nikomombeini's Reading List
6 stories
Russian Vodka ᴷⱽ by IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    Reads 33,212
  • WpVote
    Votes 4,045
  • WpPart
    Parts 14
- تو جئون تهیونگی، آلفای من، جفت من، مال من. توی تخت من، قصر من و قبر من می‌خوابی، کنار اسم من! ••• تهیونگ، آلفایی که دوساله که از دست همسر خطرناکش فرار کرده و به کره اومده؛ با امگای جدیدی آشنا شده و قصد داره هرجوری شده باهاش ازدواج کنه. حالا چی می‌شه اگه خبر نامزدیش به انیگما جئون برسه و باعث بشه تمام مافیای مسکو برای برگردوندن پسری که سال‌ها پیش به جئون‌ سرگِی فروخته شده، بسیج بشن؟ Omegaverse/ Mafia / Age Gap / Dark Romance / Forced Marriage/ Harsh ••• آپ: دو روز درمیون ••• پارت بندی با تلگرام فرق داره
TheWrongTwin 🩰 ᵏᵒᵒᵏᵛ by Webtoon_Vkook
Webtoon_Vkook
  • WpView
    Reads 182,101
  • WpVote
    Votes 25,599
  • WpPart
    Parts 31
Author𐄒 Brattykv Coυple𐄒 kookv Trαɴѕlαтor𐄒Rana Geɴre𐄒 Drama, romance کیم تهیونگ و کیم هانسونگ دوتا برادر دوقلوان که با وجود شباهت‌های ظاهری زیادی که به‌هم دارن، از نظر اخلاقی و سلیقه اصلا شبیه هم نیستن. هانسونگ، قل مهربون و دوست‌داشتنیه که دامن و لباس‌های پاستلی میپوشه و توجه همه رو به خودش جلب میکنه. تهیونگ از طرف دیگه، قل ترسناک، عجیب‌وغریب، و اخموییه که همیشه لباس‌های تیره میپوشه و به همه به‌جز برادر دوقلوش اخم میکنه. جئون جونگ‌کوک، یه مدتی میشه که یه کراش خیلی شدید روی کیم هانسونگ داره اما هنوز انقدری از جونش سیر نشده که با ابراز علاقه به کیم هانسونگ، با کیم تهیونگ اعلام جنگ کنه. بله، جئون جونگ‌کوک از کیم تهیونگ میترسه و بدون گرفتن رضایتش حاضر نیست با هانسونگ وارد رابطه شه اما چی میشه وقتی جونگ‌کوک در جریان گرفتن رضایت تهیونگ برای دیت رفتن با هانسونگ، بیشتر با شخصیت واقعی تهیونگ آشنا شه؟!
Vespera  by Rose_7vk
Rose_7vk
  • WpView
    Reads 692
  • WpVote
    Votes 86
  • WpPart
    Parts 2
تهیونگ، امگای بی‌پناهیه که بعداز طلاق از همسر سابقش، مجبور به فروش خونه و دارایی‌هاش می‌شه. اون همراه پسر چهار ساله‌اش به روستایی دورافتاده در سوئد می‌ره تا زندگی جدیدی رو شروع کنه؛ اما آرامشش به‌خاطر همسایه شدن با آلفایی که تنها دو سال ازش کوچک‌تره، از بین می‌ره تا جایی که رفته‌رفته حس خاصی بینشون شکل می‌گیره... ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: Vespera - دوشنبه‌ها ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KOOKV ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Omagavers, Romance, Fluf, Slice of Life ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: BlueRose
DADS[ددی ها] by r_fraa_
r_fraa_
  • WpView
    Reads 45,118
  • WpVote
    Votes 2,227
  • WpPart
    Parts 23
داستانی آمیخته در قالبه عشق و درد. داستانه عاشقانی که درنهایت تنها راه جدایی ست . داستانی که درد را لذت بخش جلوه میدهد .بی دی اس امـ. .معماییـ .گیـ. .فورسامـ. .ددی و لیتل بویـ.
Shine in the dark by haniehislamy
haniehislamy
  • WpView
    Reads 265,463
  • WpVote
    Votes 29,449
  • WpPart
    Parts 40
کاپل : yoonmin _ Kookv , Vkook _ ? ژانر هر فصل : 1 : فول تخیلی ، امگاورس ، سلطنتی ، انمیز تو لاورز ، اسمات 2 : تراژدی ، انگست ، دارک رمنس 3 : سفر در زمان ، رمنس ، هپی اند (همراه با تصویر) از دستش ندید که خاص ترین فیکه ! 🌓 در سرزمین پارادایس ، همه با یکی از نژاد های شش گانه متولد میشدند.... آب... آتش... باد.... خاک.... نور... و تاریکی ! چی میشه اگه پادشاه جونگکوک ، آلفای اصیلی که پرقدرت ترین نژاد یعنی نور رو داره برای به دنیا آوردنِ ناجیِ سرزمین ، دنبال جفت حقیقیش بگرده؟ و چی میشه اگه جفت حقیقیش ، تهیونگ باشه؟ یه آلفای اصیل از نژاد تاریکی.... درست نقطه ی منفورِ مقابلش ! **** _ ازت متنفرم... _ همچنین! و لحظه ی بعد ، لبهاشون روی هم کوبیده شد.‌‌... ****** قلبی که هیچ وقت نمی‌تپید ، حالا ضربان داشت..... دیدنِ اُمگایی که شورِ زندگی از وجودِ درخشانش میبارید ، یخِ قلبِ پادشاه مین ، بیرحم ترین پادشاهِ تاریخ رو شکسته بود ! _بعد از دیدنِ انعکاس ماه توی چشمهات ، قلب مُرده ی من لرزید....حالا دیگه اون قدرتم نیست.... بزرگترین نقطه ضعفمه.... ! لطفاً ازم نترس پرنس.... من هیولا نیستم ! ****** سوال اینجاست‌‌.... ناجیِ پارادایس کی میتونه باشه ؟؟ ****** قسمت اول : درخشش ... اینجا بهشتِ منه ! قسمت دوم : تاریکی... منو از این جهنم نجات بده ! قسمت سوم : .....نجاتت میدم.... [توی این فیک
نطفه‌ی شیطان  by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 74,568
  • WpVote
    Votes 9,477
  • WpPart
    Parts 33
جادوگر گفته بود: اگر خواهرش می‌خواهد باردار شود، باید هفت شب متوالی، از ساعت یک بامداد تا پیش از طلوع آفتاب، زیر بزرگ‌ترین درخت جنگل بنشیند؛ با لباسی کاملاً سفید، تمیز و زیبا... مثل لباس عروس. : تو می‌خوای بچه‌دار شی، به من چه! : تهیونگا، خواهش می‌کنم... گفته شوهرم نباید همراهم باشه. تنها می‌ترسم. : حتی فکرشم نکن! اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد... اگر تهیونگ، اشتباهی و بی‌خبر، زیر آن درخت می‌نشست چه می‌شد؟ جنی که از اعماق تاریکی ها احضار شده بود، نمی‌دانست «عروسی که قرار بود کودکش رو حمل کند» ان پسر نیست،نطفه‌ش در شکم کسی کاشته شد که نباید.... _________________ kookv