Darry
14 stories
"T Of Touch" by odiiiin
odiiiin
  • WpView
    Reads 1,524
  • WpVote
    Votes 182
  • WpPart
    Parts 1
هری پاتر فکرش رو نمیکرد روزی عشق پنهانیش نسبت به دراکو مالفوی توی همچین دردسر شیرینی بندازتش!
Pansy's plan {Persian Translation} by _gloomyblue
_gloomyblue
  • WpView
    Reads 16,452
  • WpVote
    Votes 2,095
  • WpPart
    Parts 6
[Completed] پنسی توی سال هشتم به هرماینی نزدیک میشه و بخاطر همه کارهایی که این چندساله کرده عذرخواهی میکنه و اون ها یه نقشه میکشن تا هری و دراکو رو بهم برسونن. Credit to: @_BeccaMae
Always [Drarry] by Sirius_1121
Sirius_1121
  • WpView
    Reads 45,577
  • WpVote
    Votes 6,173
  • WpPart
    Parts 38
هری یه نقاشی پاره پاره شده بود، و دریکو کسی که این شاهکار رو میپرستید.
The Room of Requirement || Drarry by NiliDrarry
NiliDrarry
  • WpView
    Reads 21,974
  • WpVote
    Votes 2,020
  • WpPart
    Parts 10
سال هشتم. هاگوارتز. اتاق ضروریات. مکان سری دو پسر که میخوان تنها باشن ولی پیش هم. Drarry, drama, romance, smut. درری، دراری. یه درام انگست-فلافی.. بیشتر فلافی. اگه معنی میده؟ Word count: 27000 + 8000 (after)
From wish to magic✨️🪄 by Setayeshghoubadi
Setayeshghoubadi
  • WpView
    Reads 13,039
  • WpVote
    Votes 1,325
  • WpPart
    Parts 38
{دستمو بالا آوردم و اشکامو پاک کردم ، با چشمای خیس تو چشماش نگاه کردم . تا چشمامو دید با لحنی که انگار ضعف کرده باشه گفت: اوووو مرلیننن چشمای بارونیشووو. الهی دراکو فدای چشمای خوشگلت بشه. تکخند ذوق زده و خجالتیی کردم:خدانکنه...} سلام به بروبچ واتپد .مخلص همه داداشیا با نامِ منتخبه لیلیث حضور پیدا کردم و همونطور که میبیند قراره یه فِف دراری خدمتتون تقدیم کنم . یه فِفه متفاوت و خاص . فِفی که مطمئن باشید اگه کاپل دراری رو دوست داشته باشید و ژانرِ جادویی موردپسندتون باشه از خوندنش پشیمون نمیشین . ژانر: شیفتی_جادویی_عاشقانه_فلاف _طنز_ اسمات_تاحدودی غمگین __یکمم هیجان داره خلاصه تاریخ شروع فِف: من تاریخ 8سپتامبرِ 2023 ساعت 2:32 دقیقه ی شب ایده ش به فکرم رسید و از ذوق همونموقع شروع به نوشتنش کردم همچنین دوتا نکته رو خدمتتون عرض کنم همین اول. فِف دوتا کاپل اصلی داره اما به کاپلِ خوشملمون یعنی دراری صحنه های بیشتری تعلق میگیره . و نکته ی دوم اینه که فیکی که نوشتم کاملا طبق فیلم پیش نمیره و قطعا تغییراتی توش اعمال شده . خلاصه که یاالله. بفرمایین تو دَمِ در بده ای بابا به کار فرصت بدید بچه ها 🙏
Drarry_My Beautiful Mistake by Purlpex
Purlpex
  • WpView
    Reads 167,093
  • WpVote
    Votes 22,917
  • WpPart
    Parts 63
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی. و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه. سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه." با منو دراری همراه باشید لاوز:*
How to kiss a wizard (Persian translation) by loueht91_
loueht91_
  • WpView
    Reads 33,538
  • WpVote
    Votes 4,825
  • WpPart
    Parts 16
هری پاتر تو همه چیز خوبه.... به جز بوسیدن. وقتی فهمید روی جینی کراش داره،چه کسی بهتر از دراکو مالفوی بود که بهش مهارت بوسیدن رو یاد بده؟ Persian translation- Written by: Reasonstosmileathome Drarry fanfiction
Can I have this dance?|drarry by AllenPotter_Malfoy
AllenPotter_Malfoy
  • WpView
    Reads 3,676
  • WpVote
    Votes 619
  • WpPart
    Parts 3
مراسم فارغ التحصیلی نزدیکه و بیاین ببینیم با دراکو چی میگذره! سه پارت:تکمیل شده
romantic hatred[drarry] by drarry_hdpm
drarry_hdpm
  • WpView
    Reads 40,916
  • WpVote
    Votes 5,450
  • WpPart
    Parts 28
"چرا نمیذاری بخندم؟ نکنه عاشقت میکنه لبخندم؟" "برای عاشق تو شدن باید دیوونه بود مالفوی" "و تو دیوونه ای پاتح!" couple: drarry top: draco malfoy bottom: harry potter #drarry #draco #harry #drarryship
LOST IN YOU [DRARRY] by lumos_dl
lumos_dl
  • WpView
    Reads 41,253
  • WpVote
    Votes 5,714
  • WpPart
    Parts 20
جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...