Multi/One Shot complete (VKook)
Истории 99
  ✻Ferita🥀❊  [Vers] на _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Прочтений 41,109
  • WpVote
    Голосов 4,320
  • WpPart
    Частей 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Red Falcon ||  شاهین سرخ {Vkook, SopeMIn, Namjin} на LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Прочтений 16,686
  • WpVote
    Голосов 1,595
  • WpPart
    Частей 24
🔴 #Full 🔴 - تا کی می‌خوای جوری رفتار کنی که انگار عنوان سرجوخه رو ازت دزدیدم؟ + تا وقتی که سه سال ازم کوچیک‌تری، جونگ کوک. - توی اون سه سال بیشتر عمرت، تونستی نصف من مهارت و استقامت کسب کنی؟ شک دارم. - با همه این‌ها... تو هنوز هیونگمی، درسته؟ شاهین سرخ داستانی کوتاه و کمدی و روایتی از بنگتن در دوران سربازیه! اسمات و تری‌سام و رمنس به مقدار لازم داره؛ همچنین کله‌های کچلی که پس‌گردنی خورشون مَلَسه و کل‌کل‌هایی که بین سرباز کیم تهیونگ و سرجوخه جئون تمومی نداره! - می‌دونی که، یک فرمانده قلبش رو به دست معتمدترین سربازش می‌ده... اون مهمات، قلب من و این تیم بود. ༺ Liberté Novels ༻ Name: Red Falcon نام داستان: شاهین سرخ Couple: Vkook, Sopemin, Namjin کاپل: ویکوک، سپمین، نامجین Romance, Smut🔞, Military, Action, COMEDY عاشقانه، اسمات، سربازی و نظامی، اکشن، کمدی! ■ A Novel By Sara ac ■
Daddy Long Legs || Taekook на Blind_Day
Blind_Day
  • WpView
    Прочтений 53,537
  • WpVote
    Голосов 13,737
  • WpPart
    Частей 41
...Complete... ▪︎مقدمه: بابا لنگ دراز عزیز... تمام دل خوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی‌ام چیزی درون دلم فرو میریزد....چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم! بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند. نمیگذارم...نمیخواهم! بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم...! •کاپل اصلی:تهکوک •کاپل فرعی:یونمین،نامجین •ژانر:فلاف،درام،انگست،اسمات •تعداد قسمت ها:40 •زمان آپ:کامل شده ¤نکته: -این بوک 60 درصدش نامه های کوک به بابا لنگ دراز هست و بقیه ی 40 درصد به صورت داستانی بیان میشه. -داستان بابالنگ دراز ورژن تهکوک هست با تغییر. Start 1399/5/9 2020/7/30 End 1399/7/18 2020/10/9
🍄Mushroom🍄 на Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Прочтений 20,669
  • WpVote
    Голосов 8,756
  • WpPart
    Частей 53
دفترچه خاطرات گل‌گلیِ پسر اوتاکویی که موقع برگشت از کلبه‌ی جنگلی پدربزرگش یه قارچ قرمز گنده با خودش به خونه میاره و می‌فهمه توی اون قارچ عجیب غریب یه موجود عجیب‌ غریب‌تر زندگی می‌کنه! (*اوتاکو:عاشق انیمه و مانگا) 🍄🍄🍄 🍄کاپل:تهکوک (تاپ و باتم خاصی نداره، هرچی که دلتون می‌پسنده انتخاب کنید•~•) 🍄ژانر: خاطره‌نگاری، فانتزی، مدرسه‌ای 🍄پارتا کوتاهن و خوندن داستان خیلی وقتتونو نمی‌گیره، لذت ببرید^•~•^❤️ [Completed]
Raizo «Vkook» на zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Прочтений 12,426
  • WpVote
    Голосов 1,220
  • WpPart
    Частей 5
چندشاتیِ رایزو🐺 سرنوشت خانواده‌های جئون‌ها با به‌دنیااومدن فرزند امگاشون، کاملاً تغییر کرد. اون امگای ظریف، زیبا و شیرین، با موهای بلند خاکستری‌اش، قرار بود سرنوشت تلخی داشته باشه؛ البته نه تا وقتی که پدر و مادرش حاضر بودن جونشون رو هم برای فرزندشون بدن! اما در نهایت، این فرمانده‌ شیمازو رایزو بود که پسر رو از سرنوشت دردناکش نجات داد. کاپل: ویکوک، ناممین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات، امپرگ
+ еще 9
IT STARTED IN A WRONG SENT|| VKOOK на kim_bunny2020
kim_bunny2020
  • WpView
    Прочтений 277,074
  • WpVote
    Голосов 42,353
  • WpPart
    Частей 41
«کامل شده» «فیکشن ترجمه ای» «اون موقعی که داری داخل تنهاییات غرق میشی و امیدتو از دست دادی در کمال ناباوری دستی تورو میگیره و به سمت خودش میکشونه» +هی من برگشتم _کاش برنمیگشتی +اوه بیبی وقتی اینطور میشی رو دوست دارم کاپل اصلی:ویکوک ژانر:انگست_کمدی_درام_اسمات_هپی اند_امپرگ نویسنده:Malditadiash مترجم:kim_bunny2020 𝗧𝗢𝗣=𝗧𝗔𝗘𝗛𝗬𝗨𝗡𝗚 𝗕𝗢𝗧𝗧𝗢𝗠=𝗝𝗨𝗡𝗚𝗞𝗢𝗢𝗞
My alpha на alpha_zhr
alpha_zhr
  • WpView
    Прочтений 4,919
  • WpVote
    Голосов 503
  • WpPart
    Частей 8
مولتی شات:داستان از زبان جونگکوکه. از لحظه‌ی پیدا کردن جفتش تا زمانیکه بالاخره پیوندشون رو قبول می‌کند ---- نمیدونم یه روزی دلم می‌خواست اون لب ها رو ببوسم یا نه؟آخه الان هیچ علاقه‌ای بهش نداشتم!حس می‌کردم باید مزه‌ی تلخی بده!یه تلخ بد! اشک از شدت بدبختیم توی چشمام جمع شد و من آلفای قوی تری بودم که اجازه‌ی ریختن بهشون بدم.چشم‌هام رو بستم و سرم رو روی میز گذاشتم تا بخوابم!شاید وقتی بیدار شدم اون دیگه جفتم نبود! ---- ژانر:امگاورس،عاشقانه شروع: ۲۱شهریور۱۴۰۳ ۱۳:۰۴ پایان: ۱مهر۱۴۰۳ ۱۰:۵۹
The Letters For No one [completed] на itsqzll
itsqzll
  • WpView
    Прочтений 74,707
  • WpVote
    Голосов 8,434
  • WpPart
    Частей 16
نامه هایی کوتاه از کیم تهیونگ به جئون جونگ کوک... *Translation* Best rankings: #1text #1short #1shortstory #1jk #3btsfanfic #4angst #1کوتاه
Do not leave me in the arms of reality на mobinaMoshtagh
mobinaMoshtagh
  • WpView
    Прочтений 1,609
  • WpVote
    Голосов 237
  • WpPart
    Частей 7
اسم چند شاتی ^^مرا در آغوش واقعیت رها نکن ژانر^^عاشقانه♡روانشناسی♡ ♡چند شاتی کاپل^^ویکوک شایدم نامجین این بوک راجب یه پسر تنها به اسم جونگکوکه که با وجود خودش دوست میشه آره وجودش آدم های خیالی مثل فرشته ی درونش که اسمش جینه یا شیطان درونش که اسمش نامجونه و درآخر صدای درون یا همون وژدان درونش یونگی جونگکوک بعد از فوت مادرش و پدری که خودش و غرق کار کرد مردم گریز شد و آدمای خیالی ساخت اون فوبیای ارتباط برقرار کردن داره و اوضال بدتر میشه وقتی که به شهر دیگه ای میرن و اونجا دوستی به اسم جیمین پیدا میکنه که سعی دار مشکل جونگکوک و بفهمه و البته اتفاق بدتری هم می افته جونگکوک روی پولدار ترین پسر مدرسه یعنی کیم تهیونگ کسی که مثل جیمین سعی داره کمکش کنه تا بتونه ارتباط برقرار کنه و مشکلشو بفهمه کراش میزنه و این اوج فاجعه برای پسری که نمتونه سلام کنه هست:) و چی میشه اگه تمام خاطارت اونا توهم کوک توی کما باشه؟ وضعیت^^تکمیل شده
Yūgen на min_koala
min_koala
  • WpView
    Прочтений 11,764
  • WpVote
    Голосов 2,037
  • WpPart
    Частей 21
دوست داشتنت یه جنگ بود! جنگی بین قلب و مغزم! جئون جونگکوک چشمام پرستش گونه روی لب های صورتی رنگ و پوست شیری رنگت می چرخه اما دست هام فقط تو چند سانتی بدنت قرار میگیره! نفس های گرمت لبام رو قلقلک می ده اون بار آدم های کثیف داخلش اون برگه‌‌ای که برای داشتنت امضا کردم چیزی از پاکیت کم نمی کنه زیبای من پس اینطوری به خودت تو آینه خیره نشو اون دست هایی که بدون اجازه لمست کردن الان سوزونده شدن و کاشکی می تونستم خاطراتی که اینطوری باعث میشه با ترس بهم خیره بشی رو پاک کنم! مین یونگی من بخاطر تو زندگی کردم و اون رو کشتم... من هیولایی که همه ازش می ترسیدن رو نابود نکردم! چون برای محافظت از معشوقم نیاز بود فقط حواسم بود تا هیچوقت ماسکی که برای پوشوندنش استفاده می کردم رو در مقابلت در نیارم! سنگینیه اسلحه داره اذیتم می کنه بخاطر این نیست که بهش عادت ندارم نه اشتباهِ! زندگی من با کشیدن ماشه‌ها سپری شد شاید چون اونها برای محافظت از تو بودند نه مثل الان که بین شقیقه هات قرار دارن! ژانر : جنایی, قرار دادی, مرموز و....... کاپل : کوکوی, یونمین, نامجین