خواندنی های من
13 stories
My Sin[مای سین] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 1,405,149
  • WpVote
    Votes 124,938
  • WpPart
    Parts 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔  by Travis_vkooker
Travis_vkooker
  • WpView
    Reads 28,473
  • WpVote
    Votes 3,381
  • WpPart
    Parts 39
▪︎از تپش تا تاریکی ▪︎ ▪︎خلاصه : جونگکوک در دنیایی که تاریکی سرنوشت ادم هارو میبلعه، تیغ جراحی به دست گرفت؛نه برای زخمی کردن ، بلکه برای درمان . اما یک دیدار،یک برخورد کوتاه با انیگمایی که اسمش لرزه به تن کل اسیا ... نه کل دنیا می‌انداخت کافی بود تا همه چیز تغییر کنه . از زندگیش تا تپش های قلبش... همه‌رو به پادشاه تاریکی باخت . ▪︎بخش های از داستان : _ما اینجا بازی نمی‌کنیم. اینجا قانون ساده‌ست... یا با منی، یا خاکی که زیر پاته تو رو می‌بلعه. ▪︎▪︎▪︎ _ من بازیکنم آلفا و اون کسی که مهره شاه رو حرکت میده...منم .نذار برق طلایی تاجت جلوی دیدت رو بگیره . _ بازی که درش شاه رو دست کم بگیری ... پایانی آغشته به خون داره. _اگه قراره خونی ریخته بشه من به عنوان بازیکن مطمئن میشم اولین قطره ای که میچکه ...متعلق به کسی باشه که منو بازی میده. ❤️‍🔥کاپل‌اصلی:ویکوک(تهیونگ☝🏻/جونگ‌کوک 👇🏻) ❤️کاپل فرعی : ؟؟ 🎭 ژانر : اسمات ، امپرگ ، مافیایی، ازدواج اجباری، امگاورس و.. 📝وضعیت : در حال آپ 🗓روز های آپ: یکشنبه ها ✍️🏻: تراویس 𝚃.𝚃𝙺"ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ"🦭
🍷The 100 million dollar prostitute 🍷{ Vkook Ver.} by PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    Reads 148,323
  • WpVote
    Votes 12,246
  • WpPart
    Parts 21
جنده ی کیم تهیونگ بودن....۵ کلمه...۱۸ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون کیم لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی کوک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
Dusk | vkook"  by zahradall
zahradall
  • WpView
    Reads 663
  • WpVote
    Votes 18
  • WpPart
    Parts 2
"_این همه سال توی اون غار یخی حبس نشده که به هیچی نرسه یونگ!" "_تو به عشق در نگاه اول اعتقاد داری تيره و تاریک؟! _من... من نمیدونم جونگکوک، فکر میکنم وجود نداشته باشه! چطور انسان میتونه توی نگاه اول وقتی فرد رو خوب نمی شناسه بهش دل ببنده؟ اصلا انسان ها چطور جوری حرف میزنن که انگار اون فرد خیلی مهمه و جونش رو براش فدا کنه؟ " "وقت پرواز کردن نزدیکه پروانه‌ی من..." "_وقتی خود خدا هم اشک بریزه... مخلوقاتش باید خون گریه کنن مگه نه ؟ +مخلوقاتش از شدت درد میمیرن.. " "و اما تاریخی که تکرار شدنش کمر بسته به نابودی این قلب تازه جوانه زده... " _-_-_-_-_-_ نویسنده‌: زهرا.دال روز های آپ: نامعلوم کاپل اصلی: تهکوک کاپل فرعی: هوپمین، مخفی ژانر: رویال، راز آلود، رومانس، انگست، اسمات «اطلاع داده شده»، فانتزی، مخفی _-_-_-_-_-_ Dusk یعنی زمانی که خورشید کاملا غروب نکرده و، جهان در سپیدی و تاریکی به سر میبره
 𝐁𝐀𝐍𝐊𝐄𝐑 {𝐯𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 236,084
  • WpVote
    Votes 29,260
  • WpPart
    Parts 47
{Completed} اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگر اینکه با خواسته شون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین آلفای سئول. کیم تهیونگ! مرد الفایی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی بوسال کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین آلفای کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین به عنوان یه امگا غیرممکنه که بتونم تنهایی اونو از پا دربیارم. اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم. اینکه به تختخواب تهیونگ راه پیدا کنم... و اونجا بمونم ! ♡____________________♡ Couple :: Vkook Jenre :: omegaverse, smut, mafia, criminal, romance♥️ Up time :: سه فصل اتمام یافته طراحی پوستر از :: @zhiizhou 🌹ترجمه و بازگردانی رمان " بانکدار " از پنه لوپه اسکای 💋
Believe Me | V.KOOK by wicler_69
wicler_69
  • WpView
    Reads 92,393
  • WpVote
    Votes 690
  • WpPart
    Parts 3
Believe me باورم کن "هرچقدر میخوای ازم متنفر باش، تحقیرم کن، نابودم کن. اما آقای کیم، فراموش نکن. روزی که فهمیدی من بی‌گناهم، روزی که فهمیدی پسری رو که با تمام وجود عاشقت بود رو چطور از خودت روندی، اون روز حق نداری برگردی پیش من! حق نداری بهم بگی عاشقمی و میخوای دوباره همه چیز رو درست کنیم. یادت نره آقای کیم، روزی که بی‌گناهیِ من ثابت بشه، روزیه که تو ادعای عاشقی میکنی و این بار این منم، که باورت نمیکنم!" - - - Couple: taekook Genre: sad/angst/lovestory Writer: wicler Cover by: wicler Telegram: WICLER_69 - نسخه جدید فیکشن به هیچ عنوان بازگردانی کامل نیست! روند کلیِ داستان از یک رمان الهام گرفته شده، اما از ابتدا تا انتها مجدد توسط خودم نوشته میشه. ممنونم. - happy end.
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 110,159
  • WpVote
    Votes 15,507
  • WpPart
    Parts 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
Dark Omega|vk| by AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Reads 14,096
  • WpVote
    Votes 280
  • WpPart
    Parts 2
امگای تاریک🩶 کاپل:ویکوک🩶 ژانر:امگاورس🩶ازدواج اجباری🩶انگست🩶اسمات🩶 زمان آپ:پنجشنبه ها🩶 بازگردانی:🩶Anika rezaei🩶 نویسنده:نور🩶 برشی از داستان: _ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من _به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟ پیج بازگردان عزیز:@Anikarezaei
🌸I bloomed for you... by Vante191
Vante191
  • WpView
    Reads 267,148
  • WpVote
    Votes 36,279
  • WpPart
    Parts 53
🌸من برای تو شکفتم🌸 ×ترجمه شده× کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی «با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن. این سرنوشت طبیعی اون بود. تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.» *نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^ Highest rankings: #1 depression #1 translated #2 btsfanfic #2 kpop #1 btsV #3 fanfiction #2 angst #1 انگست #1 translation #2 gay #1 هاناهاکی
ALLIANCE/VKOOK by stalker_Army
stalker_Army
  • WpView
    Reads 9,973
  • WpVote
    Votes 1,513
  • WpPart
    Parts 19
[ پیمان ] اقتباسی از عشق داریوش شاه بزرگ و شهبانو آتوسا +ایدون باد تهیونگ _ایدون تر باد جونگکوک! جونگکوک شه زاده اودریک دلداده فرمانده سپاه پدرش میشه، آلفا عاشق امگاست، پدر و مادر هیچ مخالفتی ندارن و هیچ مانعی سر راه زوج نیست اما آیا واقعا همه چی به همین راحتیه که فکرشو میکنن؟ کاپل:ویکوک،یونمین،سکرت ژانر:تاریخی، عاشقانه،امگاورس،درام،اکشن،انگست،اسمات روز آپ: چهارشنبه و پنجشنبه ⭕ اقتباسی از سرگذشت آتوسا و داریوش شاه بزرگ ❌این داستان صرفا یک نوشته و تخیل ذهن نویسنده است، هیچ کدام از کاراکتر ها و اتفاقات داستان ارتباطی با شخصیت های واقعی این دنیا ندارند!