Loveee
12 stories
My Heart Is Glowing Fluorescent (Persian Translation) | Woosan by ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Reads 26,405
  • WpVote
    Votes 3,271
  • WpPart
    Parts 20
〴︎Summay ৲︎ جانگ وویونگ خودش رو آدم نسبتا خوش‌شانسی تلقی می‌کرد، زندگی راحتی داشت و با جریان پیش می‌رفت؛ برای همین زمانی که به‌ ناچار با یک قرارداد مستر/پت، اون هم با چوی سان، کسی که برت‌هایی مثل اون رو رام می‌کرد، تنها برای کمک به دوستش برای پس دادن قرضش موافقت کرد، با خودش فکر کرد که شاید خوش‌شانسیش تموم شده بود. با این وجود، وویونگ خیلی زود یاد گرفت کدوم یکی از اون‌ها کنترل رابطه رو در دست داشت و با گذر زمان، متوجه شد که نه تنها از نقشی که بازی می‌کنه لذت می‌بره، بلکه حضور مردی که سعی در رام کردنش داشت رو هم دوست داره. 〴︎Translator: Soodeh 〴︎Couple: Woosan 〴︎Genres: PetPlay, Romance, Smut, Angst
Unknown | WOOSAN by jwyluv
jwyluv
  • WpView
    Reads 2,142
  • WpVote
    Votes 390
  • WpPart
    Parts 6
دوتا پسر که یکیشون مجبور به قایم کردن خود واقعیشه و یکی دیگه نمیتونم از گذشته اش بگذره ژانر: رمانتیک، انگست، امپرگ، امگاورس
ring of love  by SanShineHobii
SanShineHobii
  • WpView
    Reads 2,043
  • WpVote
    Votes 363
  • WpPart
    Parts 12
... از یه گوشه یه روزنه نور دیدم و صدای آهنگ آشنایی میومد ... حتما کسی اون جاست . دویدم سمتش و درو باز کردم و اصلا انتظار نداشتم با اون صحنه روبرو بشم . یه باشگاه بود که از ظاهرش حدس زدم باید باشگاه بوکس باشه چون کلی طناب ، وزنه ، دستکش و رینگ اون جا بود ولی چیزی که بیش تر از همه جالب بود این بود که من اونجا تنها نبودم . یه پسر دیگه هم بود که داشت پی در پی به یکی از کیسه ها مشت میزد . انگار دلش از یچی حسابی پر بود و مطمئنم اگه هدفش به جای اون کیسه ، یه آدم بود حتما هیچی از استخوناش نمونده بود ... ... سان تاریکی رو توی زیبایی وویونگ و وویونگ زیبایی رو توی تاریکی سان پیدا کرد ...
Panacea | Woosan fanfiction by Shin_bloom
Shin_bloom
  • WpView
    Reads 3,902
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 22
"تو... توام یه خاکستری ای!" "آره... ولی من یه خاکستریم که میخواد خاکستری لعنتی تو باشه!" ~خلاصه: وویونگ یه پالت رنگه... کسیه که توی رنگ ها و حس ها قوطه‌وره. سان خاکستریه و درکی از احساسات نداره. وقتی یکیشون ناخواسته مکنده رنگ های دیگری شده و تنها هاله ای از طیف های خاکستری به جا میذاره و دیگری با کمال میل می‌بازه. و این دقیقترین برداشت از یک عشق سمیه. ~کاپل ووسان ~رمنس، درام، انگست، روزمره، روانشناختی، هپی اند •اتمام یافته
confession by SanShineHobii
SanShineHobii
  • WpView
    Reads 203
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 1
بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه ...
Game Of Love by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 15,867
  • WpVote
    Votes 2,304
  • WpPart
    Parts 22
یه شرط بندی بچگونه که زندگیشون رو عوض کرد! کی فکرشو میکرد چوی بومگیو و چوی یونجون، دانشجو های دبیرستان، از نفرت زیادشون به هم دیگه شرطی ببندن که باعث بشه به عقل خودشون شک کنن؟! اون شرط بندی... اون بازی... هیچ چیز دیگه عادی نبود. اونا وارد بازیی شده بودن که دیگه حالا باید برای نجات جون خودشون به اتمام می رسوندنش! --------------------- -کامل شده-
Agust D 1 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 100,850
  • WpVote
    Votes 17,209
  • WpPart
    Parts 45
فیک ترجمه شده.کامل شده. روز شوگا به اندازه کافی بد هست. دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه. مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش. خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه. امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه. یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص Written by: hopefullylost سوپ: سوییچ کوکوی: کوکی تاپ نامجین: جین تاپ جیمین و ریچارد: جیمین باتم
[ -𝐍𝐞𝐮𝐫𝐚𝐬𝐭𝐡𝐞𝐧𝐢𝐚 ] by HunhyunKim
HunhyunKim
  • WpView
    Reads 25,294
  • WpVote
    Votes 5,013
  • WpPart
    Parts 34
Neurasthenia: یک نوع بیماری روانی به معنای روان خسته است. این بوک شامل معانی اصطلاحات،رنگ‌ها و بیماری‌هایی هستش که توی شخصیت سازی کرکتر و یا انتخاب اسم برای فیکشن،بهتون کمک می‌کنه و می‌تونید ازش ایده بگیرید.
•𝑫𝒊𝒗𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒎𝒆𝒐𝒔༄ by LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Reads 218,179
  • WpVote
    Votes 52,696
  • WpPart
    Parts 25
✤ خلاصه↶ طلاق، بنظر میرسید آخرین راه نجات بکهیون و چانیول بعد از ازدواج فاجعه بار یک ساله ‌شون باشه. ولی چی میشه اگه سرنوشت بعد از دوسال زندگی سینگلی و رابطه های بی ثمر دوباره رومئوهای بد اخلاقو بهم برسونه؟! ‌ ✤ کاپل⇜ چانبک ✤ ژانر⇜ فلاف، کمدی، رمنس ✤ محدودیت سنی⇜18+ ✤ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw ✤ وضعیت⇜تمام شده #1 on طنز #1 on comedy #1 on کمدی #1 on اسمات #1 on رمنس #1 on عاشقانه #1 on فلاف #1 on چانبک #1 on Chanbaek
His eyes [Completed] by Harlein_Queen
Harlein_Queen
  • WpView
    Reads 139,113
  • WpVote
    Votes 35,187
  • WpPart
    Parts 56
[BOOK 1] بیون بکهیون روانپزشکی که به دلیل قوانین مزخرفی که در بیمارستانشون در مورد برخورد با بیمارها داشتن و اونها رو آزار میدادن مجبور به استعفا شد و به دنبالش درخواست فعالیت در یک بیمارستان روانی خوشنامی رو داد که به برخورد خوبشون با بیمارها شهرت داشت. و فعالیت در بیمارستان جدید، نقطه ی آغاز تمام ماجراها شد... ................................... عشق علاوه بر وجهه ی مقدس و شیرینش، دارای وجهه ای تلخ و بیرحم هم هست... .................................. "لعنت به روزی که دیدمت... لعنت به چشم هات..." کاپل: چانبک ژانر: روانشناسی، درام، انگست، رمنس، هپی اند وضعیت: کامل شده نویسنده: هارلین کویین #1 angest #1 kai #1 sehun #1 انگست #1 روانشناسی #2 درام