🟠
187 histórias
Querencia🎀 de ZehixW
ZehixW
  • WpView
    Leituras 15,431
  • WpVote
    Votos 2,049
  • WpPart
    Capítulos 14
"جـایی کـه احسـاس امنیـت میکنـی. آغـوش کسـی کـه دوسـش داری." "𝘔𝘪𝘯𝘪 𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯" "𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘉𝘢𝘦𝘬𝘠𝘦𝘰𝘭" "𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺 𝘓𝘪𝘧𝘦 , 𝘚𝘮𝘶𝘵"
Outlaw de CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Leituras 57,737
  • WpVote
    Votos 10,544
  • WpPart
    Capítulos 20
بکهیون گیتاریست اصلی یه بند راک و چانیول دانشجوی دکتری زبان فرانسه، درست وسط دل شهر عشاق همو جوری که نباید ملاقات میکنن. قصه‌ی ماجراجویی های دو نقاب‌دار قهار تو کوچه پس کوچه‌های شهر رو، خود پاریس از همون اول براتون تعریف میکنه... 𖤐⃟🎸Fɪᴄ: 𝙊𝙪𝙩𝙡𝙖𝙬 𖤐⃟🎸Cᴏᴜᴘʟᴇ: 𝘾𝙝𝙖𝙣𝘽𝙖𝙚𝙠 𖤐⃟🎸Gᴇɴʀᴇ: 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛, 𝘾𝙤𝙢𝙚𝙙𝙮, 𝙉𝙘18 این دفعه مهمون یه داستان به شیرینی قند هستید!
❥𝖢𝗁𝗈𝗌𝖾𝗇 de TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Leituras 27,927
  • WpVote
    Votos 4,922
  • WpPart
    Capítulos 21
༭🦋 𝖢𝗁𝗈𝗌𝖾𝗇 complete ꔵ Couple: Chanbaek ꔵ Genre: Omegavers, Romance, Smut, Drama ꔵ Writers: Elsa زندگی همیشه نه به تلخی زننده‌ست و نه به شیرینی که حالت رو به هم بزنه. تعادل بین این دو طعم با یک عشق نوجوانانه و تازه جوانه زده باعث میشه تا در هر حالت و هر لحظه لبخند بزنی و زندگی کنی. نارگیل یا نعنا... ترکیب این دو همون تعادل بین نفس کشیدن و زندگی کردن رو داره. این عشق نیازهایی رو برطرف می‌کنه و نیازهایی رو هم حسرت باقی می‌گذاره. با عشق تینیجری آلفای بوکسور و امگای نویسنده ما همراه باشید.
Frozen Heart [FULL]  de Zazar_96
Zazar_96
  • WpView
    Leituras 22,053
  • WpVote
    Votos 4,169
  • WpPart
    Capítulos 39
اسم: قلب یخ زده کاپل: بکیول، چانبک کاپل فرعی:بکسو، کایسو ژانر: رمنس، انگست، اسمات نویسنده:هیلدا خلاصه‌: بیون بکهیون رئیس جوان یک شرکت بزرگ معماری که هنوز توی گذشته تلخ خودش غرق شده و قلب یخ زده اش مانعی برای نجات پیدا کردنش کسی که سردی قلبش از چشم‌هاش پیداست و باعث میشه وجود هرکسی که باهاش برخورد میکنه از وحشت و غم یخ بزنه و تنها کسی که میتونه باعث گرم شدن قلبش بشه دو کیونگسو خدمتکار عمارتشه پارک چانیول کارمنده ساده ی شرکت که نگاه یخ زده رئیس بیون باعث میشه دلش بخواد وارد زندگیش بشه و بر خلاف ترسش باهاش دوست باشه اما آیا با وجود پس زدن های بکهیون میتونه؟ " IF EVEN WORLD AGAINST OUR LOVE,I CAN'T LIVE WITHOUT YOU" "حتی اگر دنیا بر علیه عشق ما باشه،من نمیتونم بدون تو زندگی کنم" . . عشق و عقل دو آفریده متفاوت هستند.عقل انسان را در هم گره می زند و اجازه هیچ خطری را به او نمیدهد اما عشق حلال مشکلات است و دل را به دریا می زند.عقل همیشه هشدار می دهد و نصیحت می کند و می گوید مراقب باش که از خود بیخود نشوی درحالی که عشق می گوید اصلا مهم نیست در همه چیز غرق شو و فراموش کن.عقل به سادگی در هم نمی شکند اما عشق به راحتی به تلی از خاک بدل می شود.اما نباید فراموش کرد که گنج ها در بین ویرانه ها پنهان شده اند.یک دل شکسته گنج هایی را در خود پنهان کرد
″𝑇𝑂𝑌 𝐵𝑂𝑌 ″ [کامل شده] de jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Leituras 4,577
  • WpVote
    Votos 900
  • WpPart
    Capítulos 16
مینی فیکشن: 𝐓𝐎𝐘 𝐁𝐎𝐘 : 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒂 𝒈𝒐𝒐𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆 هیچوقت به کسی تعلق نداشت و نمیخواست داشته باشه.اون همیشه پیش میرفت، آدم هارو جذب میکرد،اون هارو شیفته، و عاشق خودش میکرد و بعد...مثل یه تیکه آشغال، دورشون مینداخت... «منطقش:نخ عروسک خیمه شب بازی رو پاره کن، قبل از اینکه اون نخ ها به دورت بپیچه...!» اما از وقتی مقابل اون دکتر روانشناس مغرور نشست، فقط به این فکر میکرد که چطور دهنش رو ببنده،چه با بوسه و یا چیز دیگه! 🍷• ژانر: درام، عاشقانه، اسمات، روانشناختی 🍷• کاپل: کایسو 🍷• رده سنی:+18 🍷• نویسنده: جِی جِی 🥇#kaisoo 🥇#kyungsoo
Wild heart de glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Leituras 114,076
  • WpVote
    Votos 9,161
  • WpPart
    Capítulos 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
My eyes are on You de hwangjasmin87
hwangjasmin87
  • WpView
    Leituras 56,036
  • WpVote
    Votos 5,867
  • WpPart
    Capítulos 59
فیلیکس پسری ریزه میزه با کک و مک های قهوه ای روی صورتش که تازه از استرالیا انتقال گرفته به کره و توی دانشگاه جدیدش بهش قلدری میشه هیونجین پسر سرد دانشگاه که هیچکس نمیدونه چی تو ذهنش میگذره و توی هیچ دعوایی شرکت نمیکنه هیونجین قراره در برابر قلدری های فیلیکس ساکت بمونه ؟
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 de xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Leituras 71,336
  • WpVote
    Votos 5,907
  • WpPart
    Capítulos 23
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
panacea de masihartt
masihartt
  • WpView
    Leituras 7,515
  • WpVote
    Votos 1,590
  • WpPart
    Capítulos 8
مینی فیک کاپل: سکایهون-ورس ژانر:انگست-اسمات ″پاناسیا″ یه واژه ی یونانیه که امروزه برای چیزی بکار میره که توانایی بهبود بخشی به هرچیزی رو داره... راه حلی برای تمام مشکلاتی که باهاشون روبرو میشی. معنی لغویش میشه : «نوش دارو» خلاصه: اوه سهون و کیم کای رئسای دو شرکت عظیمی بودن که حالا با هم شریک شدن و شرکت اوه-کیم رو تاسیس کردن... تاحالا کسی توی زندگیتون حکم «نور» رو داشته؟ ببینینش ولی نتونین لمسش کنین... کای برای سهون همین بود. و تا به حال کسیو توی زندگیتون به عنوان «پاناسیا» داشتین؟ کسی که با وجودش تموم مشکلاتتونو فراموش کنین... سهون همین حکمو برای کای داشت. اما پاناسیا بالاخره موفق به لمس نور میشه؟؟
Stay With Me de Mimism2011
Mimism2011
  • WpView
    Leituras 311,340
  • WpVote
    Votos 13,739
  • WpPart
    Capítulos 74
Baekhyun is married to Dr. Park Chanyeol for 1 years.... suddenly Chanyeol meets his ex-girlfriend Sandara Park..She is now working as doctor in same hospital with Chanyeol..He is having feeling for her again .... But Baekhyun is seeing Chanyeol changing....he can't take stress anymore...is he going to lose Chanyeol?...What can Baekhyun do now?.....Sehun want to comfort Baekhyun ..Sehun has feeling for Baekhyun since high school... Suddenly an accident happens.is baekhyun gonna die?...with the twin inside him? .... "Beakhyun. .please. don't leave me ....stay with me...I am sorry,baek" - Chanyeol *Mature content *M-preg *Abuse, physical violence *also containing "KaiSoo" relationship *Rape attempt * if don't like these, then don't read