Vkook [completed]
-من از ماشینت سواری گرفتم کیم.
-میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون.
...
-ازت خواستم بمونی.
-اره ازم خواستی...
اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم.
...
دو نفر.
از دو خانواده ی متفاوت.
پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن.
اما خب...
کسی یادش نبود.
اون دو شیطان هرشب باهم...
میرقصن.
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و...
ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی)
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست.
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
فصل قبل فرشته داستان ما تهیونگ به شیطانش نرسید..ولی با متولد شدن دوباره جونگکوک...مسئولیت اینو داره تا تمام خاطره جونگکوک برگردونه...آیا موفق میشه...؟نتیجه زحمت های او چیمیشه..؟
کاپل:ویکوک
ژانر:فانتزی،عاشقانه،درام،ماجراجویی
"کامل شده"
داستانی از هیونجین ، نقاشی که بعد از عمل پیوند قلب مادرش به لی فلیکس، نویسنده دورگه ای که درسشو ول کرده بود زندگی براش روی دیگه ای از خودشو نشون میده و چی میشه اگه این بین اتفاقاتی بیوفته که همه چی رو تغییر بده؟!
« - بهم گفتی فودوشین، این یعنی چی؟!
هیونجین به چهره خنثی پسر کناریش زل زد، زیادی زیبا بود:
- اول بهم بگو الان چه احساسی داری؟!
- منظورت چیه؟!
انگشت های کشیدشو بین انگشت های کوچیک فلیکس قفل کردو گفت:
- منظوری ندارم فقط احساستو بهم بگو
فلیکس به دست های قفل شدشون زل زد و بعد از مکثی ادامه داد:
- خوشحالم اما کمی هم میترسم
لبخند لبای هیونجین از چشمای فلیکس دور نموند:
- فودوشین یعنی همین!
نگاه کنجکاو فلیکسو که دید ادامه داد:
- من نمیتونستم از چشمات بخونم چه حسی داری چون نشونش نمیدی اما خوشحالی و داری اینو پنهان میکنی، مامانم بهم گفته بود فودوشین به کسایی میگن که علی رغم احساساتی که تجربه میکنن اونو از بقیه پنهان میکنن؛و تو لی فلیکس...تو فودوشین منی!»