Chanbeak
199 stories
The weakening of the exile of the moon by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 12,080
  • WpVote
    Votes 2,716
  • WpPart
    Parts 42
میشه با همه‌چی جنگید؟! آره یا نه؟! با چه چیزهایی نمیشه جنگید؟! ترس؟! حس پوچی؟! عشق؟! چطور میشه چیزی که نمی‌شه باهاش جنگید رو شکست داد؟! وقتی هیچی نیست اما هست ولی نمی‌دونی چطوریه که هم هست و هم نیست باید چی کار کرد؟! این چیزهای نجنگیدنی چی هستن که هستن ولی نیستن؟! سال‌ها پیش تمام موجودات تصمیم گرفتن دیگه ساحرها نباشن. ازبین برن و هیچ بشن. جوریکه وجودشون اول برای بچه‌ها قصه بشه و بعد کاملا فراموش بشن و یه روزی یکی بگه اصلا مگه میشه همچین موجوداتی هم باشن؟! همه‌ی دنیا موفق شد همه‌ی ساحرها رو ازبین ببره اما یک نفر باقی‌موند! یک نفری که ارباب ماه شد، اژدهایان رام خونِ آتشش شدن و تو کاخ سایه و خونش، وسط آتش زنده، تارک دنیا شده بود و تنها در مقابل تمام دنیا ایستاده بود تا اینکه یه جادوگر تصمیم گرفت سحر این ساحر رو جادو کنه، جادوگری که از رگ‌های پر از آتش ارباب ماه فقط و فقط یکم گرما می‌خواست...خیلی کم. حتی به اندازه‌ی هیچی!!! ༯꩟‌ ĈØЦPĿЄ: chanbaek ༯꩟‌ ǤЄИRЄ: Romance, Supernatural, Horror ༯꩟‌ 🔞NC+18 ༯꩟‌ ÂЦƚĦØR: Miyuna ༯꩟‌ (completed)
Ruin by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 2,669
  • WpVote
    Votes 782
  • WpPart
    Parts 22
روزمرگی عشق انتخابی ‌اجبار لحظات تنهایی رنگ پریدگی صورت لبخند شبگردی اشک تو کوچه‌های خواب پیری چروک امید وارونگی دمای قلب ︶𝆺𝅥⏝𝆹𝅥︶ever𖢅never︶𝆹𝅥⏝𝆺𝅥︶ ‌ چانیول نمی‌دونست دادن چه اسمی می‌تونه به دفتر خاطراتش درست باشه. اون هنوز برای هرچیزی اول عشق بود. قلمش موقع نوشتن عشق تو بالاترین نقطه‌ی اولین صفحه‌ی زندگیش، بین انگشت‌های خشکش گیر کرده بود و هرچی به مچ دستش نگاه می‌کرد، نمی‌تونست بفهمه چطور باید حرکتش بده. رشته‌های ندیدنی عشقی که همیشه تو رگ‌هاش سرگردون بود و بی‌خانمان می‌موند تا همه جا باشه و هیچ جا نباشه؛ دوباره زمانش رو متوقف کرده بود تا با کلمه‌ی بهتری داستان رو شروع کنه و دوباره اون همه رنجش و اذیت و فشار رو تحمل نکنه ولی اون کلمه چی بود؟! اگه عشق اولین انتخاب نبود پس چی بود؟! 𔐬couple: chanbeak 𔐬Genre: romance, action, fluff 𔐬‌꯭‌⃫🔞NC+18 شاید بکهیون!!!
LENORA ✧ by ByunHera6104
ByunHera6104
  • WpView
    Reads 46,599
  • WpVote
    Votes 6,710
  • WpPart
    Parts 54
خلاصه؛ وقتی دو روح زخمی به‌هم میرسن، اونجاست که عشق معنا پیدا میکنه... داستان عشق بین دو روحِ آسیب دیده، دو جسم و شخصیت کاملا متضاد. دو نفر که قهرمان و نور زندگیِ هم شدن. پارک چانیول، قهرمان ملیِ موتورسواری و بیون بکهیون، بهترین جراح آینده‌ی سئول. ✵✵✵ لنورا؛ به معنی باریکه‌ی نوری که در اعماق تاریکی نمایان میشه. ✨کاپل‌ها﹕چانبک ⋆ کایسو ✨ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ درام ✨محدودیت سنی: +18 ✨نویسنده﹕ Hera ✨ادیتور﹕Loey -برای اطلاع از روند آپ، در چنل زیر داخل تلگرام جوین بشید ❗ @VersionsOfCB
Deceiver  by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 164,097
  • WpVote
    Votes 33,067
  • WpPart
    Parts 62
💥عنوان: فریبکار 💥ژانر: امگاورس اسمات امپرگ انگست 💥کاپل: چانبک 💥نویسنده: golabaton 💥وضعیت: کامل شده 🥀خلاصه من بکهیون عاشق آلفای برادرم شدم....آلفایی که حتی جفت حقیقیم هم نبود یه عاشق هر کاری میکنه....حتی اگه اون کار خوابیدن با آلفای برادرش باشه...شده با فریب... و من یه فریبکارم....
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,293
  • WpVote
    Votes 3,684
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
whip music  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 7,891
  • WpVote
    Votes 935
  • WpPart
    Parts 9
◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨► نوت و شلاق... سابسیمو و دامینیت... عشق و شهوت... بوس و شیطنت... جرقه‌های عشق همه‌جا سر و کله‌شون پیدا میشه حتی داخل خود آتیش... چانیول روزی که یتیم خونه رو ترک کرد و تمام پولش رو داد یک گیتار تا با آهنگ زدن زندگیش رو بسازه... اصلا فکرش رو هم نمی‌کرد زندگی یکهو بشه براش نوازنده و موسیقی عشق...تنها یک جز از هزاران قسمت خوشبختیش باشه... اون رد خُرده نوت‌های موسیقی رو روی یک کت سیاه گرفت و آخرش به جایی رسید که جای راه رفتن تو مسیر عشق...بوسه بره روی تن تجسم ضربان قلبش... بکهیون فکرش رو هم نمی‌کرد وقتی همیشه کت‌های بلند روی شونه‌اش می‌ندازه تا گرم بشه، یک روز گرما رو ببینه که داره بهش لبخند می‌زنه. براش آهنگ می‌زنه و دل‌گرم و سرگرمش می‌کنه.انکارش نمی‌کرد...اون زودتر عاشق شد ولی دیرتر عاشقی کرد... ¢໐นplē: baekyoel/chanbaek (ورس) 𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚:since of life, romance, smut, BDSM, +21 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧: ‌Miyuna Ӂ: ◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨►
When I See U by kaisa1998
kaisa1998
  • WpView
    Reads 34,026
  • WpVote
    Votes 6,109
  • WpPart
    Parts 60
کاغذ های توی دستش رو روی میز پرت کرد و با صدای خیلی بلندی شروع کرد به داد زدن: _ تو یه احمقی! احمقی که هیچی حالیش نیست! حتی یه گزارش ساده رو هم نمیتونی بنویسی! این صدای رئیسش بود! رئیس کوتوله ای که با تمام خودخواهیش ؛ کارمند تازه واردش رو مجبور به انجام کار های عجیب غریب میکرد! اون هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی قراره ، توی همین اتاق و روی همین میز ؛ توسط کارمند احمق درازش به فاک بره ! و برای جلوگیری از پخش هرگونه شایعه و خبر ، مجبور باشه که قرار های بعدیشون رو توی خونه ی پدرش ؛ رئیس بیون بزرگ، بگذرونه ! ژانر : کمدی _ اداری _ اسمات * کامل شده *
𝓡𝓮𝓿𝓲𝓿𝓪𝓵 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓽𝓪𝓽𝓲𝓬 𝓭𝓪𝓻𝓴 by itsthebanshee
itsthebanshee
  • WpView
    Reads 2,612
  • WpVote
    Votes 364
  • WpPart
    Parts 51
«بکهیون تبعید شده ای هست که با زخم بال های قطع شده اش دست و پنجه نرم میکنه ، زخمی که میتونه اون رو بکشه. قصه ؛ قصه یک نفرینه ، نفرینی به اسم بکهیون ، کسی که زخمی روی شونه هاش هست ، تقدیر روی اون نمک میریزه و اون پیچ و تاب میخوره و بقیه فکر میکنن که میرقصه ، در حالی که هرکسی با هیولایی در زندگی خودش میجنگه، بکهیون در اون جنگ به همون هیولا تبدیل شده.» برشی از داستان ✍🏻: دست هاشو از بازو به شونه و درنهایت به زخم ها رسوند که شبیه گوشت مرده و فاسدی اون پشت خودنمایی میکردن ؛ انگشت هاشو روی زخمهای نیمه لخته شده کشید و درد رو بیشتر کرد، از ته قلب از اون زخم متنفر بود اما هیچ وقت نفهمید با هربار فشار دادن انگشت هاش توی اون زخم های کهنه به چی میرسه در حالی هر روز اون زخم یاداور این بود که اون همه مردگان بود ... دور افتاده از حال و اینده و محبوس گذشته ... برای همه ابلیس شد اما ، خودش فاوست کسی دیگر بود ... دنیا کی برای او عادلانه به پایان میرسید ؟ ⋄✺━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✺⋄ ╔𝐑𝐞𝐯𝐢𝐯𝐚𝐥 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐚𝐭𝐢𝐜 𝐝𝐚𝐫𝐤‌ ☯︎ ║ name: تجدید سیاه ساکن ༒ ║ Genre:رومنس/ فانتزی_گاتیک/‌ انگست༒ ║ Couple: چانبک ༒ ║ 1398-1400 ➥ ❨ 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ❩
 Lily of the valley: Muguet (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 147,814
  • WpVote
    Votes 25,300
  • WpPart
    Parts 17
بکهیون یه پزشک جامعه ستیز و منزویه که با توانایی ماوراطبیعیش میتونه تعداد روزهای باقی مونده از عمر آدمارو به شکل یه عدد بالای سرشون ببینه. اون ازدواج کرده، یه دختربچه داره و درظاهر کلی موفقه اما تو تمام دنیای تیره و تاریکش، فقط یکنفر هیچ عددی بالای سرش نداره و به بکهیون نمیگه چه موقع قراره بمیره. اون شخص کسی نیست جز همسر سابقش، پلیس جذابی به اسم پارک چانیول. 𖤐⃟🌱Fɪᴄ: Lɪʟʏ ᴏғ ᴛʜᴇ ᴠᴀʟᴇʏ: Mᴜɢᴜᴇᴛ 𖤐⃟🌱Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Sᴜʀʀᴇᴀʟ 𖤐⃟🌱Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ موگه یه فیکشن کوتاه و نمادینه.