مورد علاقه
Истории 198
Golden Captain  на Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Прочтений 49,836
  • WpVote
    Голосов 3,605
  • WpPart
    Частей 26
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
Blue : My Ex Omega's Daughter VK на VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Прочтений 419
  • WpVote
    Голосов 50
  • WpPart
    Частей 6
وقتی او میفهمد از کسی که دوستش دارد باردار شده، عشقش به او عمیقتر میشود.اما تنها پاسخی که میگیرد این جمله است: "این بچه رو نمیخوام." با قلبی شکسته و رازی که فقط خودش از آن خبر دارد، از زندگی او دور میشود و سعی میکند برای خودش و فرزندش یک شروع تازه بسازد. پنج سال بعد، دوباره مقابل هم قرار میگیرند. او با کودکی روبهرو میشود که شباهتش را نمیشود نادیده گرفت، و والدِ جوانی که پشت لبخند آرامش، گذشتهای پنهان دارد. احساسات خاموششده دوباره زنده میشوند، اما رازهایی که سالها در سکوت نگه داشته شده بودند، آهستهآهسته پرده برمیدارند، رازهایی که میتوانند سرنوشت هر سهشان را تغییر بدهند. فیکشن : بلو، دخترِ امگای سابق من ژانر : امگاورس، عاشقانه، امپرگ، درام، فلاف و اسمات مترجمین : تیم ترجمه تیم ترجمه : زهرا،فازی، شیما،استار،عسل،یوری، ملوسا، خزان، انجل،زی زی ویراستار : یکتا و سایا ؛ تدوین : ریحان ترجمه و بازگردانی به باقی ورژن ها توسط چنل فیکشن لند صورت گرفته است. تمامی حقوق داستان و نویسندگی متعلق به نویسنده عزیز و فیکشن لند است. تعداد کل چپترهای این داستان 19 تا میباشد.
Martini 🍸 на Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Прочтений 19,493
  • WpVote
    Голосов 2,676
  • WpPart
    Частей 16
⌱ Martini [ Couple: VKOOK [ Genra: Fluf, Romance, Comedy بخشی از فیک‌چت: - فرار؟ ما همچین کاری نمی‌کنیم هیچ‌وقت! - این مایی که می‌گی، چند نفره؟ - سه نفر؛ منم و مرام و معرفتم.
+ еще 8
★JEON MAFIAˢᵗʸˡᵉ ᴸᵒᵛᵉ 🕶[ Kookv] | Completed на bona_Jinyoung
bona_Jinyoung
  • WpView
    Прочтений 151,116
  • WpVote
    Голосов 10,970
  • WpPart
    Частей 23
[ completed ] هشــــدار 🔞 تهیونگ مامور مخفی ویژه اینترپل... ندونسته وارد منطقه مافیا جئون میشه و طی اتفاقاتی شخصی رو ملاقات میکنه که از قضا قاتل پدرش هم هست اما هویت واقعیش رو نمیشناسه... مافیا جئون جونگ کوک!!! چی میشه که اگه مافیا جئون که وارث قوی ترین امپراطوری مافیایی سئول هست... متوجه دشمنی دیرینه اش با تهیونگ بشه و اونو اسیر کنه تا بعد از لذت بردن ازش... بکشتش!! _ سردمه!!! + چت شده؟؟!! چرا چشمات قرمزن؟!!!! _ گرمم کن بیبی!!! ༶•┈┈⛧┈♛༶•┈┈⛧┈♛༶•┈┈⛧┈♛ ★ فیکشن : JEON MAFIA Style Love ★ کاپل : Kookv / کوکوی ★ ژانر : مافیایی ، اســـمات +23 ، گی ، پلیسی ، هیجانی... ★ وضعیت : پایان یافته ★ نویسنده : بونا ˂‿• ⭐ این بوک تیزر هم داره... Kookv Story!! 🥇 1 # police 🥇 1 # Jong kook 🥇 1 # taehyoung 🥇 1 # پلیسی 🥇 1 # هیجانی 🥇 1 # جئون 🥇 1 # ارباب و برده 🥇 1 # اکشن 🥈 2 # اسمات 🥈 2 # کوکوی
My Dream «Vkook» на zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Прочтений 672,860
  • WpVote
    Голосов 67,598
  • WpPart
    Частей 70
کیم تهیونگ مرد 34 ساله ای که 5 سال بود کارمند شرکت بزرگ جئون شده بود تمام تلاشش رو می کرد تا رئیس خودش رو راضی نگه داره.. ولی هیچوقت فکرش رو نمی کرد با دیدن ویدیویی از تک پسر خانواده ی جئون ها مجنون اون پسر بشه... اما همه چیز قرار نبود به خواست کیم تهیونگ پیش بره... چرا که اون پسرِ کم سن و سال ، دست نیافتنی ترین پسر دنیا بود. کاپل:ویکوک ، سکرت ژانر:درام ، رمنس ، انگست ، اسمات روز آپ:پنجشنبه ها
My Favorite Commander(KooKV) на fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Прочтений 203,133
  • WpVote
    Голосов 14,194
  • WpPart
    Частей 24
-اون ترسناک نیست تهیونگ... گریه نکن. اون‌جوری که فکر می‌کنی نیست. تو بالاخره باید ازدواج می‌کردی، درسته؟ چی بهتر از یه ازدواج با یه فرمانده‌ ی پولدار و بانفوذ؟ 💥 ژانر : ازدواج اجباری، امگاورس، امپرگ، رومنس،اسمات
Cafune на Blue__siide
Blue__siide
  • WpView
    Прочтений 25,729
  • WpVote
    Голосов 267
  • WpPart
    Частей 6
و انگار که نتونسته باشه خود دار بمونه، با اشکی که ناخواسته رو گونش میریخت‌، دست گذاشت رو سینه‌ی پسرِ مقابلش و لب باز کرد تا جور دیگه‌ای گِله کنه. -اصلاً... امشب تولدمه؛ چرا یادت نیست؟ با دلگیری به چشم های جونگکوک خیره شد و با درک نکردنِ حسِ چشماش، اشکاش با شدت بیشتری راه خودشون رو پیش گرفتن. امشب حتی ذره‌ای ملاحظه تو وجودش نداشت... تمامِ درد ها و سختی هاش با چسبیدن به قفسه‌ی سینش‌، فرصتِ ابراز میخواستن و انگار‌ این جملات همون درد ها و سختی ها بودن که بیرون ریخته شدن! -سه ساله بهم تبریک نگفتی... چرا بهم نگفتی تولدت مبارک کافونه؟ تک به تکِ کلماتش‌، حال عجیبی به جونگکوک میدادن جوری که با شنیدن "کافونه" بی طاقت لب گزید و نگاهش رو به سقف داد. کاش این سؤال هایی که داشتن جونش رو میگرفتن... همین الان تموم میشدن! -چرا منو نگاه نمیکنی؟ مگه من کافونه‌ی تو نیستم؟ فشار دندونای پسر کوچیکتر رو لبش بیشتر شد و نفسش به شمار افتاد. تهیونگ خبر داشت با این طوری حرف زدنش، داره چی به سرش میاره؟. -بسه... ژانر: پزشکی، روزمره، رمانس، انگست کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین دیلی من: In_blueside@
𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Kookv на Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    Прочтений 41,173
  • WpVote
    Голосов 2,955
  • WpPart
    Частей 9
خلاصه: جونگکوک مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته تهیونگ می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! تهیونگ صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که جونگکوک توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی تهیونگ رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و تهیونگ، حالا باید به دنبال راهی برای فرار باشه... ------------- "اگه میخوای از اینجا خلاص شی فقط دهنتو ببند کیم تهیونگ وگرنه خوشحال میشم یه عکس سلفی درحالی که از طناب آویزون و درحال جون دادنی باهات بگیرم." ------------- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hunter 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: BDSM, Mafia, Romance, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv
Raven [ ریوِن] на Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Прочтений 994,282
  • WpVote
    Голосов 126,150
  • WpPart
    Частей 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
☆MEMORIES☆ на Nargel2013
Nargel2013
  • WpView
    Прочтений 21,793
  • WpVote
    Голосов 1,720
  • WpPart
    Частей 26
جونگکوک عاشق همسر و خانوادشون بود اما شک های بیخودش اتیشی شد بر زندگیشون.... امپرگ_امگاورس_انگست_خاطرات _اسمات