fiction_crystal
- Reads 5,712
- Votes 749
- Parts 12
«بین ما هر چیزی وجود داشته باشه، قطعاً اون چیز "اعتماد" نیست! من نمیخوام بازم با بدبینی و اعتماد ناپایدار تو نسبت به خودم سروکله بزنم.»
کلمات یوهان مثل تیغ بُرنده بودن و با هر جملهش بدن گائون منقبضتر میشد.
از نظر یوهان، گائون فقط یه خانواده میخواست تا بخشی از تنهایی و خلاء زندگیش رو پر کنه و یوهان... دنبال چیزی فراتر از خانواده میگشت.
اون قلب گائون رو میخواست. روح اون پسر و جسمش رو...
بدنش برای داشتن بدن اون پسر داشت فریاد میکشید و در مقابل تنها چیزی که دریافت میکرد، پوچی بود.
نمیتونست با این احساسات، پسر مقابلش رو در کنار خودش نگه داره وقتی دائماً هوس سلطه پیدا کردن روی جسم گائون؛ منطقش رو میدزدید.
نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢
ویراستار: ♧Fatemeh
کاپل: کانگ یوهان و کیم گائون
(فیک از سریال قاضی شیطان / the devil judge)