We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
123456789078hh's Reading List
200 stories
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 506,846
  • WpVote
    Votes 58,051
  • WpPart
    Parts 41
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 68,703
  • WpVote
    Votes 8,854
  • WpPart
    Parts 30
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 279,383
  • WpVote
    Votes 24,730
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
Devil husband |TK|  by MINIJKlover
MINIJKlover
  • WpView
    Reads 42,506
  • WpVote
    Votes 3,873
  • WpPart
    Parts 21
(کامل شده)✔ "حالا چیزایی که میگم رو تو کله پوکت فرو کن عزیزم: ۱. حق لمس کردنم رو نداری. ۲. حق فضولی تو کارام رو نداری. ۳. فقط حق داری تاییدم کنی. ۴. از درس خوندن خوشم نمیاد و قصدی براش ندارم، حق مجبور کردنم بهش رو نداری‌‌." کیم جونگکوک هشدار های جدیش رو به شوهر شیطان صفتش کیم تهیونگ داد؛ کسی که بیتوجه به خشم همسرش با چشم هایی مجنون، خیره نگاهش میکرد و تو دلش قربون صدقه اش میرفت. ▪︎ داستان زندگی مشترک جونگکوکی که به خواست پدرش ازدواج کرده و تهیونگ دلباخته ای که در نظر همسرش شیطانی ظالمه چه طور قراره پیش بره؟ 《ترجمه شده》 کاپل~> ویکوک ~فلاف~ رمنس~کمدی~ -پاور باتم کیوت^^ -ازدواج از پیش تعیین شده . . . باید بگم که همون طور که میدونین فیک ترجمه شده ست ولی بعضی از قسمت هاش رو خودم بازنویسی کردم و یا پروبال دادم که کمدی ماجرا حفظ و داستان جذاب تر بشه.... پس دوسش داشته باشین^^ شروع-> 1403/7/27 پایان -> 1403/12/7 -- A translated version of book《Sometimes chaotic》 Thanks to main author: @kimbarbiedolljk
soul prison | زندان روح by niyaz-army
niyaz-army
  • WpView
    Reads 66,244
  • WpVote
    Votes 6,746
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: تهیونگ فقط یه روح بی‌گناه بود که اتفاقی دشمن هزارساله‌ی ارواح رو از زندان نجات داد؛ ولی این واقعا یه اتفاق بود؟ کاپل اصلی: کوکوی کاپل فرعی:نامجین، یونمین ژانر: انگست، عاشقانه، اسمات، دارک، رازآلود، فانتزی، امپرگ نویسنده: نیاز
Money Is God Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 160,974
  • WpVote
    Votes 17,370
  • WpPart
    Parts 15
فروختن تنش به تک‌‌پسر نازپرورده‌ی یاکوزا، آخرین چیزی هم نبود که جونگ‌کوک فکرش رو می‌کرد! آدم‌ها توی شرایط سخت بدترین تصمیمات رو می‌گیرن و جونگ‌کوک، زمانی که توی فقر و نداری دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد؛ این بهترین کار به‌نظر می‌رسید! _ تو به پول نیاز داری و من به کسی که تختم رو گرم نگهداره، معامله‌ی خوبی نیست؟ + قبوله، من تو رو پُر می‌کنم و تو حسابم رو! ژانر: رومنس، انگست، اسمات، مافیا کاپل: کوکوی
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 467,259
  • WpVote
    Votes 40,631
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Whisper of the wild by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 138,491
  • WpVote
    Votes 20,047
  • WpPart
    Parts 21
آشنایی تهیونگ، پسری که سال‌ها پیش از اجتماع انسانی فرار کرد و زندگی کوچکی برای خودش توی جنگل ساخته بود، با گرگ بزرگ جثه‌ای که بوی دردسر می‌داد، تقریباً خصمانه بود. اون مدتی می‌شد که توی جنگل از خودش رد به‌جا می‌گذاشت و توی زندگی و آسایشش گند زده بود؛ پس مهم نبود که اون فقط یه گرگه و طبق غریزه عمل می‌کنه، پسر جنگل هیچ رحمی در مقابل مهمان‌های ناخونده نداشت. این چیزی بود که طبیعت بهش یاد داده بود. بی‌خبر از این‌که دشمنش فقط یک گرگ معمولی نیست. Name: Whisper of the wild Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Fantasy, Smut Written by Luna🌙
کاوش در دنیای فن فیک‌ ها by Mania_ARK
Mania_ARK
  • WpView
    Reads 9,963
  • WpVote
    Votes 414
  • WpPart
    Parts 24
"تیزرهایی که خودم ساختم و فیک‌های بی‌نظیری که توی دلم جا گرفتن رو اینجا به اشتراک می‌ذارم. آماده‌اید یه دنیای جدید از فیکشن‌ها رو کشف کنید؟بیاید و بپرید تو این دنیای هیجان‌انگیز، شاید یه فیک اینجا شما رو کاملاً جذب خودش کنه!😉"
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 768,254
  • WpVote
    Votes 61,451
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷