نویسنده داستان نصفه گذاشته
40 stories
♥︎𝖒𝖞 𝖔𝖒𝖊𝖌𝖆𓆉︎ by yizhanlove9
yizhanlove9
  • WpView
    Reads 2,478
  • WpVote
    Votes 421
  • WpPart
    Parts 10
ᵏᵃᵖᵉˡ : 𝐲𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 ᵗʸᵖᵉ : 𝐲𝐢𝐛𝐨 𝐭𝐨𝐩 ᵃᵘᵗʰᵒʳ : 𝐣𝐞𝐰𝐞𝐥(نگین)،(مهدیه) ᵍᵉⁿʳᵉ : 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐦𝐮𝐬𝐢𝐜, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐞𝐦𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ✍︎...[در حال آپ] . . اسم وانشات به فارسیش : امگای من تیکه ای از وانشات: از زبانه ییبو ... با کنجکاوی از جکسون پرسیدم _میدونی اسمش چیه؟ جکسون که چشماش برقی زده بود گفت ×انگاری آقا شیره جذب شازدمون شده _خفه شو جکسون همینطوری پرسیدم ×اره جون عمت . _خب نگفتی میدونی یا نه؟ جکسون ریز خندید و گفت ×نوچ ، نه فقط من هیچکس نمیدونه اون همیشه بطور یک شخص ناشناس میاد ، اما... . بدون اینکه نگاهمو ازش بگیرم پرسیدم _اما؟ ×اما بهش یه لقب دادن _لقبش چیه؟ ×red boy(پسر قرمز) ابروم ناخداآگاه رفت بالا تو دلم لقبی که بهش دادن رو تحسین کردم جکسون پوزخندی زد و گفت ×نیازی نیست تو چیزی بهم بگی ، از نگاهت بهش میشه همه چی رو فهمید. یهو سرمو برگردوندم و گفتم _چی رو فهمیدی؟! ×اینکه جذبش شدی ، اما نمیخوای قبول کنی. _نخیرم ، من فقط از صداش خوشم اومد صداش با ترکیب این آهنگی که میخونه قشنگه واسه همین پرسیدم . . . پ.ن: قشنگا می‌دونم ژانر امگاورس و امپرگ دوست دارید اونم چی ییبو تاپ و خب دلم نیومد دارم براتون آپ میکنم و باید بگم این وانشات رو من ننوشتم بلکه اولین نویسندگی رفیقم
Silence by Yasi_100
Yasi_100
  • WpView
    Reads 250
  • WpVote
    Votes 49
  • WpPart
    Parts 3
عنوان: سکوت کاپل: ییجان ژانر: عاشقانه، روانشناختی، جنایی، اسمات وضعیت: به زودی خلاصه: شیائو جان، پسری با گذشته‌ای تاریک، در سکوتی مطلق فرو رفته؛ سکوتی که حتی روانشناس‌ها هم نتوانسته‌اند آن را بشکنند. تنها پشت پرده‌ی موهای بلندش نفس می‌کشد، و به زمین خیره می‌شود. وقتی وانگ ییبو، روانشناس جوان، وارد زندگی‌اش می‌شود، نه کلمات بلکه نگاه‌ها آغازگر داستانی می‌شوند که میانشان شکل می‌گیرد؛ داستانی که مرز میان عشق و جنون، نجات و سقوط را در هم می‌شکند. اما هرچه ییبو به او نزدیک‌تر می‌شود، دیوارهای خاموشی ترک برمی‌دارند و رازهایی سر برمی‌آورند که می‌توانند هر دو را با خود به تاریکی بکشند. + می‌دونی سکوتت ترسناک‌تر از هر حرفیه که می‌تونی بزنی؟ _ حرف زدن... یعنی بیدار کردن چیزایی که بهتره خواب بمونن. + اما اینجوری اونی که نابود میشه تویی! _ آدم‌ها نمی‌فهمن... بعضی صداها رو نمی‌شه خاموش کرد، فقط می‌شه یاد گرفت باهاشون زندگی کرد...
جنون عشق  by Yasi_100
Yasi_100
  • WpView
    Reads 7,852
  • WpVote
    Votes 981
  • WpPart
    Parts 20
❦ ᶜᴼᵁᴾᴸᴱ:yizhan, ChanBaek, Hunhan ❦ ᴳᴱᴺᴰᴱᴿ: Smut/BDSM/ANGST/DARK/KINK ❦ ᵂᴿᴵᵀᴱᴿ: yasi عشق خطرناک و جنون‌آوری که یک رئیس شرکت رو گرفتار خودش می‌کنه، حالا اون حاضر برای نگهداشتن عشقش از هر روشی استفاده کنه! حتی اگه به زندانی کردن جواهرش توی یک قفسه از جنس طلا ختم شه... قسمتی از فیک: با همون خشمی که هر لحظه بیشتر توی وجودش ریشه می‌زد، رو به تن لرزون همسرش فریاد زد:" سریع لخت شو ژان، تا بیشتر از این عصبی نشدم." نمی‌خواست نافرمانی کنه، ولی بدنش از اون دستور نمی‌گرفت. از ترس بیشتر توی خودش جمع شد. این معطل کردن‌ها باعث شد، ییبو بیشتر فوران کنه و با قدم‌های محکم و سریع خودش رو به جسم مچاله شده‌ی ژان برسونه و خودش دست به کار شه...⛓️🔞 وضعیت: درحال آپ/ روزهای: شنبه، دوشنبه، چهارشنبه
♡  Silent  for 13 yaers 1 & 2 ♡  by ARALIA_H
ARALIA_H
  • WpView
    Reads 21,069
  • WpVote
    Votes 3,981
  • WpPart
    Parts 47
Write by ARALIA FULL PART 1 آپدیت فصل دوم پنجشنبه ها همچنین میتونید آپدیت این فیک رو در چنل @YizhanStories در تلگرام هر سه شنبه ساعت ۸ شب دریافت کنید.. یعنی دو روز زودتر از آپدیت واتپد! Copel: Yizhan ♡مقدمه♡ اینجا چی کار میکردم؟! الان.. این لحظه.. این تاریخ.. این ثانیه.. این بالا.! حس کردن باد سردی که به بدنم برخورد میکرد آتش درونم رو اروم می کرد؟! عطشم به انتقام رو‌ میخوابوند؟! به پایین نگاه کردم.. به شهر همیشه در شلوغی.. به چراغای رنگیش.. به مردمی که هر کدوم توی حال خودشون قدم میزدن.. یه نفر دخترش خونه منتظر بود تا نقاشیش رو ‌نشون پدرش بده و دیگری شاید مریضی توی بیمارستان انتظارش رو‌ می کشید.. یکی برای کمک به دیگری قدم برمی داشت و دیگری شاید برای قتل؟! تجاوز؟! چرا انقدر تناقض توی این دنیای زمینی وجود داشت؟! چرا انقدر پاکی در مقابل ناپاکی؟! چرا یکی به قصد کشت قدم برمی داشت و یکی به قصد نجات؟! چرا انقدر مردم خوب و بد دارن؟! چرا گاهی مردم دست به تجاوز میزنن؟! چرا به پاکی و ناپاک شدن دیگری اهمیتی نمیدن؟! چرا یکی دیوونه است؟! یکی سالم؟! چرا روانشناسا گاهی به احساسات مریضاشون دقت نمیکنن؟! چرا ادمایی که میل به زجر دادن بقیه دارن قبل از انجام دادنش به پزشک مراجعه نمیکنن؟!! انقدر سخته؟! خوب بودن.. واقعا انقدر سخته؟! نمیدونم چی فکر میکن
,, Please don't blame me ,, by 0zeynab0
0zeynab0
  • WpView
    Reads 1,098
  • WpVote
    Votes 175
  • WpPart
    Parts 10
لطفا من رو سرزنش نکن ژانر : جنایی گانگستری ، اسمات . ییبو تاپ جان با ناباوری به ییبو نگاه کرد و گفت لطفا منو سرزنش نکن این حرف جان باعث شد پوز خندی مزاحم بر روی لب های ییبو شکل بگیره ..................... هنوزم‌ دوسش داشت ولی نمی تونست قبولش کنه اون واقعا بازیچه شده بود کاش همون روز اول از خونه بیرون انداخته بودش کاش هیچوقت ..🖤🖤 ............. جان گه لطفا برگرد .... #yizhan # yibo #zhan
امگای وانگ by medus_yizhan
medus_yizhan
  • WpView
    Reads 8,423
  • WpVote
    Votes 1,592
  • WpPart
    Parts 15
توی دنیایی که سه خاندان برتر یک کشور رو اداره میکنن چی میشه اگه دو تا از این خانواده ها بچه هاشون رو مجبور به جفت شدن بکنن؟ و چی میشه که امگای داستان الفارو نخواد؟ ییبو تاپ ییبو الفا جان امگا ژانر: امگاورس، فانتزی، مافیایی، ازدواج اجباری، بی ال، انگست، اسماتتتت😂 روز های اپ:معلوم نیست ببینم چقد حمایت میشه دیگه همینا
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒂𝒗𝒊𝒐𝒓 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 "ییژان"  by nasrinfatehi
nasrinfatehi
  • WpView
    Reads 2,046
  • WpVote
    Votes 250
  • WpPart
    Parts 22
"نجات دهنده ی زندگی" "نجات دهنده ی زندگی من در واقع تو بودی که با اومدنت رنگ روشنایی رو به زندگیم زدی" "دیگه نمیخوام مثل گذشته حسرت بخورم و ناراحت باشم" "الان تنها چیزی که خوشحالم میکنه و میخوام بهش فکر کنم،تویی" "واسه اینکه بتونم خوشحال باشم و زندگی خوبی داشته باشم،بهت نیاز دارم" "ممنونم که اومدی و با اومدنت زندگیمو از تاریکی مطلق بیرون آوردی"
[You are my destiny season 2]~(Yizhan) by Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Reads 31,796
  • WpVote
    Votes 8,442
  • WpPart
    Parts 63
اسم: تو سرنوشت منی! کاپل اصلی: ییژان [ییبو تاپ] کاپل فرعی: نامجین ژانر: رومنس، انگست، اکشن، امگاورس، یه چسه درام، اسماااات، امپرگ - 𝐢𝐭 𝐝𝐨𝐞𝐬𝐧'𝐭 𝐦𝐚𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐢𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐦𝐞. 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐦𝐲 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲, 𝐚𝐧𝐝 𝐲𝐨𝐮'𝐥𝐥 𝐚𝐥𝐰𝐚𝐲𝐬 𝐛𝐞. - اهمیتی نداره اگه دوستم نداری. تو سرنوشت منی و همیشه هم خواهی بود.𔘓 نویسنده: گلس ویراستار: میدوریا
call me master  by raha_panah
raha_panah
  • WpView
    Reads 8,502
  • WpVote
    Votes 885
  • WpPart
    Parts 58
genre: mafia, bdsm, romance, smut, action type: zsww writer: raha گاهی فقط یک امضای کوچیک باعث دردسره. اما این‌بار دردسری خو خواسته. ییبو برای نجات پدرش از یک ورشکستگی بزرگ تن به یک قرارداد میده... قراردادی که به بزرگترین دردسر زندگیش تبدیل میشه و... شیائوجان رئیس یک باند مافیایی تو قلب پکنه مردی که قلبش سیاه و ذاتش با خون و جنایت عجین شده با گذشته‌ای عجیب حالا یک برده جدید داره که اون رو به گذشته‌ش میبره بخشی از فیک: دست‌اش را روی زخم‌اش گذاشت و وارد یک کوچه‌ی تاریک شد. صدای آژیر پلیس از هرطرف شنیده میشد و زخمش وخیم‌تر از ان بود که بتواند حتی یک قدم دیگر بردارد. دست‌اش را به دیوار گرفت و به سختی خودش را به اولین پله‌ای که دید رساند و به سختی نشست. امیدوار بود خواهرش بتواند به موقع خودش را برساند وگرنه نمیدانست میتواند زنده بماند یا نه. در حال خودش بود که در باز شد و قامت کسی نمایان شد. -پس اونا دنبال تو میگردن. احتمالا اکنون عکس‌اش همه‌جا پخش شده بود. به سختی آب دهانش را قورت داد به پسر خیره شد تاریکی اجازه نمیداد جایی را ببیند، با صدای دو رگه شده‌ای گفت-کمکم کن. پسر قدمی عقب رفت و گفت- من نمیتونم... اخمی کرد به هرحال او از یک بچه انتظار بیشتری نداشت.
گرگ خون‌آشام (Vampire Wolf) by Nirvana_Aa
Nirvana_Aa
  • WpView
    Reads 186
  • WpVote
    Votes 36
  • WpPart
    Parts 3
گرگ خون‌آشام... داستان به حقیقت پیوستن افسانه‌ای‌ست چندصد ساله... افسانه‌ای که آرزوی محال گرگینه‌ها و کابوس همیشگی خون‌آشام‌هاست. * داستان دگرگون شدن زندگی خون‌آشامی طرد شده به دست نوزادی‌ست که همه به دنبال نابودی‌اش هستند. Genre: Romance , Omegaverse , SuperNatural , Smut