Chanbeak
199 stories
LENORA ✧ by ByunHera6104
ByunHera6104
  • WpView
    Reads 41,601
  • WpVote
    Votes 6,086
  • WpPart
    Parts 50
خلاصه؛ وقتی دو روح زخمی به‌هم میرسن، اونجاست که عشق معنا پیدا میکنه... داستان عشق بین دو روحِ آسیب دیده، دو جسم و شخصیت کاملا متضاد... دو نفر که قهرمان و نور زندگیِ هم شدن. پارک چانیول، قهرمان ملیِ موتورسواری و بیون بکهیون، بهترین جراح آینده‌ی سئول. ✵✵✵ "من لنورام. اون اینطوری صدام میکنه و این رو حتی از اسمم هم بیشتر دوست دارم. اون قهرمانمه و میگه من نور زندگیشم. اما چندوقته که حالم اصلا خوب نیست... میشه... میشه لطفا بهش بگید ترکم نکنه؟ بهش بگید که اگه اینطوری بره، لنوراش برای همیشه خاموش میشه. من از تنهایی و تاریکی میترسم..." ✵✵✵ لنورا؛ به معنی باریکه‌ی نوری که در اعماق تاریکی نمایان میشه. ✨کاپل‌ها﹕چانبک ⋆ کایسو ✨ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ درام ✨محدودیت سنی: +18 ✨نویسنده﹕ Hera ✨ادیتور﹕Loey -برای اطلاع از روند آپ، در چنل زیر داخل تلگرام جوین بشید ❗ @VersionsOfCB
Deceiver  by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 159,221
  • WpVote
    Votes 32,802
  • WpPart
    Parts 62
💥عنوان: فریبکار 💥ژانر: امگاورس اسمات امپرگ انگست 💥کاپل: چانبک 💥نویسنده: golabaton 💥وضعیت: کامل شده 🥀خلاصه من بکهیون عاشق آلفای برادرم شدم....آلفایی که حتی جفت حقیقیم هم نبود یه عاشق هر کاری میکنه....حتی اگه اون کار خوابیدن با آلفای برادرش باشه...شده با فریب... و من یه فریبکارم....
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 15,934
  • WpVote
    Votes 3,359
  • WpPart
    Parts 29
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
whip music  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 7,459
  • WpVote
    Votes 900
  • WpPart
    Parts 9
◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨► نوت و شلاق... سابسیمو و دامینیت... عشق و شهوت... بوس و شیطنت... جرقه‌های عشق همه‌جا سر و کله‌شون پیدا میشه حتی داخل خود آتیش... چانیول روزی که یتیم خونه رو ترک کرد و تمام پولش رو داد یک گیتار تا با آهنگ زدن زندگیش رو بسازه... اصلا فکرش رو هم نمی‌کرد زندگی یکهو بشه براش نوازنده و موسیقی عشق...تنها یک جز از هزاران قسمت خوشبختیش باشه... اون رد خُرده نوت‌های موسیقی رو روی یک کت سیاه گرفت و آخرش به جایی رسید که جای راه رفتن تو مسیر عشق...بوسه بره روی تن تجسم ضربان قلبش... بکهیون فکرش رو هم نمی‌کرد وقتی همیشه کت‌های بلند روی شونه‌اش می‌ندازه تا گرم بشه، یک روز گرما رو ببینه که داره بهش لبخند می‌زنه. براش آهنگ می‌زنه و دل‌گرم و سرگرمش می‌کنه.انکارش نمی‌کرد...اون زودتر عاشق شد ولی دیرتر عاشقی کرد... ¢໐นplē: baekyoel/chanbaek (ورس) 𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚:since of life, romance, smut, BDSM, +21 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧: ‌Miyuna Ӂ: ◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨►
When I See U by kaisa1998
kaisa1998
  • WpView
    Reads 32,083
  • WpVote
    Votes 5,947
  • WpPart
    Parts 60
کاغذ های توی دستش رو روی میز پرت کرد و با صدای خیلی بلندی شروع کرد به داد زدن: _ تو یه احمقی! احمقی که هیچی حالیش نیست! حتی یه گزارش ساده رو هم نمیتونی بنویسی! این صدای رئیسش بود! رئیس کوتوله ای که با تمام خودخواهیش ؛ کارمند تازه واردش رو مجبور به انجام کار های عجیب غریب میکرد! اون هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی قراره ، توی همین اتاق و روی همین میز ؛ توسط کارمند احمق درازش به فاک بره ! و برای جلوگیری از پخش هرگونه شایعه و خبر ، مجبور باشه که قرار های بعدیشون رو توی خونه ی پدرش ؛ رئیس بیون بزرگ، بگذرونه ! ژانر : کمدی _ اداری _ اسمات * کامل شده *
𝓡𝓮𝓿𝓲𝓿𝓪𝓵 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓽𝓪𝓽𝓲𝓬 𝓭𝓪𝓻𝓴 by itsthebanshee
itsthebanshee
  • WpView
    Reads 2,313
  • WpVote
    Votes 364
  • WpPart
    Parts 51
«بکهیون تبعید شده ای هست که با زخم بال های قطع شده اش دست و پنجه نرم میکنه ، زخمی که میتونه اون رو بکشه. قصه ؛ قصه یک نفرینه ، نفرینی به اسم بکهیون ، کسی که زخمی روی شونه هاش هست ، تقدیر روی اون نمک میریزه و اون پیچ و تاب میخوره و بقیه فکر میکنن که میرقصه ، در حالی که هرکسی با هیولایی در زندگی خودش میجنگه، بکهیون در اون جنگ به همون هیولا تبدیل شده.» برشی از داستان ✍🏻: دست هاشو از بازو به شونه و درنهایت به زخم ها رسوند که شبیه گوشت مرده و فاسدی اون پشت خودنمایی میکردن ؛ انگشت هاشو روی زخمهای نیمه لخته شده کشید و درد رو بیشتر کرد، از ته قلب از اون زخم متنفر بود اما هیچ وقت نفهمید با هربار فشار دادن انگشت هاش توی اون زخم های کهنه به چی میرسه در حالی هر روز اون زخم یاداور این بود که اون همه مردگان بود ... دور افتاده از حال و اینده و محبوس گذشته ... برای همه ابلیس شد اما ، خودش فاوست کسی دیگر بود ... دنیا کی برای او عادلانه به پایان میرسید ؟ ⋄✺━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✺⋄ ╔𝐑𝐞𝐯𝐢𝐯𝐚𝐥 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐚𝐭𝐢𝐜 𝐝𝐚𝐫𝐤‌ ☯︎ ║ name: تجدید سیاه ساکن ༒ ║ Genre:رومنس/ فانتزی_گاتیک/‌ انگست༒ ║ Couple: چانبک ༒ ║ 1398-1400 ➥ ❨ 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ❩
 Lily of the valley: Muguet (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 141,973
  • WpVote
    Votes 24,920
  • WpPart
    Parts 17
بکهیون یه پزشک جامعه ستیز و منزویه که با توانایی ماوراطبیعیش میتونه تعداد روزهای باقی مونده از عمر آدمارو به شکل یه عدد بالای سرشون ببینه. اون ازدواج کرده، یه دختربچه داره و درظاهر کلی موفقه اما تو تمام دنیای تیره و تاریکش، فقط یکنفر هیچ عددی بالای سرش نداره و به بکهیون نمیگه چه موقع قراره بمیره. اون شخص کسی نیست جز همسر سابقش، پلیس جذابی به اسم پارک چانیول. 𖤐⃟🌱Fɪᴄ: Lɪʟʏ ᴏғ ᴛʜᴇ ᴠᴀʟᴇʏ: Mᴜɢᴜᴇᴛ 𖤐⃟🌱Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Sᴜʀʀᴇᴀʟ 𖤐⃟🌱Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ موگه یه فیکشن کوتاه و نمادینه.
White... The Colour Of My Life... (Completed) by Harlein_Queen
Harlein_Queen
  • WpView
    Reads 15,813
  • WpVote
    Votes 4,025
  • WpPart
    Parts 17
[BOOK 2] پسری به رنگ برف اما منزوی که خودش رو بخاطر تفاوتش، از چشم همه پنهون میکنه... و پسری مهربون اما شیطون که به تازگی از خانواده اش جدا شده و قصد داره تا زندگی مجردی رو تجربه کنه... چی میشه اگه این دو پسر، همسایه ی هم بشن و اتفاقی چشم پسر شیطون به پسرک برفی بیفته؟! آیا بکهیون مهربون و شاد، میتونه چانیول افسرده و مردم گریز رو از غار تنهاییش بیرون بکشه؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ بکهیون همیشه طوری به اون نگاه میکرد که انگار به یک اثرِ هنریِ ارزشمند چشم دوخته و این برای چانیول عجیب و تازه بود... + چرا اینطوری نگاه میکنی؟! - تو خیلی زیبایی... ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ کاپل: چانبک ژانر: رمنس، درام، فلاف، روزمره وضعیت: کامل شده نویسنده: هارلین کویین #1 چانبک