من بخونم خوبه
85 stories
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 49,446
  • WpVote
    Votes 3,565
  • WpPart
    Parts 26
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
WENDIGO | VKOOK by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 3,652
  • WpVote
    Votes 630
  • WpPart
    Parts 31
_میزان آسیب رو نمی‌تونی حدس بزنی کارآگاه! _تو دیوانه‌ای وندیگو. _آره، دیوانه‌ی تو. مبتلا به جنونِ خون، تماشا کردن خونی‌که عضلاتت رو نقاشی کرده، منو مجنون می‌کنه؛ من شیفته‌ی این‌ هستم‌که بشینم و دونه به دونه‌ی زخم‌های عمیق بدنت رو لمس کنم و بعد... تو واسم از اینکه چقدر روح و جسمت به خون آغشته‌است، حرف بزنی. سال ۲۰۳۰؛ سن‌پترزبورگ ظهور یک شیطان و شروع یک قصه‌ی جنون‌آمیز! قاتل سریالی به نام "وندیگو" درحالی که سال‌های زیادی در سایه زندگی کرده و در اون تاریکی قدرت گرفته، با شروع به کشتارِ گناهکاران، پا به عرصه‌ی جرم و جنایت می‌ذاره. قاتلی که وحشت عجیبی رو به دل سیاسیون، مذهبیون، ثروتمندان و گروه‌های جنایت‌کار می‌اندازه... شرِ مطلقی که برای از بین بردن شرارت‌های ریز و درشت افراد جامعه خودش رو نشون می‌ده و نکته‌ی هیجان‌انگیز داستان اینه:«وندیگو کشش عمیق و مرموزی نسبت به کارآگاهِ پرونده‌اش، یعنی جونگکوک جئون داره. کارآگاهی که از جنایت‌های وندیگو بیزار نیست و به دنبال هیجانیه که اون مَرد واسش رقم می‌زنه.» Writer: Dmitri Couple: VKOOK Tag: Crime, Harsh, Dark Romance, Mafia, Smut Up: Sunday این فیکشن پاورباتمه؛ ولی اخلاق جونگ‌کوکش یه‌لیگِ دیگه‌است.
Daddy long lengs 🌈 vk by writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Reads 22,071
  • WpVote
    Votes 2,536
  • WpPart
    Parts 20
فیک : بابا لنگ دراز( full ) کاپل: تهکوک ، یونمین جونگ‌کوک همیشه می‌دونست، نگاه دوست پدرش بهش فرق می‌کنه. اون مرد ۴۰ ساله مرموز با لبخند و نوازش‌هاش حسش رو کمی نشون داده‌بود. اما همه‌چی جایی سخت میشه که متوجه میشه باید یک ماه با اون مرد داخل یک کشور دیگه زندگی کنه... ولی هیچ چیزی به راحتی و راستی حرف‌های گفته شده نبود... اون پسر فکرش هم نمی‌کرد دلتنگ رئیس سئول بشه وقتی مجبوره تو کشور دیگه‌ای بمونه! و اینجا شروع داستان رنگین‌کمان جئون کوچک با رئیس کیم بود. ژانر : فلاف، روزمره، عاشقانه، اسمات نویسنده: writermisha
𝖶𝗁𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖻𝗈𝗌𝗌 𝗄𝗇𝖾𝖾𝗅𝗌 | 𝖪𝗏 by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 2,922
  • WpVote
    Votes 442
  • WpPart
    Parts 5
این بوک رو توی اپ‌های داخلی نشر ندید. ˓˓ Одна часть ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌⋆ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖶𝗁𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖻𝗈𝗌𝗌 𝗄𝗇𝖾𝖾𝗅𝗌 ‌ ‌‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 کیم تهیونگ مدیرعامل موفق کمپانی مورگان بود که کارمندهاش معتقد بودن باید تاج لوسیفر رو توی جهنمی که ساخته بود روی سرش بذاره؛ اما اون‌ها که راز کوچولوی رئیسشون رو نمی‌دونستن، مگه نه؟ و البته که تهیونگ این رو به دیوارهای عایق صدای اتاقش مدیون بود. Tg channel: @Hansuoh
Andromeda ∥ آندرومدا {VKook, HopeMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 368
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 8
زمانی که توی پایگاه نظامی آمریکا توی کابل حوصله‌م سر رفته بود، گریه کردم و یکی از سربازها مجبور شد من رو بیرون ببره؛ اما من خیلی شیطونی کردم و گم شدم. خیلی اتفاقی پسربچه‌ای رو دیدم که اتفاقا همسن و سال خودم بود. اون پسر ازم خواست باهاش بازی کنم. ما داشتیم با هم بازی می‌کردیم که یهو صدای شلیک گلوله شنیدم. وقتی دیدم خون روی صورتم پاشیده، فهمیدم که اون پسر رو با گلوله زدن! وقتی روی زمین افتاد، پشت سرش نیروهای آمریکایی رو دیدم که تفنگ به دست ایستاده بودن. خیلی ترسیدم از اینکه من رو هم نشناسن و بهم شلیک کنن؛ اما اون‌ها با عجله نزدیکم شدن و خاک لباس‌هام رو تکوندن. اون‌ها به اون پسر شلیک کرده بودن، چون نزدیک من اومده بود! نزدیک منی که نوه‌ی فرماندهشون بودم! اما اگر من نوه‌ی مافوقشون نبودم و یکی از همون بچه‌هایی بودم که توی اون شهر زندگی می‌کرد، من هم همون لحظه می‌مردم؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: Andromeda نام داستان: آندرومدا Couple: Vkook, HopeMin کاپل: ویکوک، هوپمین Crime, Mystery, Melodrama, Romance, Angst, Smut, جنایی، رازآلود، ملودرام، عاشقانه، غم‌انگیز، اسمات ■ A Novel By Belladonna ■
Chamomile Tea ∥ چای بابونه {KookV, YoonMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 1,719
  • WpVote
    Votes 211
  • WpPart
    Parts 9
"کیم تهیونگ" مدل مشهوریه که تونسته زندگی تلخ گذشته‌ش رو در کنار یک زندگی آرام و عاشقانه همراه همسرش، تا حدی به فراموشی بسپاره و کم‌کم به خودش اجازه بده به رویای بزرگش که یک "طراح لباس" حرفه‌ای شدنه فکر کنه. اما همه چیز با ورود ناگهانی و سرزده‌ی یک مسافر کوچولو به هم می‌ریزه، زخم‌ها تازه می‌شن و کتاب خاطرات، دوباره ورق می‌خوره. ༺ Liberté Novels ༻ Name: Chamomile Tea نام داستان: چای بابونه Couple: KookV, YoonMin کاپل: کوکوی، یونمین Omegaverse, Drama, Mpreg, Romance, Angst, Smut امگاورس، درام، امپرگ، عاشقانه، انگست، اسمات ■ A Novel By Wave ■
A Distant Hazy Light | Kookv by mttinaa
mttinaa
  • WpView
    Reads 4,477
  • WpVote
    Votes 533
  • WpPart
    Parts 20
زندگی تهیونگ هميشه ساده و قابل‌ پیش‌بینی بود. او با بهترین دوستش زندگی می‌کند، درست همان‌طور که همیشه برنامه‌ریزی کرده بود وارد دانشگاه شده و به‌عنوان یک امگای بدون پیوند، مستقل و روی پای خودش وایساده. البته بخشی از درآمدش از این راه تأمین می‌شود که گاهی در دوران رات به آلفاها کمک می‌کند؛ کاری که برایش صرفا یک شغل است... تا زمانی که با مشتری جدیدی روبه‌رو می‌شود. اما وقتی برای همکاری با آلفایی به نام جونگ‌کوک استخدام می‌شود، همه‌چیز از مسیر عادی خارج می‌شود. در حالی که تهیونگ تلاش می‌کند دیوارهایی را که جونگ‌کوک دور خودش کشیده فرو بریزد، اما هرچه بیشتر به جونگ‌کوک نزدیک می‌شود، خودش بیشتر پشت دیوارهایی که از ترس و احساس ساخته پنهان می‌شود. 》Couples : kookv & yoonmin 》Genre : angst, omegaverse, smut, drama, romance
Blond by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 668,991
  • WpVote
    Votes 46,501
  • WpPart
    Parts 25
کیم تهیونگ امگایی با رایحه‌ی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمی‌تونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگ‌‌تر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمی‌آورد باشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
Royal Insult "فحش سلطنتی " KookV  by jyjtjnj
jyjtjnj
  • WpView
    Reads 4,140
  • WpVote
    Votes 611
  • WpPart
    Parts 13
انیگما چشم هاش رو با عصبانیت به هم فشرد و با خشم به طرفش امد و توی صورتش فریاد کشید : "جئون تهیونگ ، دست از این کارهات بردار من جفت توعم فهم_" با عصبانیت هلش داد و وسط حرفش پرید . "تو جفت منی مرتیکه ؟ تو کیر منم نیستی !!!" *** کیم تهیونگ ، اون آیدل و پلی بوی معروف فکرش رو نمیکرد با مسخره کردن یک داستان قدیمی، صبح که از خواب بیدار میشه قراره توی دنیای همون داستان گیر بیوفته و از قضا جفت پادشاه مرخرفشون بشه . ژانر : کمدی _ عاشقانه _ رمنس _اسمات _سلطنتی کاپل : کوکوی _ یونمین _نامجین تاریخ آپ :متغیر وضعیت : در حال آپ FR
PERYA | VKOOK by Kim__titi
Kim__titi
  • WpView
    Reads 2,219
  • WpVote
    Votes 362
  • WpPart
    Parts 4
«وان‌شات - پایان‌یافته» - جئون جونگ‌کوک. امگای مذکر با رایحه‌ی گلابی. + چند سالشه؟ - اون یه نمونه ژنتیکیه... سنی براش محاسبه نشده... چون حاصل دستاوردهای علمیه... یعنی خانواده‌ای نداره و توی آزمایشگاه‌های شرکت اِم‌اُ ساخته شده... نترس، اون هم مثل ما آدمه، عادی رفتار می‌کنه و پیر می‌شه‌... . . . - می‌تونی سفارش بدی. + منظورت احیاناً سفارش‌دادن همسر نیست که، نه؟ - چرا، اتفاقاً منظورم همینه! . . . کیم تهیونگ، رئیس جوان و بااستعداد شرکتی بزرگ؛ با وجود همه‌ی موفقیت‌ها و دستاوردهاش، زیر فشار اجبار پدربزرگش برای ازدواج گیر کرده بود و می‌خواست به ازدواجی غلط، تن بده. تا اینکه منشی و هم‌بازی کودکیش، نامجون، مانع شد و با پیشنهادی عجیب و غیرمنتظره، مسیر زندگی اون رو تغییر داد. . . . 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Omegavers, Romance, Smut, Fluff, Medical, Mpreg 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : TiTi . . . - این وان‌شات در چنل تلگرامی «MRJEONHUB» آپ شده. - ورژن جیکوک این کار هم توی بوک‌هام هست. - فایل این وان‌شات توی دیلیم هم هست: Telegram→iam_mahdiyeh