایی که می‌خواست همه‌چیزو عوض کنه؛ دنیا رو، قوانین رو، و آلفاهایی که فقط به خودشون و منافع شخصیشون فکر می‌کردن. جفتش، جئون جونگکوک همون آلفایی که براش جنگید، اما هیچ‌وقت نتونسته بود توجه‌ش رو جلب کنه. و شاید واقعیت همینه، گاهی جفت بودن، برای دوست‌داشته‌شدن کافی نیست. name: Burn The Crown. Couple: KookV. Omegaverse, Political, Social, Romance, Smut. " +بسه، نگه دار. جونگکوک بهش توجهی نکرد. شاید دلش میخواست یه انتقام کوچیک ازش بگیره. تهیونگ سدش رو کنار زد و کمر باریک مرد رو بغل کرد. +بسه، خواهش میکنم. از سرعت متنفرم. جونگکوک سرش رو به سمت راستش چرخوند و با صدای بلندی که به گوش امگا برسه، گفت: -اما من یادمه خیلی خوب میتونستی بگی "سریع تر، جونگکوک. سریع تر". " T.m: @ikigaivk
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 7,851
  • WpVote
    Votes 1,145
  • WpPart
    Parts 4
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 9,573
  • WpVote
    Votes 1,258
  • WpPart
    Parts 15
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
After we fell (Taekook AU) by savagev99
savagev99
  • WpView
    Reads 99,206
  • WpVote
    Votes 13,705
  • WpPart
    Parts 26
من به یاد نمیاوردم قبل از دیدنت دقیقا کی بودم ، سرگرمی هام چی بود و چه چیزهایی قلبم رو به تپش مینداختن ولی بعد از اینکه عاشقت شدم فهمیدم تمام زندگیم رو به تو گره زده بودم، خواب شب و غذا خوردن و نفس کشیدنم رو باهات هماهنگ کرده بودم و تغییرات همیشه وحشت زده‌م میکردن ، اگر منو به یاد میاری ،باید بهت بگم تو تغییرم دادی .... *فصل دو بیفور*
(GANGSTER) COMPLETED   by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 666,886
  • WpVote
    Votes 59,860
  • WpPart
    Parts 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
twelfth dimension by f_skndri
f_skndri
  • WpView
    Reads 293,133
  • WpVote
    Votes 64,229
  • WpPart
    Parts 131
بُعدِ دَوازدَهُم ________________________ "صدای اوپنج موج داشت. موجT،S،R،Q،P... امواجی که کاملا تصادفی، به نام امواج یک نوار قلب نامیده شدند. شاید زیاد هم بی ربط نبود. امواج صدای تهیونگ به نام امواج ضربان های قلب کوکی نام گرفته بود. موجPصدای تهیونگ بود که راه را برای موجQقلب کوکی باز میکرد. " _________________________ کاپل اصلی: ویکوک ژانر: علمی تخیلی، فانتزی، رومنس، فلاف شروع آپ: 24 اکتبر 2019 پایان آپ: ... #1 in fanfiction #1 in fanfic #1 in fiction #1 in rm #1 in sciencefiction #1 in نامجین #1 in تهیونگ #1 in جونگکوک #1 in نامجون #1 in هوسوک #1 in جین #1 in جیمین #1 in یونگی