...
32 stories
TWOFOLD GRAY BOOK1: SAD END by nickola_trsb
nickola_trsb
  • WpView
    Reads 7,872
  • WpVote
    Votes 855
  • WpPart
    Parts 50
_اوم.... خب، مادرت مثل تو بود. خوشگل، زیبا، با چشمای سبز و موهای سرخ... همه او را بد خطاب میکردند... "کسی که نفرتش از گریفیندور شهره بود" اما مگر مردم خوب یا مرگخوار اند؟ "ردای سیاهش... " آیا کسی که خوب است نمی‌تواند مرگخوار باشد؟ "همیشه ولدمورت را لرد سیاه خطاب میکرد" آیا تمام مرگخواران بد اند؟ "نفرتش از پاتر در لحظه اول قابل مشاهده بود" مگر او نبود که جان پاتر را از دست بلک نجات داد؟ "چرا جادوگران پنهانند؟" "اعماق جادو تاریک است." و تاریکی پر خطر. "سیاهی به معنای بد بودن نیست" خوب بودن چیست؟ "خوب و بد نسبی است... "کلید را خواهم یافت" و کلید در اعماق نهفته است... "و جنگل عمیق است... عمیق و ممنوع. و من آنجا خواهم بود در دل سیاهی..." کابوس چشمان را می‌سوزاند... درد هشیار میکند.... حقیقت محض همیشه دروغ است.... بشنو از سکوت... که تنها سکوت حقیقت است...
Unbreakable Bond by lmerakil
lmerakil
  • WpView
    Reads 17,553
  • WpVote
    Votes 1,259
  • WpPart
    Parts 85
شیپ: هرمیون گرینجر/دراکو مالفوی ژانر: عاشقانه، ماجراجویی خلاصه داستان: هرمیون... مغز متفکر گریفندور... با شروع سال تحصیلی جدید و اتفاقات تاریکی که در اطرافش در جریانه... خودش رو برای هر رخداد ناگواری آماده کرده... البته مطمئنه که هیچ چیز قرار نیست تمرکزش رو توی جنگ با تاریکی بهم بزنه.... اما مگه بهترین دلیل برای اینکه همه چیز اشتباه پیش بره... عشق نیست؟؟
She Is Not Potter by she_is_green
she_is_green
  • WpView
    Reads 4,237
  • WpVote
    Votes 424
  • WpPart
    Parts 18
"دامبلدور : اون یکی دیگه از خودش ساخته مینروا" همه چیز دست به دست هم داده تا یه بچه مخفی بمونه ولی نمیشه یه مشکل رو همیشه مخفی نگه داشت مخصوصا اگه اون مشکل دختر اسنیپ باشه
isolation (persian translation) by Mary5661013
Mary5661013
  • WpView
    Reads 19,249
  • WpVote
    Votes 1,513
  • WpPart
    Parts 41
هری و رون برای پیدا کردن هورکراس ها میرن و هرماینی برای کمک به پروفسور مک گوناگل توی هاگوارتز میمونه تا به محفل کمک کنه و هاگوارتز رو به یه جای امن تبدیل کنه اسنیپ برای حفاظت از جون خودش دریکو رو مجبور به موندن توی هاگوارتز میکنه ولی دریکو نمیتونه اتاقی رو که بهش داده شده ترک کنه ... این اتاق ، داخل خوابگاه گرنجره هرماینی تنها دانش آموز قابل اعتمادیه که میشه برای این موضوه روش حساب کرد ... پس اون و مالفوی یه خوابگاه کوچیک رو با هم شریک میشن دراکو تلاش میکنه دیوونه شدنی که ناشی از حبس شدن توی اتاقه رو نادیده بگیره در حالی که با یه خون لجنی هم اتاقیه ...
Unexpected Love |Yoonmin| by _TheAhma_
_TheAhma_
  • WpView
    Reads 59,051
  • WpVote
    Votes 8,463
  • WpPart
    Parts 76
گاهی همه‌چی از یه اتفاق غیرمنتظره شروع می‌شه. اولش فکر می‌کنی فقط یه بازیه، اما وقتی به خودت میای، می‌بینی تو مردابی به اسم عشق گیر افتادی و هرچی بیشتر دست و پا می‌زنی، بیشتر فرو می‌ری... ~ زمان اپ: نامعلوم ⌜ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗬𝗼𝗼𝗻𝗺𝗶𝗻 ⌟ •𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶~𝘁𝗼𝗽 آي دي چنل تلگرام: @writer_theahma
the window of life by titi09304426090
titi09304426090
  • WpView
    Reads 227,914
  • WpVote
    Votes 24,193
  • WpPart
    Parts 42
″من مریضتم تهیونگ″ ″مهم نیست″ ″اسم من تو لیست مریضای روانیه″ ″اهمیتی نمیدم...″ ″دوست داشتن من گناهه...″ ″پس در این صورت من یه گناهکار به حساب میام″ کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین؛نامجین ژانر : عاشقانه، روانشناسی، تیمارستانی، درام، اسمات
Tiptoe :::... (KOOKV ver.) by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 149,225
  • WpVote
    Votes 27,745
  • WpPart
    Parts 48
چه توی بزرگ ترین دانشگاهِ هنرهای موسیقاییِ جولیارد ، چه توی هر دانشگاهِ کوفتی دیگه ای ، عشق بین یک هنرجو و استاد غیر قانونیه! ولی خب...سرنوشتِ تخمیه دیگه :) ~~~ (این فیک قبلا با اسمِ why توی اینستا عاپ میشده❕) ~ معانی کلمه ی "تیپتو" : 1) در معنای لغوی : نوکِ انگشت های پا 2) در اصطلاحِ رایج : با احتیاط و بی سر و صدا روی پنجه ی پا راه رفتن 3) در دنیای رقص و موسیقی : حرکتی از رقص که رقاصه قدم هاش رو به سبکیِ پر و با ناز برمیداره 🩰 کاپل ها : اصلی ◀ کوکوی فرعی ◀ نامجین / سُپ ژانر ها : ( عاشقانه ، موزیکال ، سمات ، یونیورسیتی طور ، تا حدودی روزمره ، فان به مقدار لازم، چند قاشق غذا خوری درام ....) 🚨ورژنِ ویکوک این فیکشن هم توی این اکانت وجود داره🚨
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  by 00_baraniii
00_baraniii
  • WpView
    Reads 85,556
  • WpVote
    Votes 10,685
  • WpPart
    Parts 44
«جئون جونگکوک،جوان‌ترین جراح بیمارستان سدار سینای لس‌آنجلس، وقتی تنها کسی شد که جرئت کرد قلب بانوی اعظم خاندان کیم را نجات دهد، وارد دنیایی شد پر از قدرت، رمز و راز و بازی‌های خطرناک. خانواده‌ای که در ظاهر باشکوه، زیر پوست سردشان توطئه‌ها و خیانت‌ها جریان دارد. اما میان تمام این پیچیدگی‌ها، یک چهره بود که همه را به سکوت وامی داشت... کیم تهیونگ، بزرگ‌ترین نوه‌ی خاندان کیم. و همان که بی‌صدا، قلب جونگکوک را ربود.» Main couple :vkook Side cuple: yoonmin,namjin,... Genre:Darck Romance, Drama , Smut Writer:بـــــاران Channel: vkookjjkv
The Tainted Gem by nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    Reads 42,089
  • WpVote
    Votes 7,031
  • WpPart
    Parts 31
امگا رو به انیگما گفت: "تو... تقاص تمام گناه های منی..." "اشکالی نداره... تقاص گناهمو پس میدم و میمیرم... اما آرزو میکنم توی زندگی بعدی هرگز نبینمت." . نام فیکشن: The Tainted Gem(جواهر فاسد) . ژانر: #مافیایی #خشن #bdsm #عاشقانه . کاپل: نامعلوم(حدس بزنید 🌝) . خلاصه ی فیکشن جَواهِر فاسِد: جیمین، امگایی زیبا و جوان، در رابطه‌ای پنهانی و قراردادی(صرفا سکس پارتنر) با کیم تهیونگ، تاجر پرنفوذ و قدرتمند آمریکای جنوبی است، اما جیمین عشقی یک طرفه و زهرآگین به کیم تهیونگ متاهل دارد، وقتی جئون جونگکوک، مافیای خطرناک و جاه‌طلب، برای تصاحب یک عتیقه‌ی گمشده که در اختیار تهیونگ است، جیمین را می‌رباید، جرقه‌ی توطئه‌هایی زده می‌شود که هیچ‌کس را بی‌زخم نخواهد گذاشت.
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 247,091
  • WpVote
    Votes 28,094
  • WpPart
    Parts 73
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg