RDMahsa's Reading List
2 stories
Take You Home (Persian ver.) by eatmybyun
eatmybyun
  • WpView
    Reads 1,343
  • WpVote
    Votes 237
  • WpPart
    Parts 6
بکهیون تا "بينقص بودن" خیلي فاصله داشت. سرنوشتش طوري رقم خورده بود که عینِ پدربزرگ و پدرش یه جنایتکار باشه. دلش میخواست از این سرنوشت شوم فرار کنه، ولی انگار همهی درا به روش بسته شده بود. به عشق تو نگاه اول اعتقاد داشت ولی ترس از دست دادن هم داشت. ترس اینکه، دست به هرچی میزد نابود میشد و عین خاكِ سیگار فرو میریخت. ولي شاید تو چشماي چانیول، میتونست یه قهرمان باشه. کسي که بدون اهمیت دادن به زندگي فاکداپي که داشت، میتونست یه دوست پسر عادي باشه، چیزي که بکهیون هیچوقت نبود. اونا از دنیاهاي کاملا متفاوتي بودن، ولي یه چیزي اونارو از اولین روز زندگیشون بهم متصل میکرد، سرنوشت؟ شاید. - - اجازهی کامل از نویسنده برای ترجمه و پابلیش فنفیک گرفته شده است. read @/baekilui 's fictions on her archive of our own.
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 79,003
  • WpVote
    Votes 19,471
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)